امتیاز مثبت
۱
نكته اي كه نبايد فراموش شود
روشن سازی زوایای تاریک انحلال بزرگ
جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۳۳
کد مطلب: 192696
 
مطمئنا خِرد جمعی حکم می کند که ایران امروز نیاز به سازمان مدیریت و برنامه ریزی دارد و در گذشته نیز انتقادات صحیحی به عملکرد این سازمان وارد بود اما در شرایط کنونی در صورت دقت دولت منتخب و مجلس محترم انحلال آن نیز می تواند منجر به احیای قوی تر آن شود، به طوری که شفافیت، مسئولیت پذیری، پاسخگویی و عدم ایجاد رانت سیاسی و اقتصادی برای برخی افراد مرتبط با سازمان از اصول اولیه احیای آن قرار گیرد.
روشن سازی زوایای تاریک انحلال بزرگ
 

اقتصاد ایران آنلاین-سید پرویز جلیلی کامجو : در این مقاله قصد داریم برخی زوایای تاریک انحلال و احیای مجدد سازمان مدیریت و برنامه ریزی را روشن کنیم و به منظور رعایت «اعتدال در گفتمان» از کلماتی مانند ادغام، انحلال و تبدیل وضعیت برای آن چیزی که در عمل برای این سازمان اتفاق افتاده است، به صورت موازی و هم ارز استفاده می کنیم.

احیای سازمان مدیریت یک خواست عمومی
بعد از گذشت هفت سال، طرحی یک فوریتی در مجلس تصویب شد با نام «احیای سازمان مدیریت»! نمایندگان ملت پس از چندین سال به فکر احیای اتاق فکر برنامه ریزی ایران که در سه سطح کوتاه مدت (سالیانه)، میان مدت (برنامه های پنج ساله) و بلندمدت (سند چشم انداز 1404) برنامه ریزی می کرد، افتادند. بهارستانی ها که در سال اخیر با رکورد تاخیر در ارائه لایحه بودجه توسط دولت مواجه بودند و زمزمه احیای این سازمان را از رئیس جمهور منتخب شنیده بودند، دست دوستی را دراز کرده و طرح یک فوریتی را برای احیای این سازمان تصویب کردند.

سیاسی بودن انحلال و احیای سازمان؟
در پاسخ به این سوال ها که قصد ما از احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی چیست؟ اصلا چرا این سازمان چند سال پیش تبدیل وضعیت (انحلال یا ادغام) شد؟ چه می توان گفت؟ آیا این که سازمانی به معاونت تبدیل شده و البته مقداری هم وظیفه و شکل محتوایی کارها تغییر کرده است! پاسخی منطقی و مبتنی بر آن چیزی است که در واقعیت اتفاق افتاده است. موافقان احیا، انحلال این سازمان را امری سیاسی و موافقان انحلال، احیای آن را امری سیاسی می دانند.
 
اما با توجه به مباحثی که در ادامه بیان خواهیم کرد سنگینی ترازو به طرف بخش اول است. زیرا مهم ترین دلیل احیای سازمان مدیریت، شکست انحلال آن است. این موضوع نیز انکارناپذیر است که در ایران، اقتصاد کاملا تحت تاثیر سیاست بوده و هیچ تصمیم اقتصادی بدون دلیل سیاسی نیست درصورتی که در اقتصادهای بزرگ دنیا سیاست در خدمت اقتصاد است. وجود سازمان مدیریت می تواند با ایجاد توازن قدرت در اجرای سیاست های اقتصادی نفوذ جریان های سیاسی در امر برنامه ریزی را کاهش دهد. نکته قابل توجه دیگر این است که همچون بانک مرکزی، درجه استقلال این سازمان از قوای سه گانه به خصوص قوه مجریه می تواند بر بهبود عملکرد، ارتقای کارایی برنامه ریزی و عدم جهت گیری سیاسی اهداف این سازمان تاثیر مثبت داشته باشد. این سازمان بهترین مشاور فرابخشی است که می تواند حتی اختلاف نظرات بین قوا

نکته قابل توجه دیگر این است که همچون بانک مرکزی، درجه استقلال این سازمان از قوای سه گانه به خصوص قوه مجریه می تواند بر بهبود عملکرد، ارتقای کارایی برنامه ریزی و عدم جهت گیری سیاسی اهداف این سازمان تاثیر مثبت داشته باشد
در امر برنامه ریزی در کشور را برطرف کند، که با تبدیل آن به معاونت این مزیت مورد تاکید، حذف شده است.
 
