امتیاز مثبت
۰
سیاه‌چاله‌ای که بانک‌ها در حال ساختند/ عبورازبانکداری سایه به بانکداری سیاه!
چهارشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۱۶
کد مطلب: 303458
 
مطالعات بانک جهانی نشان داده دلیل اصلی رشد بانکداری سایه در همه جاي دنیا قوانین سختگیرانه نظام بانکداری رسمی‌ و همچنین تفاوت فاحش در نرخ بهره است، اما بانکداری سایه چیست و چگونه و در کجا رشد کرده است؟
سیاه‌چاله‌ای که بانک‌ها در حال ساختند/ عبورازبانکداری سایه به بانکداری سیاه!
 
همشهري اقتصاد: در یک تعریف گفته می‌شود «بانکداری سایه (Shadow Banking) آن بخش از فعالیت‌های اعتباری را شامل می‌شود که کارکردی مشابه عملیات بانکی دارد، ولی تحت مقررات نظارتی مقام‌های ناظر انجام نمی‌شود»، اما این تعریف مقبول همه نیست. عده‌ای هر نوع فعالیت بانکی را که به وسيله شرکت‌های غیربانکی صورت گیرد، بانکداری سایه می‌دانند، ولي یک چیز در این تعریف محور اساسی بحث است و آن اینکه کانون اصلی بانکداری سایه، بحث اعتبارات است. به دلیل همین اختلاف مفهومی‌ از این پدیده، درباره تهدید یا فرصت بودن آن نیز اختلاف دیدگاه وجود دارد. در ایران کسانی همچون عبده تبریزی معتقدند: «هرچند نام بانکداری سایه در نگاه اول تصویری منفی تداعی می‌کند، اما در سطح جهانی، فعالیت‌های این بخش بی‌شک برای اقتصاد مفید است. اندازه بانک‌های سایه (که لزوما بانک نیستند) کوچک‌تر از اندازه بانک‌ها است؛ سریع‌تر تصمیم می‌گیرند و در بازارهای تخصصی خود موثرتر عمل می‌کنند. رقابت در میان آنها بیشتر است و به نوعی مکمل بانکداری متعارف به ‌شمار می‌آیند. تفاوت اصلی آنها با بانکداری متعارف در آن است که اغلب نهادهایی که در گستره این تعریف قرار می‌گیرند، نمی‌توانند از بخش عمومی ‌استقراض کنند و تامین مالی خصوصی انجام می‌دهند».

در کنار این دیدگاه البته نظر مخالفی نیز وجود دارد. کسانی همچون «مارک کارنی»، رئیس بانک مرکزی انگلیس که این مساله را تهدیدی برای جهان شمرده‌اند. سال گذشته از مارک کارني، رئيس بانک مرکزي انگلستان و رئيس يک مرکز پيشگيري از بحران‌هاي مالي آينده به نام اف‌.اس‌.بي خواسته شد تا بزرگ‌ترين خطري را معرفي کند که اقتصاد جهان را تهديد مي‌كند. كارني بانکداري سايه در بازارهاي نوظهور را به عنوان بزرگ‌ترين تهديد عليه اقتصاد جهان معرفي کرد.
 
