امتیاز مثبت
۰
ریشه مشکلات بانکی، نظام بانکی است، نه اوراق بدهی
چهارشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۰۰
کد مطلب: 320405
 
ریشه مشکلات بانکی، نظام بانکی است، نه اوراق بدهی
 
  اقتصاد ایران آنلاین به نقل از بورسک:  افزایش حجم انتشار اوراق بدهی در مبادلات سال قبل چالش‌های زیادی را در بازار سرمایه به‌وجود آورد به‌ویژه آنکه انتشار این اوراق منجر به توجه ویژه سرمایه‌گذاران شد. تحلیل‌گران بر این باورند که انتشار اوراق بدهی با نرخ سود ۲۵درصد زمینه را برای کاهش سرمایه‌گذاری در سهام به‌وجود می‌آورد. از سوی دیگر بانک مرکزی هم انتشار این اوراق را بر هم زننده سیاست‌های این بانک برای کاهش نرخ سود بانکی می‌داند تحلیل‌گران در عین حال اذعان می‌کنند که انتشار این اوراق فواید زیادی برای اقتصاد دارد بر همین اساس با امین رنجبر، مدیر تأمین مالی و سرمایه‌گذاری شرکت کارگزاری آبان گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 
در سال ۱۳۹۵ بسیاری از سهامداران نسبت به انتشار اوراق بدهی در بازار سهام اعتراض کردند و آن را زمینه‌ای برای رکود بورس دانستند. اعتقاد شما چیست؟ فکر می‌کنید راه‌حل این مشکل چیست و در آینده دولت باید برای انتشار اوراق بدهی از چه الگو‌ها و روش‌های پیروی کند؟

 
رشد و توسعه بازار بدهی از اساسی‌ترین الزامات توسعه بازارهای سرمایه در تمامی کشورهای توسعه‌یافته است. از طرفی ظرفیت‌های ایجاد‌شده در مسیر توسعه این بازار، امکان تأمین مالی را برای دولت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی بزرگ فراهم می‌آورد. توسعه بازار بدهی از طریق تجهیز منابع در راستای افزایش تولید، کمک قابل ملاحظه‌ای به رونق صنایع اصلی و مولد کشور کرده و می‎تواند یکی از راهکارهای خروج از رکود تلقی شود؛ بنابراین از این حیث در میان‌مدت، انتشار اوراق بدهی می‌تواند به رونق بازارهای بورس اوراق بهادار بینجامد. رکود بورس در سال‌های اخیر به ۲عامل اساسی ارتباط دارد؛ مهم‌ترین عامل، رکود حاکم بر فضای واقعی اقتصاد است. اگر بورس را به‌عنوان آینه تمام‌نمای اقتصاد بپذیریم، انتظار رونق در این بازار با شرایط رکود اقتصادی در تمامی صنایع، انتظاری غیرواقعی است. از طرف دیگر عمق کم و حجم کوچک بازار سرمایه موجب بروز دوره‌های سینوسی رکود و رونق شدید در این بازار است. ثبات بازار سرمایه در سایه تعمیق بورس‌ها و افزایش مشارکت‌کنندگان در این بازارها اتفاق خواهد افتاد که یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر این مهم، فرهنگسازی‌ در جامعه و معرفی صحیح بازار سرمایه به فعالان اقتصادی و خانوارهاست. از این حیث نیز صندوق‌های سرمایه‌گذاری با جذب حدود ۱۴۰هزار میلیارد تومان منابع از سایر بازارها از حدود ۵/۱میلیون سرمایه‌گذار نقش مؤثری در معرفی ابزارهای سرمایه‌گذاری موجود در بازار سرمایه داشته و از این رهگذر حدود ۲هزار میلیارد تومان منابع جدید به بازارهای سهام تزریق کرده‌اند.

