امتیاز مثبت
۰
نوسان قیمت در سال گذشته دامان كدام كالاها را گرفت؟
سه شنبه ۶ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۴۲
کد مطلب: 156517
 
در سالی كه گذشت شاهد نوسانات بی‌سابقه‌ای در قیمت اجناس مختلف – از كالاهای ضروری مثل مرغ و لبنیات بگیرد تا اجناس لوكسی مثل موبایل و لپ‌تاپ و... بودیم. اصلا خود اختراع كالای لوكس جزء تبعات الاكلنگی شدن بازار بود. تب افزایش قیمت، كمیاب شدن و حتی نایاب شدن. هر بار دامان یك محصول را می‌گرفت و بعد از مدتی خود به خود و بدون تلفات خاصی فروكش می‌كرد.

 هفته نامه همشهری جوان در ویژه‌نامه نوروزی خود نوشت:

تاین میان زمینه‌های تازه‌ای برای شكوفایی استعداد بی‌نظیر ایرانی در تولید طنز فراهم می‌شد؛ و همه با هم یك بار دیگر نشان دادیم كه می‌توانیم از جدی‌ترین موفقیت‌ها (یعنی نایاب شدن اساسی‌ترین كالاها مثل مرغ و شیر) بامزه‌ترین كمدی‌ها را خلق كنیم. كلا تجربه نشان داده هر چیزی كه بخواهد با اعصاب ما بازی كند، در نهایت توسط همین اعصاب ما به بازی گرفته می‌شود. این همان بالیی بود كه سر هر جنسی كه باعث شیر تو شویر شدن بازار شد، آمد. در این گزارش چرخی می‌زنیم بین اجناسی كه در سال گذشته نوسان قیمت‌شان ذهن خلاق ملت را بیدار كرد. با این توضیح كه وضعیت بازار این اجناس یك وقت‌هایی خبره‌ترین كارشناسان اقتصادی را هم دچار احساسی شبیه «شیب؟ بام؟» می‌كرد. با این حساب توضیح جزئیات اینكه دقیقا سر هر كالایی چی آمد و چی شد، نه در توان ماست، نه چندان به درد شما می‌خورد. همان بهتر كه دل بدهید به طنز ظریف موجود در ماجرا و لذتش را ببرید.



شیر و فامیل‌های وابسته

قصه با نایاب شدن شیر پاكتی شروع شد. اولین واكنش همه «من می‌دونستم» (اسمایلی شخصیت كارتون گالیور) بود. همه مطمئن بودند كه قرر است شیر گران شود و شد طبیعی است كه به تبع شیر همه فرآورده‌های شیر هم گران شوند. اولش شور خاصی بین مردم ایجاد شد. جدی‌ترین بعد ماجرا هم هشدار پزشكان و كارشناسان تغذیه درباره خطر پوكی استخوان بود كه خب چون مربوط به سال‌های خیلی آینده بود كسی چندان نگران نشد. چون بالاخره هر وقت اتفاق می‌افتاد، یك فكری برایش می‌كردند دیگر و دكترها كلا عادت دارند بی‌خود آدم را هول كنند. بعد از اینكه همه به قیمت های جدید و حتی تغییرات روزانه‌شان عادت كردیم، بی‌خیال علل و عوامل و راه‌حل‌های موجود شدیم و لزوم تغییر كتاب‌های درسی دغدغه اصلی‌مان شد. به هر حال در روزگار كودكی از كوكب‌خانم درس ساده زیستی و قناعت گرفته بودیم و درست نبود كه بچه‌هایمان توسط همین كوكب خانم اغفال شده و رو به تجمل و سفره‌های اعیانی بیاورند. لذا خواستیم پیشنهاد بدهیم ماست و كره و پنیر سفره كوكب خانم را با یك غذای ساده‌تر (مثلا كوكو سیب‌زمینی) عوض كنند كه وزیر بهداشت پیش دستی كرد و كلا نسخه كوكب‌خانم (كه زمان ما زن با سلیقه‌ای بود ولی حالا تبدیل به خانمی فخرفروش و اهل تجمل شده بود) پیچید.



مرغ به اتفاق خانواده

یكی دو ماه بعد از ختم به خیر شدن قصه شیر، همان ماجرا با كمی تفاوت برای مرغ شروع شد. منتهی این بار برای تنوع هم كه بود، مرغ اول گران شد بعد نایاب. البته اگر از ما بپرسید می‌گوییم همه چیز نتیجه یك چشم و هم‌چشمی بوده. بعد از جریانات شیر‏، مرغ‌ها پیش خودشان گفتند مگر ما چی از گاوها كمتر داریم؟! (البته به جز ابعاد) آنها بعداز یك مشورت به این نتیجه رسیدند كه جثه كوچكشان در برابر گاوها یك امتیاز است. چون این طوری می‌توانند خودشان به جای محصولشان غیب شوند و به خاطر تناسب اندامشان برای گاوها كلاس بگذارند. با اختراع تركیب رمانتیك مرغ از سفره‌های مردم پر كشید. دیگر عالی شد. چون هم مطمئن بودند گاوها به خودشان میژ تواند پر بكشند نه شیرشان، هم اینكه آرزوی دیرینه‌شان كه پرواز بود به شكلی فانتزی تحقق یافت! اما زا طرف دیگر چن محصولات وابسته به شیر تعدادشان خیلی بیشتر از صنایع! مرغ است، می‌شود گفت از این لحاظ یك جورهایی گاوها مچ مرغ‌ها را خواباندند (واقعا فكر می‌كنند هنر كرده‌اند با این عرض و طول) اما خب گاوها سر به زیر تر هم بودند! چون هیجانشان خیلی زود فروكش كرد و كار به آشفته بازار مرغ و صف‌های طولانی نكشید. علاوه بر این چون گاوها همیشه حایگاه ویژه‌ای در لطیفه‌های مردم داشتند فرصت زیادی برای ژانگولر زدن در پیامك‌ها پیدا نشد و جریان شیر و فامیل‌های وابسته‌اش مثل همه فیلم‌های ایرانی به خیر و خوشی تمام شد. اما حكایت مرغ به این سادگی‌ها نبود، جست‌وجوهای بی‌ثمر برای یافته مرغ هه را متوجه طنز ظریف موجود در داستان كرد و مردم هم با روحیه همیشه خلاقشان شروع به ساختن لطیفه‌های مرغی كردند. مرغ تبدیل به سوژه اصلی پیامك‌ها شد و چند هفته بعد هم با عرضه مرغ دولتی و وارد كردن مرغ به كشور هیجان‌ها خوابید و اوضاع «به همه چی آرومه» برگشت.



