امتیاز مثبت
۰
درگفت وگو با عباسی استاد دانشگاه و تحلیلگر بازار سرمایه بررسی شد
دلایل ثبت رکوردهای تازه بورس و چند هشدار
جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۰۰
کد مطلب: 133053
 
طی سال ۹۱ که شاهد افزایش فشارهای بين المللی بودیم، رفته رفته ورود ارز به کشور کمتر وکمتر و باعث فزونی تقاضا برعرضه شد. با این جریان، ارز و به تبع آن، سکه و طلا روند صعودی در پیش گرفتند تا به علت بازدهی خیره کننده این دو بازار درکوتاه مدت، بازارسرمایه در اوایل سال ۹۱ نیز چندان مورد استقبال قرار نگیرد.اما اتفاق دیگری درحال رخ دادن بود و آن عدم کاهش نرخ ارز و تثبیت آن در قيمت های ۲ تا ۳ برابر مقدار قبلی بود
دلایل ثبت رکوردهای تازه بورس و چند هشدار
 
اقتصادایران آنلاین-علی رضایی زاده:بورس اوراق بهادار ۴۶ ساله کشور طی سه ماه اخیر بدون شک برترین و موفق ترین بازار بوده که بعد از ماه ها جمود و رکود و زيان های هنگفت سرمايه گذاران يا میانگین بازدهی ۳۰ درصدی ۹ ماهه توانسته از بازارهای رقیب خود پیشی گرفته ومیزبان شایسته ای برای سرمايه های تازه وارد و با سابقه باشد به طوري كه در برابر فروکش کردن التهاب بازارهای طلا و ارز، شاخص بورس با رکوردهای جدید و بیش از ۳۳ هزار واحدی دوره نوینی از حیات خود را سپری کرده و به پیش می رود.

تغییر دکور ویترین اقتصادی کشور در شرایطی بعد از میانگین بسیار ضعیف بازدهی ۹ درصدی سال گذشته بورس و ضررهای سرمايه گذاران و خروج سرمایه ها ازمرداد به این سو رخ داده که بسیاری از فعالان برخلاف نظر برخی مسئولان معتقدند به دلیل درجا زدن سال گذشته شاخص بورس و قيمت ها و وجود ريسك های پیدا و پنهان و همچنین زيان های وارده و مهم تر از جایگاه و قابليت های بازار سرمایه، از لحاظ کسب سود و جبران زیان ها هنوز اتفاق خاصی در بازار سهام رخ نداده و هنوز این بازار باسابقه و میزبان اجرای اصل ۴۴ نتوانسته در جذب سرمايه های سرگردان و کنترل حداقل ۱۰ درصد تورم نقشی داشته باشد. همچنین این گروه براین باورند با در نظر گرفتن کاهش ارزش رالت در برابر ارز، نه تنها به ریسک شرکت ها افزوده شده بلکه میانگین ۳۰ درصدی سرمايه گذاری در بورس آن هم طی ۹ ماه نمی تواند جبران کننده نرخ تورمی باشد که گريبانگير همه شرکت ها وسرمايه گذاران حقیقی و حقوقی شده است.

به هرحال این مسائل در شرایطی مطرح شده که بهمن عباسی استاد دانشگاه علامه طباطبایی در گفت وگو با همشهری اقتصاد ضمن بررسی وضعیت دو سال اخیر بازار سهام، دلایل رشد شاخص و قیمت سهام شرکت ها در چند ماه اخیر را تشریح کرده وبا اعتقاد به اینکه این روند تا پایان سال ادامه خواهد یافت به لزوم اصلاح نسبت مهم قیمت به درآمد یا همان P/E معروف و همچنین عرضه سهام شرکت ها و تقویق طرف عرضه هشدار داده است.
طی ماه های اخیر بازار سهام بار دیگر با رکوردشکنی هایش مورد توجه همه مسئولان و مردم عادی و رسانه ها واقع شده که برآیند این روند رسیدن میانگین بازدهی سرمايه گذاری در بازار سهام به ۳۰ درصد، البته بعد از دو سال است. تحلیل شما از این وضعیت بورس چیست؟
این درست اما نباید گذشته را از هم یاد برد. بورس تهران درحالی این ماه ها و هفته ها به صورت پی در پی رکورد مي زند که سال ۹۰ کمترین بازدهی را در مقایسه با بازارهای موازی خود کسب کرد. در صورتی که بخواهیم علل این رفتار متناقض را کشف کنیم، باید نگاه عمیقی به بازار سرمایه و محیط خارجی (از جمله محیط قانونی و کلان اقتصادی) در این دو سال داشته باشیم.
سال گذشته بورس تهران عملکرد غیر قابل قبولی داشت. حضور گسترده صندوق های سرمايه گذاری و فعالیت کم حقوقی های بازار به دلیل نامشخص بودن آینده اقتصادی کشور در آن زمان منجر به افزایش حجم معاملات حقیقی ها و صندوق های سرمايه گذاری و به تبع آن افزایش نوسانات کوتاه مدت بازار و حرکت سینوسی و بدون روند بازار شد. به علت دامنه دار شدن این جریان منفی، شاهد افت تقاضا در نمادهای بزرگ بودیم.
پیامد این عمل،هجوم فعالان بازار به نمادهای کوچکی همچون شركت های گروه قند، موادغذایی، لاستیک وبرخی گروه های دیگر بود که در نهایت باعث حبابی شدن قیمت برخی از نمادهای این گروه ها شد. نمادهای بزرگ بازار نیز با استقبال کم خریداران روبه رو شد و در روندی فرسایشی قرار گرفتند.