 
چند روز پیش ولی‌الله سیف، رئیس‌کل بانک مرکزی عوامل عدم‌توفیق برای دستیابی به نرخ سود بانکی ۱۵درصد را نحوه انتشار اوراق بدهی و عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری دانست. نظر شما در این‌باره چیست؟

 
به عقیده بنده ریشه‌های عدم‌موفقیت نظام بانکی در کاهش نرخ سود بانکی را باید در همان مجموعه جست‌وجو کرد و این قبیل اظهارات، غیرواقع‌بینانه و فرافکنانه است. سرمایه‌گذاری بانک‌ها در دارایی‌های مسموم طی سال‌های گذشته موجب رویارویی نظام بانکی با چالش انجماد دارایی‌ها و به تبع آن کمبود نقدینگی شده و این چالش بانک‌ها را در یک رقابت ناسالم و مخرب برای جذب منابع قرار داده است. این چالش همچنین موجب افزایش نرخ سود استقراض شبانه بانک‌ها (Over night) شده و بازار سپرده‌پذیری با نرخ‌های غیرواقعی را اصطلاحا گرم کرده است. حلقه مفقوده این جریان جای خالی نظارت‌های بانک مرکزی بر عملکرد بانک‌ها طی سال‌های اخیر است. متأسفانه این روند اشتباه که از دولت گذشته شروع شده همچنان در حال رشد بوده، تا جایی که پرریسک‌ترین بانک‌ها کماکان در تلاش برای جذب منابع با نرخ‌های نجومی بالای ۲۵درصد (قریب به ۴برابر نرخ تورم) و اختصاص آن به دارایی‌های دارای ریسک نقدشوندگی بالا نظیر ساختمان هستند. این در شرایطی است که همان بانک‌ها فاقد سود عملیاتی بوده و سهامداران آنها در سال گذشته زیان‌های سنگینی را تحمل کرده‌اند. آنچه طی ۲ سال گذشته تصمیم‌گیری را برای کل مجموعه بازار سرمایه به‌ویژه مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت با اختلال مواجه ساخته است، افزایش انتظار سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز، ناشی از رقابت مخرب بانک‌ها در جذب منابع است. با توجه به پیشنهادهای جذاب و البته غیرواقعی بانک‌ها به سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز، امکان کاهش نرخ سود صندوق‌های سرمایه‌گذاری بادرآمد ثابت نیز میسر نخواهد بود. این پدیده موجب بالا رفتن هزینه تأمین مالی در بازار سرمایه‌ نیز شده است. لذا در شرایط کنونی بانک مرکزی باید بیش از پیش به ساماندهی مجموعه‌های بانکی تحت نظارت خود و کنترل شرایط لجام‌گسیخته نظام بانکی کشور بپردازد.

 
تحلیل‌تان از عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری در بازار سهام چیست؟ فکر می‌کنید تا‌کنون این صندوق‌ها به معاملات بازار سرمایه کمک کرده‌اند؟

 
حجم منابعی که صندوق‌های سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت از بازارهای دیگر روانه بازار سرمایه کرده‌اند بیش از ۲۰هزارمیلیارد ریال است. ورود این حجم از نقدینگی را می‌توان کمک خوبی در وضعیت رکودی فعلی قلمداد کرد. برخلاف تصور برخی از فعالان بازار سرمایه که معتقدند، صندوق‌های با درآمد ثابت موجب خروج نقدینگی از بازار شده، آمارها بیانگر ورود منابع تازه از بازار پول به بازار سرمایه از طریق این صندوق‌هاست. آنچه مسلم است بستر جذب منابع صندوق‌های با درآمد ثابت بانک‌ها بوده و فعالان بازار سرمایه به‌ندرت در این قبیل ابزار سرمایه‌گذاری می‌کنند.

 
چه نقشی را در آینده برای صندوق‌های سرمایه‌گذاری متصور هستید و فکر می‌کنید ظرف سال‌های آینده ارزش این صندوق‌ها به چه میزان برسد؟

 
صندوق‌های سرمایه‌گذاری باید به ابزاری برای بهره‌مندی عموم مردم و غیرحرفه‌ای‌ها از مزایای موجود در بازار سرمایه تبدیل شوند و نقطه مطلوب آنجاست که سرمایه‌گذاری‌های میان‌مدت و بلندمدت عموم مردم در این قبیل صندوق‌ها متمرکز شود. در این صورت دیگر شاهد حباب‌های غیرواقعی در بازارهای مسکن، طلا و ارز نیز نخواهیم بود. از طرفی توسعه و تعمیق بازار سرمایه که در لایحه برنامه ششم توسعه به آن پرداخته شده با شرایط بهتری میسر خواهد شد. این مهم همچنین موجب افزایش توان بازار سرمایه در تأمین مالی طرح‌ها و شرکت‌ها خواهد شد.

