امتیاز مثبت
۰
تاریخ ِ میراث‌خوارگی اتحاد شوروی
وبلاگ سودارو
دوشنبه ۶ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۵۱
کد مطلب: 5357
 
ایجاد بحران‌های عجیب و غریب و سپس فرونشاندن آن‌ها، یعنی ترکیب غم‌انگیزی از کمدی و تراژدی، هنر منحصر به فرد یلتسین بود که برای میراث‌بر خود پوتین به یادگار گذاشت،‌ مانند حمله‌ي برق‌آسا به چچن و فرار رعدآسا از آن.

سید مصطفی رضیئی در وبلاگ سودارو درباره کتاب تاریخ میراث خوارگی اتحاد جماهیر شوروی می‌نویسد: 

گزارش ِ سقوط
از شوروی سوسیالیستی دهه‌ي ۱۹۶۰ میلادی که رشد اقتصادی‌اش از بعضی کشورهای پیش‌رفته‌ی غرب هم بالاتر بود، و غرورش به سقف آسمان می‌خورد، تا روسیه‌ی دهه‌ی اول هزاره، که یلتسین ِ الکلی دست و پا می‌زد تا قدرت را در دست خانواده‌ی خودش نگه بدارد و کشور در سراشیبی سقوط دست و پا می‌زد، فاصله‌ی کوتاهی طی می‌شود: فاصله‌ی سقوط شوروی و رسیدن به دیکتاتوری پوتین.

اما همین زمان کوتاه، موضوع جالبی به دست بوریس کاگارلیتسکی، عضو ارشد پژوهشکده‌ی مطالعات سیاسی تطبیقی در آکادمی علوم روسیه می‌دهد تا این روند هراسناک را براساس پیش‌رفت تاریخی دنبال کند و قدم به قدم در لایه‌های مختلف جامعه، روند سقوط را نشان خواننده‌اش بدهد: چگونه سیستم آموزشی نابود شد، سهام عدالت چه بودند، مطبوعات چگونه مسخ شدند، اتحادیه‌های کارگری چگونه از هم پاشیدند، و مافیای نظامی چگونه توانست قدم به قدم کشور را فتح کند، آن‌ را از هم بپاشاند، و با پول مردم، خود را ثروتمند بکند.

پشت جلد کتاب خلاصه‌ی مبنای کتاب را توضیح می‌دهد: «اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرد و به فاصله‌ای کوتاه خیابان‌های مسکو جولانگاه ماشین‌های مرسدس و بوتیک‌های پرزرق و برق به سبک غربی شد و گردشگران مرفه روسی هم سر از جزایر زیبای مدیترانه‌ای درآوردند تا نوآمدگان هم از مهمانی همیشگی سرمایه عقب نمانند. اما این ماه عسل تنها برای عده‌ای نزدیک به حلقه‌ی اول مدیران خوش‌اقتبال بر جا مانده از حاکمیت فروپاشیده به رهبری یلتسین بود و اکثریت مردمان در انبوهی از کاغذهایی که قرار بود سهام آنها از خصوصی‌سازی باشد، دست و پا می‌زدند. کاغذهایی که برای یک وعده غذای سرد به فروش می‌رسید.

ایجاد بحران‌های عجیب و غریب و سپس فرونشاندن آن‌ها، یعنی ترکیب غم‌انگیزی از کمدی و تراژدی، هنر منحصر به فرد یلتسین بود که برای میراث‌بر خود پوتین به یادگار گذاشت،‌ مانند حمله‌ي برق‌آسا به چچن و فرار رعدآسا از آن.

دارودسته‌ی امنیتی‌های پوتین بازی را ادامه دادند، آن‌ها دیکتاتوری آهنین را از دربار تزار، پنهانکاری و دروغ‌پردازی را از سرویس‌های امنیتی دوران شوروی و ثروت‌‌اندوزی شخصی و دلقک‌بازی نمایشی را از یلتسین به‌خوبی آموخته بودند و تمام درس‌ها را به‌دقت در روسیه‌ی امروز پیاده کردند.»