این درست اما اجرای هدفمندسازی یارانه ها از اواخر سال گذشته هم به نوبه خود مي توانست اثر منفی شدیدی بگذارد اما این چنین نشد و به دلیل اجرای آن در سه ماه پایانی سال واکنش بورس به این رویداد غیرقابل انتظار بود.به طوري كه بعد از شوک دو، سه روزه روند عادی بازار از سرگرفته شد.
همین طور است ولی عدم اثر این اتفاق مهم در کوتاه مدت مشاهده نشد بلکه در میان مدت بروز کرد. بنابراین عامل مهم دیگر در وضعیت نامناسب بازار سهام در سال گذشته و ۵ ماه اول سال جاري نمایان شدن آثار هدفمندی یارانه ها و شدت گرفتن تحولات بين المللی بود که به سود آوری شركت های انرژی بر و ارزبر در سال گذشته اثر گذاشت.
به همین دلیل بودجه های محتاطانه و پوشش نه چندان دلچسب سود در گزارش های میان دوره اي اغلب شرکت ها مهر تاییدی بر ادامه رکود بازار سهام در سال گذشته و ماه های آغازین سال ۹۱ بود. در این میان سود بانکی هم تا اواخر سال پیش در وضعیت نامناسبی قرارداشت و در کنار رکود بازار سهم باعث شد تا زمینه جذب نقدینگی و سرریز شدن سرمایه ها به بازارهای ارز و سکه مهیا شود.

برداشت شما از آثار نوسان نرخ ارز بر بورس چیست؟ آن هم با در نظر گرفتن این نکته که حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد شركت های بورسی و فرابورسی با این مقوله ارتباط مستقیمی دارند و در این میان افزایش نرخ ارز به نوبه خود بر سودآوری شركت های بزرگ که حدود ۷۰درصد بازارسهام را شامل مي شود اثر مثبتی دارد.
طی سال ۹۱ که شاهد افزایش فشارهای بين المللی بودیم، رفته رفته ورود ارز به کشور کمتر وکمتر و باعث فزونی تقاضا برعرضه شد. با این جریان، ارز و به تبع آن، سکه و طلا روند صعودی در پیش گرفتند تا به علت بازدهی خیره کننده این دو بازار درکوتاه مدت، بازارسرمایه در اوایل سال ۹۱ نیز چندان مورد استقبال قرار نگیرد.
اما اتفاق دیگری درحال رخ دادن بود و آن عدم کاهش نرخ ارز و تثبیت آن در قيمت های ۲ تا ۳ برابر مقدار قبلی بود که منجر به آغاز افزایش بازدهی بورس پس ازاین تثبیت شد. در واقع وقتی افکار عمومی بازارسرمایه به این نتیجه رسید که قيمت های فعلی ارز یعنی حدود سه هزار تومان حبابی نیست و درحالت تثبیت است، به یک جمع بندی رسید و بر اساس آن تصميم گيری کرد.
همزمان با تثبیت نرخ ارز درمحدوده سه هزار تومانی و تبدیل نرخ ارز حاصل از صادرات در بازار آزاد به رالن، شاهد جهش سودآوری شرکت ها بودیم.این مهم در گزارش های ۶ ماهه اغلب شرکت ها نمود بیشتری پیدا کرد به طوری که شاهد افزایش سودآوری شركت های صادراتی بودیم.
این اتفاقات با فروکش کردن نسبی قيمت ها در بازار ارز و طلا و افزایش امیدواری ها نسبت به وضعیت سیاسی کشور دربعد خارجی و کاهش تنش های داخلی همراه شد.هم اکنون نیز شرکت ها گزارشات ۹ماهه و ۱۲ماهه را پیش رو دارند.
از طرفی حداقل قیمت ریالی ارز در بودجه شركت های صادراتی معادل نرخ اتاق مبادلات ارزی خواهد بود.بنابراین حتی با ثابت ماندن ظرفیت تولید شاهد افزایش سودآوری شركت های صادرات محور خواهیم بود.پس باید تا پایان سال بازار خوبی پیش رو داشته باشیم.