سازمان مدیریت یک اتاق فکر علمی بود که تصمیمات آن دارای مبانی تئوریکی بود اما با ادغام، تحت تاثیر تفکرات یک فرد یا یک جریان فکری آرمان گرا قرار گرفت که نتیجه آن امروز در اقتصاد ایران قابل مشاهده است. نبود برنامه ای مدون و سیستماتیک در هدفمند کردن یارانه ها، تغییر و یکسان سازی نرخ ارز، کنترل حجم پول و سایر موارد مشابه، شاهدی بر نبود یک عضو موثر در سیستم برنامه ریزی کشور است و این عضو کسی نیست جز سازمان مدیریت و برنامه ریزی.

تاریخچه سازمان مدیریت
سابقه تاسیس سازمان سازمان مدیریت و برنامه ریزی به سال1316 برمی گردد و در طول این سال ها سرگذشت پیچیده و غم انگیزی را تجربه کرده است. اما در چند دهه اخیر سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور از ادغام دو سازمان امور اداري و استخدامي كشور و سازمان برنامه و بودجه به وجود آمد و در دولت نهم از تفكيك سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور دو معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني و معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئیس جمهوری به وجود آمد. 

برخی اقتصاددانان مشکلات کنونی اقتصاد ایران را ناشی از بی برنامگی نمی دانند، بلکه ناشی از عدم اجرای برنامه ها می دانند و مقایسه عملکرد و اهداف برنامه های توسعه را گواهی آشکار برای ادعای خود می دانند اما با وجود این واقعیت که اهداف برنامه های اول، دوم و سوم توسعه که در قبل از انحلال سازمان برنامه بوده است با عملکرد برنامه فاصله چشمگیری دارند، نبود برنامه به مراتب بدتر از وجود برنامه در کنار عدم اجرای آن است. تغییر نام و ادغام در هر دو دولت آقایان هاشمی و خاتمی در این سازمان و وزارتخانه های مختلف صورت گرفته بود، اما تغییر ماهیت این انحلال (ادغام) در دولت نهم کاملا این سازمان را از میدان برنامه ریزی کشور خارج کرد. بسیاری از مخالفان این انحلال استدلال می کنند که دولت نمی تواند سازمانی که به دست مجلس تصویب شده را منحل کند. موافقان نیز مدعی هستند این انحلال نیست بلکه یک ادغام است و فقط نام این سازمان تغییر یافته است، درصورتی که انتقاد وارده به طرفداران ادغام این است که سیستم و روح نرم افزاری این سازمان تغییر یافته است و مخالفان، مخالف تغییر نام این سازمان نیستند بلکه مخالف تغییر ماهیت و تاثیر این سازمان و تنزل منزلت مدیریتی آن از یک سازمان به یک معاونت هستند. 

وظیفه تدوین و تهیه برنامه های توسعه و بودجه های سالانه و انطباق نظام اجرایی و نظام برنامه ریزی از وظایف خطیر سازمان مدیریت بود که با ادغام (انحلال) آن اجرای این وظایف مورد غفلت قرار گرفت. اگر قرار است به دلیل مطابق نبودن عملکرد برنامه های توسعه با اهداف آن کسی یا سازمانی دچار تغییر و تحول شود، باید کل سیستم مدیریت اقتصادی کشور را به خصوص پس از دولت های نهم و دهم با بی رحمی تمام مورد ادغام و انحلال قرار داد، زیرا شاخص های کلان اقتصادی در دو دولت اخیر نه تنها با کشورهای هم تراز ایران قابل مقایسه نیست حتی با دولت های قبل نیز امکان مقایسه وجود ندارد، درصورتی که درآمدهای ارزی کشور به خصوص در بخش نفت و گاز و میعانات گازی در دو دولت اخیر بسیار گسترده تر از دولت های قبل حتی قبل از انقلاب اسلامی است.