برای ِ بیداری
جامعه‌ی سیاسی ایران، تنها بخشی از ملت ایران نیست که به سمت روسیه گرایش دارد، جامعه‌ی فرهنگی و روشنفکری ایران عمیقا تحت‌تاثیر جریان‌های چپ‌گرا، مخصوصا مدل‌های روسی آن قرار گرفته است. شهریار خواجیان با پنج کتاب قبلی خویش، «همه مردان شاه»، «تئوکراسی آمریکایی»، «میلاد زخم»، «مرید راستین» و «مشکل از کجا آغاز شد؟» مسیری را آغاز کرده بود که نتیجه‌ی منطقی‌اش کتاب «میراث‌خواران اتحاد شوروی» می‌شود: روندی برای بیداری خواننده‌ی فارسی‌زبان از دست کابوس‌های تعصب و دگم‌اندیشی.

کتاب را انتشارات پلیتون در سال ۲۰۰۲ میلادی به زبان انگلیسی منتشر کرده، و همانند چهارده کتاب دیگر بوریس کاگارلیتسکی به فرهنگ سیاسی، مخصوصا دنیای سیاست و فرهنگ آن در روسیه می‌پردازد. نویسنده خود چهره‌یی معروف به عنوان تئوری‌پرداز مارکسیستی و یک سوسیالیست چپ‌گرا است، اما به تنهایی می‌تواند تمام قد در برابر انگیزه‌های جنبش چپ نو به پا خیزد و سر تا پای این جریان را به باد انتقاد بگیرد.

در «میراث‌خواران اتحاد شوروی» او گزارش مفصل تاریخی خود را بر مبنای سه «پاره» می‌چیند. اولین آنان به «شکل‌گیری روسیه‌ی یلتسین» می‌پردازد و در زمان حال – یعنی اوایل دولت پوتین – آن‌چه روسیه دارد را عنوان می‌کند: سیستم اقتصادی از هم پاشیده، سیاست مافیایی، نابودی اتحادیه‌های کارگری، محو ژورنالیسم انتقادی، نابودی فرهنگ روشنفکری، سردرگمی اجتماعی، رشد منفی جمعیت، افزایش فقر و فساد و فحشا و غیره، تقریبا همه نکات منفی موجود در آن جامعه.

این بخش خود سه فصل تکان‌دهنده دارد: «اتجاع ناگزیر»، «روشنفکری روسیه در منگنه‌ی غرب‌گرایی و میهن‌پرستی» و «ظهور رژیم یلتسین». در فصل‌های دوم و سوم همین بخش، روند تاریخی آغاز می‌شود: شوروی سقوط کرد – چگونه؟ و چرا؟ - و در پاره‌ی دوم، «جمهوری سلطنتی» به بحث روند سقوط و سرعت گرفتن آن می‌پردازد و پاره‌ی سوم با عنوان «تاریک و روشن جمهوری دوم» چهارچوب سیستم دولتی پوتین، قدرت گرفتن او و نابودی ظاهری خانواده‌ی یلتسین را به بحث می‌نشیند. و درنهایت کتاب ختم به یک «جمع‌بندی‌» می‌شود که شرایط را دوباره نگاه می‌کند: امیدی هست؟ 

کشور ِ سردرگمی‌ها

گزارش تاریخی کتاب، همراه می‌شود با انبوهی از اطلاعات، خبرها، تحلیل‌ها، تفسیرها و بحث‌ها. بوریس کاگارلیتسکی در خون‌سردی چشمگیری، نابودی کشور خودش را نقد می‌کند. او به کسی رحم نمی‌کند. از سطوح بالای حکومت، تا احزاب گوناگون، سردم‌داران مطبوعاتی و روزنامه‌نگاران سرشناس، تا روشنفکران برجسته، اتحادیه‌ها و مردمان عادی، همه و همه زیر قلم او تبدیل به موضوع‌هایی می‌شوند که عیان می‌شوند.

اما نگاه اصلی او، به دنیای سیاست‌مدران و برنامه‌ریزان حکومتی‌ست. و مهم‌تر از همه، دل‌مشغول بررسی این سوال است که چه شد؟ چگونه شوروی با آن قدرت و یک‌پارچگی آهنین، تبدیل به دولتی چنین خوار و بی‌شرم گشت؟ برای بررسی این سوال، اول باید طرح مساله بشود. پس به کشور الان خودش نگاه می‌کند و آن‌چه مشهود است را قلم به قلم ذکر می‌کند.