عمق 71 هزارمیلیارد دلاری بانکداری سایه در جهان
اما بانکداری سایه را چه تهدید بدانیم چه فرصت، واقعیت این است که این نوع بانکداری به‌سرعت در سراسر دنیا در حال گسترش است. از ایالات‌متحده تا چین، از توکیو تا لندن بانکداری سایه رشد غیرمتعارفي داشته، به صورتی که از رشد بانکداری رسمی‌ جهان هم سبقت گرفته است. گزارش صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد «در دو سال گذشته میلادی بیشترین حجم معاملات بازار بانکی سایه در امریکا انجام شده که دلیل این مساله را می‌توان علاوه بر بزرگی اقتصاد این کشور، قوانین سختگیرانه بانکی و ضعف نظام مالی ایالات‌متحده در نتیجه بحران‌های اقتصادی سال‌های اخیر دانست. در دو سال گذشته ارزش بانکداری سایه در امریکا بین 15 تا 25 هزار میلیارد دلار بود و در منطقه یورو ارزش بانکداری سایه بین 13.5 تا 22.5 هزار میلیارد دلار امریکا تخمین زده می‌شود. در انگلیس ارزش این نوع بانکداری مرز 11 هزار میلیارد دلار را رد کرده است. ارزش بانکداری سایه در ژاپن در سال 2013 میلادی بین 2.5 تا 6 هزار میلیارد دلار اعلام شده و ارزش بانکداری سایه در بازارهای در حال گذار دنیا نیز از 7 هزار میلیارد دلار فراتر رفته است». رشد این نوع بانکداری به‌قدری سریع بوده که فقط در چین و در سال 2012 میلادی 42 درصد رشد داشته است. مرکز اف‌.اس‌.بی‌.سی در گزارشی آورده است: «بانکداري سايه در حدود يک‌چهارم نظام مالي جهان را به خود اختصاص داده است و دارايي آن در ابتداي سال جاري ميلادي بالغ بر 71 تريليون دلار بوده است. اين رقم در يک دهه پيش تنها 26 تريليون دلار بود»؛ یعنی رشدی حدود 3 برابری در طول یک دهه که بسیار قابل توجه است و تقریبا از رشد سایر بخش‌های اقتصادی در همه جهان بیشتر است.
 
رشد بانکداری سایه درایران

همزمان با رشد فزاینده بانکداری سایه در جهان، ایران نیز شاهد رشد و گسترش نوعی از بانکداری بود که شباهتی به بانکداری سایه دارد، ولی در عین حال تفاوت‌های فاحش و اساسی با بانکداری سایه مرسوم در دنیا دارد. در یک دهه گذشته نظام بانکی و پولی ایران تحولات گسترده‌ای را شاهد بوده است. از یک سو بانک‌های خصوصی وارد میدان شدند و رشد کردند و از سوی دیگر موسسات مالی و اعتباری، صندوق‌های قرض‌الحسنه و تعاونی‌های اعتباری به نظام پولی کشور وارد شدند و در زمان کوتاهي توانستند سهم قابل توجهی از نقدینگی کشور را جلب و جذب کنند و تحت مدیریت خود درآورند. برخی گزارش‌ها حکایت از آن دارد بیش از 100 هزار میلیارد تومان از نقدینگی کشور فقط در اختیار هفت موسسه‌ای قرار دارد که فاقد اعتبار نزد بانک مرکزی هستند.

براساس تحقیقات صورت‌گرفته: «حدود 7 هزار موسسه مالی در کشور فعالیت می‌کنند که با لحاظ تعداد موسسات، بانک‌ها و صندوق‌های قرض‌الحسنه مجاز، بیش از 6 هزار موسسه بدون مجوز از بانک مرکزی هستند و از وزارتخانه‌ها و نهادهای دیگر اخذ مجوز کرده‌اند. از این تعداد، صندوق‌های قرض‌الحسنه حدود 4 تا 5 ‌هزار مورد را تشکیل می‌دهند و بنا بر تخمین‌ها، بیش از هزار تعاونی اعتبار کارمندی،کارگری و صنعتی نیز وجود دارند که بیرون از محیط کار خود فعالیت می‌کنند و به‌ علاوه ۵٠ تا ۶٠ تعاونی اعتبار آزاد (عام) وجود دارد که مورد پذیرش بانک مرکزی نبوده و باید مراحل انحلال، تبدیل یا ادغام را طی کنند».
 
شباهت‌ها و تفاوت‌های بانکداری سایه ایران و جهان
شباهت اصلی بانکداری سایه در ایران و جهان این است که در هر دو مورد این نوع بانکداری از قید و نظارت قوانین پولی و مالی معاف یا نظارت بر عملکرد آنها بسیار اندک است؛ البته در ایران این آزادی عمل بیشتر است.