وجود متولی برنامه ریزی: امری ضروری
بدون شک وجود متولی برنامه ریزی در یک کشور درحال توسعه با نظام اقتصادی مختلط که مبتنی بر برنامه ریزی در مسیر رشد گام برمی دارد و از تناقص بین سیاست های کلان
بدون شک وجود متولی برنامه ریزی در یک کشور درحال توسعه با نظام اقتصادی مختلط که مبتنی بر برنامه ریزی در مسیر رشد گام برمی دارد و از تناقص بین سیاست های کلان کشور و اجرای برنامه ها جلوگیری می کند موجب بهبود عملکرد و افزایش کارایی برنامه ریزی خواهد شد و امری ضروری است
کشور و اجرای برنامه ها جلوگیری می کند موجب بهبود عملکرد و افزایش کارایی برنامه ریزی خواهد شد و امری ضروری است. اما نباید این سازمان تبدیل به یک پایگاه قدرت برای برخی افراد ذی نفوذ شود که اهداف آنان بر تصمیمات برنامه ریزی کشور سایه بیفکند! شاید انحلال سازمان مدیریت نقطه عطفی باشد در احیای اصولی و اساسی آن تا این سازمان پس از رفع نقایص قبلی با سیستمی انعطاف پذیر، شفاف و پاسخگو نقش کلیدی خود را در صحنه مدیریت امور اقتصادی کشور ایفا کند و در مقابل مسئولیت محوله، پاسخگو و مسئولیت پذیر باشد. در ارتباط با گرایشات مدیران ارشد این سازمان نیز، اگر طبق برهان خُلف ادعای برخی مخالفان را صحیح بدانیم، مبانی ارزشی هیچ گاه مبناها و منطق های علمی را انکار نمی کند و روابط علت و معلولی علمی و فنی نیز نمی توانند مبناهای ارزشی را خدشه دار کنند. زیرا سازمان مدیریت مبتنی بر تئوری های علم اقتصاد و مدیریت اقدام به برنامه ریزی می کند نه سلیقه های شخصی و در این راستا تناقضی بین علم و ارزش ها رویت نمی شود.

تسلط بر سیاست های اقتصادی
با توجه به این موضوع که قدرت سازمان مدیریت و برنامه ریزی در حد یک وزارتخانه بود و رئیس آن نیز از قدرت چانه زنی بالایی در تعاملات اقتصادی و سیاسی برخوردار بود، ممکن است دولت با هدف کاهش قدرت چانه زنی کارشناسان این سازمان و طرف های مقابل، اقدام به تضعیف این سازمان کرد. علاوه بر این موضوع در دو دولت اخیر شاهد تغییر مکرر ریاست بانک مرکزی در کنار تضعیف استقلال و عملکرد ضعیف آن در کنترل حجم پول، نرخ ارز، قیمت طلا و سکه بودیم. وزارت اقتصاد نیز در مسائل فوق و قانون هدفمند کردن یارانه ها نه تنها موثر واقع نشد بلکه ?قش ضعیفی نیز داشت. سازمان برنامه نیز منحل شد. این سه مساله نشان از نوعی خودرأیی و جهت گیری خاص همراه با سلیقه شخصی در تصمیمات اقتصادی کشور در سطح کلان و خُرد بوده است. با این اوصاف طبق قضیه «عدم امکان آرو» امکان پی ریزی یک تابع رفاه اجتماعی کل که از طریق آن بتوان به یک نقطه بهینه اجتماعی با رفاه حداکثری رسید وجود ندارد. طبق قضیه «عدم امکان آرو» تابع رفاه اجتماعی باید ناشی از خواسته های همه رای دهنده ها (منظور همه افراد جامعه است) باشد نه این که فقط ترجیحات یک رای دهنده واحدی را نمایش دهد.

نقش سازمان مدیریت در سطح استان ها
در سطح استان ها نیز سازمان مدیریت و برنامه ریزی عملا در اختیار استانداری ها قرار گرفت تا حلقه گمشده تسلط دولت بر سیستم برنامه ریزی کشور کامل شود. سازمان مدیریت علاوه بر نظارت و برنامه ریزی در سطح کلان، با داشتن نمایندگی های فعال که مستقل از استانداری ها فعالیت می کردند نظارت نسبتا دقیقی بر روند اجرای برنامه ها در سطح خُرد در استان ها داشتند که با ادغام این سازمان، این نمایندگی ها تحت نظر استانداری درآمده و عملا غیرفعال شدند.

ارتباط بین بی انظباطی های مالی و حذف سازمان مدیریت
در چند سال اخیر شاهد چندنرخی بودن ارز، نوسان شدید قیمت ها و نرخ بهره، تضعیف بخش تولید و بی انضباطی های مالی و اداری گسترده که منجر به اختلاس های بی سابقه در سیستم اقتصادی ایران شد، بودیم. بدون شک کشف یک رابطه مستقیم بین این ضعف های سیستماتیک اقتصادی و انحلال سازمان مدیریت انکارناپذیر است.

سخن آخر
مطمئنا خِرد جمعی حکم می کند که ایران امروز نیاز به سازمان مدیریت و برنامه ریزی دارد و در گذشته نیز انتقادات صحیحی به عملکرد این سازمان وارد بود اما در شرایط کنونی در صورت دقت دولت منتخب و مجلس محترم انحلال آن نیز می تواند منجر به احیای قوی تر آن شود، به طوری که شفافیت، مسئولیت پذیری، پاسخگویی و عدم ایجاد رانت سیاسی و اقتصادی برای برخی افراد مرتبط با سازمان از اصول اولیه احیای آن قرار گیرد.