بعد به سراغ روند تاریخی می‌رود، باز هم بر مبنای سوال اصلی خود: چه شد؟ و برای این کار، با توجه به گستردگی موضوع، مساله را از لایه‌های مختلف جامعه دنبال می‌کند: اول از همه سیستم آموزشی. و به این طرح خیانت‌بار می‌رسد: برای اداره‌ی مافیایی کشور، باید سیستم آموزشی کشور قدرت خودش را از دست بدهد. برای همین دانشگاه‌ها، مدراس و سیستم‌های دیگر آموزشی بشدت تضعیف شدند. نشان می‌دهد چگونه.

قدم بعدی سراغ روشنگران و روشنفکران جامعه رفتن است: این‌که چگونه آن‌ها قدرت تکان‌دهنده‌ی خود در قرن هجدهم را تبدیل کرده‌اند به همکاری با حکومت. چرا و چگونه جامعه‌ی روشنفکری از موضوع‌هایی ننگین مثل جنگ – در چچن – حمایت می‌کند. چگونه آن‌ها هم‌صدای مافیا می‌شوند. چگونه قدرت انتخاب‌گر خود، و صدای دانای خویش را از دست می‌دهند. روشنفکران را بر اساس اطلاعات موجود از آن‌ها نشان‌مان می‌دهد.

بعد اقتصاد را مساله‌ی خود می‌سازد، و بحث اصلی در این‌جا یکی خصوصی‌سازی است، که بر مبنای اهدای سهام به مردم عادی شروع شد و ختم به گروه‌های مافیایی اقتصادی قدرت‌مند شد، و دیگری بحث اتحادیه‌های کارگری است. اصل مساله این است ‌که دولتی که پول نداشت، چگونه خود را به درصد خیلی کوچکی ثروتمندان جدید اغلب نظامی فروخت، که ثروت خود را با غارت بدست آورده بودند، و در دور تسلسل محو شدن خود افتاد. و چگونه اقتصاد غرب توانست قدم به قدم کشور را چون لاشه‌یی فتح کند و آن را بنوشد. و چگونه در این روند مردم عادی، مخصوصا کارگران، قربانی شدند.

سرانجام سراغ سیستم اطلاع‌رسانی می‌رود. نشان می‌دهد چگونه با تغییرات در رده‌های بالای سردبیران مجلات، کنترل‌های مالی، و حتا حمله‌های نظامی به دفترهای مطبوعات، در ابتدا نشریات سراسری را محو کردند، تا قدرت اطلاع‌رسانی دست تلویزیون مجانی دولتی باقی بماند، و سپس چگونه روزنامه‌نگاران ناراضی را کنار گذاشتند، یا حتا کشتند.

و بعد نوبت مردم می‌رسد، که آن‌ها را بحث کند قرار گرفته در منگنه‌ی سیاست، فقر و نابودی گسترده در سطوح مختلف زندگی. و این‌که چگونه آن‌ها تحت‌تاثیر بازی‌های سیاسی، جنگ چچن و مساله‌های تبلیغاتی قرار گرفتند. در کنار بحث بر سر مردم عادی، چگونگی تقلب‌های گسترده در انتخابات‌های این زمان را به بحث می‌نشیند و نشان می‌دهد چگونه دانه دانه‌ی انتخابات‌ها، هر کدام به گونه‌یی، مختوش بوده‌اند.

کتاب «میراث‌خواران اتحاد شوروی: یلتسین و پوتین» یکی از تکان‌دهنده‌ترین کتاب‌هایی‌ست که در فضای فرهنگ سیاسی، در ماه‌های گذشته به بازار کتاب ما راه یافته است. ترجمه‌ی قابل‌قبول خواجیان بر این کتاب سخت، راه را بر خواننده‌ی فارسی باز می‌کند تا روند تاریخی سقوط را در همسایه‌ی شمالی دنبال کند، و در عین حال به بازبینی ذهنیت‌های خود بر این کشور و فرهنگ‌اش بپردازد. کتابی‌ست که ظاهرا چاره‌یی جز خواندن و فکر کردن به آن نداریم.