این پيش بيني خیلی خوشبینانه نیست، چون به هرحال متغیرهای موثری چون در پیش رو بودن انتخابات رياست جمهوری و نامعلوم بودن رویکرد بودجه و احتمال افزایش مالیات شرکت ها در سال آینده و غیره مي توانند چالش های تازه ای را برای بورس رقم زنند.
درست است وعلاوه برهمین مسائلی که عنوان کردید، عوامل محدودکننده دورن سازمانی نیز وجود دارد که مي تواند بازارسرمایه وبورس را با چالش مواجه کند.
عامل اول مربوط به نسبت قیمت به درآمد یا همان P/E بازار است.به نظر نمي رسد این نسبت مهم و تعیین کننده بالاتر از ۵ مرتبه اي برای بازار سهام قابل قبول باشد. علت آن نیز ماهیت ریسکی بازار فعلی در مقایسه با بازار پول است که نرخ سود ۲۰ درصدی را تضمین و پرداخت مي كند.بنابراین شاید ضریب بالاتر از ۵ مرتبه اي P/E برای گروه های صادرات محور و یا شركت هایی که طرح های توسعه مناسبی دارند قابل قبول تر باشد اما هر گونه افزایش بیش ازاین رقم احتیاج به یک دلیل بنیادین دارد.چون باید آینده اقتصادی شرکت ها و شرایط کسب و کار آنها ?ه معنای واقعی و نه صوری و مقطعی دستخوش تغییرات جدی شود. در این میان ارائه بودجه های جسورانه شرکت ها در سال آینده مي تواند افزایش نسبت P/E تا پایان سال را توجیه پذیرتر کند.
دومین عامل نزدیک بودن پایان سال مالی اکثر شركت های سرمايه گذاری است. معمولا در این مدت بسیاری از شرکت ها برای نشان دادن عملکرد مناسب اقدام به شناسایی سود و فروش بخشی از سهام موجود درسبد سهام (پورتفوی) خود مي كنند، ضمن اینکه قيمت ها به قدری جذاب شده اند که عرضه را تحریک مي كنند.

عامل محدودکننده سوم بازارهای رقیب هستند که دربرابر دوره رشد بازارسهام با کاهش قیمت روبه رو شده اند.هرچند ارز و طلا افت قابل توجهی را نسبت به دو ماه گذشته تجربه کرده اند اما مي توانند بخشی از نقدینگی را جذب کنند.
عامل چهارم تغییرات پی در پی قانونی و نظارتی است. پایدار نبودن مقررات نظارتی از بانک مرکزی به وزارت صنعت، معدن و تجارت منتقل شده است به طوري كه تغییرات مداوم شرایط قانونی ممکن است باعث ممنوعیت واردات برخی محصولات، طولانی شدن تشریفات ورود کالاها، افزایش تعرفه ها وغیره شود و واردات را با چالش جدی مواجه کند. همچنین باعث واکنش سرمايه گذاران و کارگزاران بورس نسبت به شركت های واردات محور شود،چرا که بازار سرمایه معمولا به این اتفاقات واکنش سریع نشان مي داد اما افزایش سود ناشی از تسعیر ارز آنچنان بالاست که کمتر کسی به فکر چنین مشکلاتی در آینده است.
به هرحال به نظر مي رسد تا مدت کوتاهی بازارسهام و متغیرهای اصلی آن به تنفس و تجدید قوا احتیاج داشته باشد، ضمن اینکه بار روانی افزایش قيمت ها باید مقداری از بین برود. شركت های بزرگ بورسی که جزو صنایع ارزبرهستند نیزمي توانند بر بازاراثر منفی بگذارند. این شرکت ها درست در مقابل شركت های صادراتی قرار دارند و شرایط برای آنها درحال بدتر شدن است.