اساسا بانک‌های سایه در دنیا سپرده نمی‌پذیرند در عوض متکی به سرمایه‌های کوتاه‌مدت هستند که از طریق اوراق یا بازار باز خرید تامین می‌شود که در آن وام‌گیرندگان در قبال اخذ وام نقدی وثیقه‌ای ارایه می‌کنند، با این روش که وثیقه را به فروشنده می‌فروشند و در زمان مقرر با قیمت توافق‌شده آن را بازخرید می‌کنند، اما در ایران موسسات مالی درست مثل بانک‌های رسمی‌ کشور منابع را از دست سپرده‌گذار کوچک و بزرگ می‌گیرند و بخش بسیار ناچیز آن را به برخی افراد وام می‌دهند و قسمت عمده آن را به شرکت‌های زیرمجموعه خودشان تسهیلات می‌دهند. تقریبا این عمل نه‌تنها در موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز بلکه در بيشتر بانک‌های کشور اتفاق افتاده است. سپرده‌های مردم به شرکت‌های وابسته به خود موسسه یا بانک پرداخت شده و آنها نیز با سرمایه‌گذاری اشتباه در مسکن یا هر جای دیگر عملا منابع را قفل کرده‌اند.

کار دیگری که بانکداری سایه در دنیا انجام می‌دهد این است که بانک‌های سایه می‌توانند مجری ارایه وام‌های طولانی‌مدت مثل وام‌های مسکن، تسهیلات اعتباری در سراسر نظام مالی با تطبیق سرمایه‌گذاران و وام‌گیرندگان با یکدیگر یا از طریق تبدیل شدن به بخشی از یک زنجیره شامل نهادهای متعدد باشند. مساله‌ای که در ایران به شکلی دیگر رخ داده و آن هم تطبیق آورده مردمی‌ با خواست مدیران و صاحبان موسسه و بانک است. به صورتی که هر سهامداری مخصوصا در هیات‌مدیره، خودش را «مالک» و «صاحب» سپرده‌های مردم می‌داند و هر طور که خودش تشخیص بدهد با آن پول‌ها کار می‌کند. موسسات بانکداری سایه در دنیا معمولا واسطه بین سرمایه‌گذاران و وام‌گیرندگان هستند. براي مثال یک موسسه سرمایه‌گذار مثل یک صندوق بازنشستگی ممکن است مایل به وام دادن و یک شرکت به‌ دنبال وجهی برای قرض گرفتن باشد. نهادهای بانکی سایه، وجوه را از سرمایه‌گذار به شرکت وام‌گیرنده کانالیزه کرده و سود خود را از کارمزدها یا از اختلاف بین نرخ بهره، از آنچه‌ به سرمایه‌گذار پرداخت یا از وام‌گیرنده دریافت کرده، تامین می‌کنند؛ اقدامی‌که در ایران صورت نمی‌گیرد.
 
زایش بانکداری سیاه
تا همین چندی پیش کار عده‌اي این بود که می‌توانند یک نهاد پولی و بانکی مثل موسسه مالی و اعتباری یا صندوق یا حتی بانک راه بیندازند، اما چگونه؟روش این بود؛ گرفتن تسهیلات از برخی بانک‌ها و گذاشتن آن به جاي سرمایه اولیه یک بانک یا موسسه پولی و مالی و بعد زدن شعبه و گرفتن پول از دست مردم و راه‌اندازی کسب‌و‌کار پول‌ساز! پرونده برخی بانک‌های خصوصی و موسسات مالی و اعتباری درست براساس همین روش ساخته شده‌اند؛ یعنی اقدامی ‌صددرصد اشتباه و دور زدن قوانین و مقررات.