 
به‌نظر شما صندوق‌های سرمایه‌گذاری از نظر تعداد و ارزش تا چه میزان جای توسعه دارند و فکر می‌کنید آیا هنوز هم باید صندوق‌های جدید تاسیس شوند یا خیر؟

 
آنچه مسلم است این است که تعداد صندوق‌های ثبت شده هم‌اکنون نسبت به ارزش مجموع آنها بسیار زیاد است و نتیجه این امر تعداد زیادی صندوق با اندازه بسیار کوچک است. آنچه مزیت سرمایه‌گذاری در صندوق‌ها را افزایش می‌دهد، بهره‌مندی از مزیت «صرفه به مقیاس» است؛ به این مفهوم که هرچه میزان خالص دارایی‌های یک صندوق بزرگ‌تر باشد، هزینه‌های تخصیص یافته به هر واحد سرمایه‌گذاری کمتر خواهد بود. از طرفی به لحاظ شکلی وجود تعداد زیاد صندوق سرمایه‌گذاری با ارزش کمتر از یک میلیون دلار برازنده بازار سرمایه کشور نیست. لکن راه‌حل توسعه طولی و عرضی این ابزار، صرفا فرهنگسازی‌ و توسعه زیرساخت‌های لازم است.

 
با توجه به نزدیک ‌بودن زمان انتخابات ریاست‌جمهوری تحلیل شما از اثر انتخابات بر بازار سرمایه چیست و فکر می‌کنید بازار سرمایه چه واکنشی به انتخابات نشان دهد؟

 
به‌طور معمول به‌دلیل آنکه ذات انتخابات می‌تواند به علل گوناگونی همچون احتمال تغییر و بی‌ثباتی در سیاست‌های کلان موجبات نااطمینانی را در فضای اقتصادی کشور ایجاد کند، سرمایه‌گذاران در بازارهای مالی عموما احتیاط پیشه کرده و رو به دارایی‌ها و بازارهای امن آورده یا ترجیح به عدم‌معامله و نظارت شرایط تا مشخص‌شدن وضعیت دولت جدید دارند؛ چراکه اساسا در بازارهای مالی ازجمله بازار سرمایه، این پیش‌بینی از وضعیت آینده و اطلاعات فعلی است که تعیین‌کننده قیمت‌های روز دارایی‌هاست. به‌عبارتی در بازارهای مالی، تصمیمات براساس شرایط اقتصادی آتی اتخاذ می‌شود. لذا انتظار می‌رود که با توجه به سیاست‌های دولت فعلی و رئیس حال حاضر سازمان بورس به‌عنوان متولی بازار مبنی بر عدم‌ دخالت در بازار و استراتژی‌های مبتنی بر اقتصاد نئوکلاسیک به رهبری مشاوران اقتصادی رئیس‌جمهور، اندکی رکود در معاملات و ثبات نسبی شاخص در چند روز منتهی به انتخابات و مشخص شدن نتایج مشاهده شود. اما پس از انتخابات و با توجه به آرایش نامزدهای این دوره ریاست‌جمهوری، چنانچه رئیس‌جمهور فعلی در سمت خود ابقا شود یا سایر کاندیداهای نزدیک به جناح‌های اصلاحات یا معتدل پیروز شوند، انتظار بر ادامه روند فعلی، قابل پیش‌بینی شدن آینده و ثبات شرایط می‌رود که بهترین خبر برای بازارهای مالی خواهد بود. از سوی دیگر، پیروزی هر یک از نامزدهای جناح مقابل منجر به ایجاد فضای ناایمن اقتصادی و ابهام در پیش‌بینی آینده اقتصادی کشور شده و بروز واکنش‌های منفی از بازارهای مالی قابل انتظار خواهد بود.
 
 
 


از عملکرد دولت یازدهم در بخش مسکن رضایت دارید؟
بله
خیر