آیا موضوع ارزش جایگزینی شرکت ها باعث رشد بازارسهام شده است؟ چون برخی از تحلیلگران به افزایش ارزش جایگزینی شرکت ها اشاره داشته و معتقدند رشد قیمت سهام ناشی ازافزایش ارزش جایگزینی شرکت هاست. مضافا اینکه اکثر ماشین آلات وارداتی هستند و علاوه بر افزایش ارزش ریالی آنها به دلایل تحریم ورود آنها به کشور اگر نگوییم امکان پذیر نیست اما بسیار مشکل است.
این توجیه تا حدودی قابل پذیرش است اما نمي تواند عامل افزایش شاخص کل بورس باشد.قیمت سهام خرد یک شرکت در تابلوی بورس ارتباط کمی با ارزش واقعی کل شرکت دارد و معمولا قیمت بلوك های مختلف شرکت ارز ش های متفاوتی دارند. سهامدار خرد به دنبال خرید شرکت نیست که به او بگوییم چون ارزش دارایی ها بالا رفته پس شما هم باید پول بیشتری بپردازید!سهامدار خرد تنها به دنبال عایدی نقدی ناشی از خرید سهام است. یعنی سود تقسیمی و افزایش قیمت سهم.
افزایش قیمت سهم نیز ناشی از افزایش سود است.پس تنها عامل تاثیرگذار شناسایی سود واقعی و افزایش آن است که باعث افزایش قیمت سهم مي شود. برای مثال مگر بانک های کشورالان ارزش جایگزینی بالایی ندارند؟ اگر ارزش پورتفوی آنها را حساب نکنیم و تنها ارزش دارایی هایشان را به حساب آوریم خواهیم دید ارزش جایگزینی آنها بسیار بالاست. اما بازارسهام با دارایی های غیرمولد نظیر ساختمان، ماشین آلات و زمین کاری ندارد. مگر اینکه ارزش خاصی تولید کرده و مثلا فروخته شده یا اجاره داده شوند.آنگاه که در سود اثر گذاشتند بازار قیمتی برای آ? در نظر می گیرد. اما با این همه می بینید سهام گروه بانکی رشد خاصی نکرده اند.
مثال دیگر مربوط به گروه خودرویی است که برخی شركت های این صنعت تا ۷۰ درصد ارزش خود را از دست داده اند. مگر ارزش جایگزینی آنها بالا نرفته است؟ چرا. البته که افزایش یافته اما چون سود آوری درکار نیست، بازار اهمیتی به آن نمی دهد. در واقع دارایی های شركت ها غیرمولد است.
وقتی بازارموازی به نام بانک وجود دارد سرمايه گذاری روی شرکتی که عایدی ایجاد نمي كند توجیه پذیر نخواهد بود.آن مقدار کم توجیه پذیری هم که عنوان شد مربوط به شركت هایی است که سهامداران عمده آنها درصدد تصاحب کرسی هيات مدیره با افزایش میزان سهام عمده خود هستند که با توجه به ارزش جایگزینی بالای شرکت اقدام به جمع آوری سهام خود در بازار مي كنند وگرنه نمي توانیم هر رشدی را متوجه افزایش ارزش جایگزینی کنیم.

به عنوان سوال آخر دراین شرایط رونق قابل توجه و پایدار بورس جای چه اقدامی خالی است؟
در حال حاضر شرایط برای عرضه سهام از سوی سازمان خصوصی سازی و افزایش تعداد شرکت ها در بورس وفرابورس کاملا فراهم است. حجم معاملات هم بسیار افزایش یافته و عرضه ها بسیار راحت جذب خواهند شد، ضمن اینکه موجب تقویت وضعیت روانی سایر نمادهای هم صنعت مي شود.
اما با این حال نباید احتیاط را فراموش کرد. ممکن است در بلند مدت تغییرات قانونی اثرات خود را نشان دهد. تغییرات نرخ ارز مي تواند باعث افزایش احتیاط شرکت ها درارائه بودجه ۹۲ شود. بازارهای موازی همچون ارز، طلا و مسکن همیشه جزو رقبای بورس بوده و رونق دوباره آنها مي تواند تاثیرگذار باشد. پیچیده ترشدن مناسبات بين المللی نیز ممکن است بازار سرمایه را با مشکل مواجه کند.
با این وجود به نظر مي رسد گزارشات ۹ ماهه شرکت ها که اواخر دی و اوایل بهمن ارائه مي شوند و همچنین ارائه گزارشات بودجه ۹۲ شرکت ها باعث شود بازارسهام در سه ماهه پایانی سال جاري هم با رونق مناسبی مواجه شود، چون یک سنت دیگر که طی چند سال اخیر دربورس متداول شده، بهبود بازار همزمان با آغاز هر سال جدید است که مي تواند رونق دیگری را در پی داشته باشد. اگرچه از طرف دیگر بازارسرمایه سنت شکنی هایی هم به نمایش گذاشته است.