این موسسات مالی «برخلاف نهادهای تحت نظارت، به رعایت مقررات و محدودیت‌هایی در تعهدات کلان و در تسهیلات پرداختی به شرکت‌های تابعه، تعهدات ارزی، میزان دارایی‌های ثابت، حجم سرمایه‌گذاری‌ها، نسبت‌های نقدینگی احتیاطی، ثبت و ضبط اسناد و مدارک خود ملزم نیستند؛ آنها به‌راحتی دست به سرمایه‌گذاری در بازارهای مختلف می‌زنند؛ خود را ملزم به رعایت نرخ‌های سود مصوب نمی‌دانند و به این ترتیب به رقابتی نابرابر می‌پردازند».
تجربه نشان داده این موسسات و نهادهای شبه‌بانکی به هیچ قانون و قاعده‌ای تن نمی‌دهند و به صورت حرفه‌ای آموخته‌اند که چگونه قانون، قانون‌گذار و مجری قانون را دور بزنند؛ براي نمونه یک موسسه اعتباری بیش از 11 هزار میلیارد تومان سپرده از مردم گرفته و اکنون تنها هزار میلیارد تومان برایش مانده است! سپرده‌گذاران هر روز جلوی بانک مرکزی تحصن می‌کنند تا بلکه بتوانند به پول‌شان برسند.

این اقدام و اقداماتی مشابه این را که در ایران به‌سرعت رشد کرده، نمی‌توان بانکداری سایه نامید بلکه به‌درستی می‌توان آن را بانکداری سیاه خطاب کرد. بانکداری سیاه سپرده مردم را متعلق به خود می‌داند و با آن به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که با ملک خود! در واقع بانکداری سیاه خود را صاحب و مالک سپرده‌های مردم می‌داند.

بانکداری سیاه مسابقه سود سپرده راه می‌اندازد، به گونه‌ای که تقریبا انجام هیچ کاری بهتر و اقتصادی‌تر از سپرده‌گذاری در بانک‌ها و موسسات مالی نباشد. طنز تلخی که چندی پیش در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست می‌شد گویای این وضعیت خطیر بود. در آن طنز آمده بود که «دیه یک انسان 200 میلیون تومان است. اگر این میزان پول را در بانکی سپرده‌گذاری کنید با نرخ 20درصد، ماهانه 3 میلیون و700 هزار تومان سود دریافت می‌کنید، اگرکسی درآمدی کمتر از 3 میلیون و 700 هزار تومان در ماه داشته باشد، زنده بودنش اقتصادی نیست!» این طنز تلخ گویای وضعیت وخیمی‌ است که بانکداری سیاه در ایران به راه انداخته است؛ شرایطی که مرگ، اقتصادی‌تر از زندگی می‌شود!

اگر نهادی بخواهد آنها را مقید به کاری کند که مثلا نرخ سود را پایین بیاورند آنها به این کار تن نخواهند داد زیرا تجربه نشان داده بانکداری سیاه را نمی‌توان با نرخ سود مقید کرد. آنها بلافاصله «سود مخفی» راه‌اندازی می‌کنند و به مشتریان می‌آموزند که چگونه می‌توان «بهره مرکب» ساخت و بالاتر از نرخ مصوب سود داد چرا که حیات و ممات این نهادها در جلب و جذب سپرده بیشتر به هر قیمتی است، در غیر این صورت فروپاشی قطعی است. متاسفانه شرایط به‌گونه‌ای پیش رفته که این موسسات با ایجاد «مکش» عملا پول را از بانک‌های سالم به طرف خود می‌کشند و دیر یا زود آنها را نیز در معرض ریسک قرار می‌دهند.

بانکداری سیاه در خدمت اقتصاد نیست، راه خودش را می‌رود و گوشش بدهکار کسی نیست. عملکرد بانکداری سیاه به‌گونه‌ای بوده که 80 درصد منابع بانکی کشور با انجماد مواجه شده و قفل شده است و یکی از دلایل اصلی رکود کشور این نوع بانکداری است.

بانکداری سیاه آثار و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سنگینی دارد. عده‌ای معتقدند تبعات این نوع بانکداری دیر یا زود به فروپاشی مالی و ترکیدن حباب‌ها از جمله حباب سود سپرده منجر خواهد شد، اما همان‌ها نیز معتقدند نتیجه چنین اتفاقی تنها اقتصادی نخواهد بود! باید فکری به حال نظام بانکی کرد، قبل از اینکه واقعا دیر شود.