لوازم خانگی

بیایید كلا اصل قضیه را بی‌خیال شویم. داشتیم یك جستجوی مختصری می‌كردیم ببینیم در بازار لوازم خانگی چه خبر است، با این جملات برخوردیم. تنوع محصولات كاهش پیدا كرده و خیلی از فروشندگان از فروش اجناس (ایرانی یا خارجی) به مشتریان امتنان می‌ورزند. اصلا كاری نداریم كه چرا یك فروشنده باید از فروش اجناس خود امتنان بورزد. سوال اینجاست كه فروشنده مورد نظر امتنان را چه جوری می‌ورزد؟ بعد تازه یك عالمه سایت هم برداشته‌اند داستان این امتنان ورزیدن را همین طوری بدون ویرایش كپی – پیست كرده‌اند. البته این حركت از دیدگاه اصل امانت‌داری و حفظ حقوق مولف! قابل ستایش است، ولی خب لااقل یكیشان توضیح می‌داد امتنان ورزیدن چه جوری است كه ما از بلاتكلیفی دربیاییم. اگر با همه این حرف‌ها دنبال دلیل گرانی لوازم منزل هستید، نظر سایت تبیان را بخوانید: «وقتی قیمت ارز و طلا در بازار به صورت سرسام‌آوری بالا پایین می‌شود، قمیت بسیاری از محصولات دیگر در كشور هم تحت تاثیر این نوسان بالا و پایین می‌رود كه در این میان قیمت لوازم خانگی به دلیل وابستی شدید این بخش به ارز خارجی، نوسانات زیادی را شاهد است.» داستان از این سرراست‌تر می‌خواهید؟



موبایل و دار و دسته

ماجرا خیلی ساده بود با هر تكنی كه قیمت دلار می‌خورد، قیمت موبایل و لپ‌تاپ و نوت بوك و كلا همه این قرتی بازی‌های مدرن بالا و پایین می‌شد كه با در نظر گرفتن صحبت‌های بالا خودتان حساب كنید زلزله موجود چند ریشتری بوده است؟ ما هم كلا حكایتمان مثل قبله عالم قهوه تلخ است كه دو روز بعد از آمدن به زمان حال نمی‌دانست مردم بدون تلویزیون چطور زندگی می‌كنند، اصلا نمی توانیم تصور كنیم آدم بدون گوشی لمسی كه دوربینش فلان باشد و بدنه‌اش بهمان و شونصد گیگ هم حافظه جانبی داشته باشد. چطور می‌تواند زندگی كند. بنابراین بازار خرید و فروش موبایل بدون هیچ تغییر خاصی با رونق قبلی به كارش ادامخه می‌دهد. قیمت‌ها هم برای خودشان روی پله برقی حال می‌كنند. پایان قصه هم به شكل روشنفكرانه‌ای كاملا باز است. تفاوتی كه با احناس دیگر دارد این است كه با این قیمت‌ها از یك طرف كسی خیلی جرات نمی‌كند با موبایل شوخی كند، از طرف دیگر خداوكیلی توی این اوضاع موبایل یك میلیون و خرده‌ای خریدن خودش به اندازه كافی طنز است؟ این است كه خیلی كسی دنبال جوك ساختن برای موبایل نمی‌رود.



پسته

اگر برنج را اپیزود جدید حساب كنیم، قصه پسته ویژه‌نامه عید است و از آنجایی كه مزه ویژه‌نامه به سورپرایز بودنش است، هیچ چیزش قابل پیش‌بینی نیست. وانگهی مسئله پسته به بغرنجی برنج نیست كه! اصلا وقتی یخچال قرار است كالا لوكس باشد، شما انتظار دارید كسی از گرانی پسته به هول و ولا بیفتد؟ همین دلایل كافی است كه پیش‌بینی قصه قیمت پسته یك كمی سخت باشد. شما نگران نباشید؛ كمی هیجان همیشه برای زندگی لازم است. درعوض از همین الان خودتان را برای جوك‌هایی مثل «مهریه عروس خانم هزار و سیصد و خرده‌ای پسته است» آماده كنید.



برنج

برنج اپیزود حدید سری فیلم‌های نوسان قیمت است. داستانی كه تازه (زمان نگارش این سیاهه) شروع شده و خدا می‌داند آبستن چه هیجاناتی است. اگر قرار باشد قصه برنج هم مثل قبلی‌ها پیش برود، تا قبل از شروع تعطیلات عید، مردم در نقش كارشناس همزمان برنج و اقتصاد علل و عوامل گرانی برنج را درآورد‌ه‌اند و احتمالا همین الان كه شما در حال قورت دادن این شماره‌اید،‌ اولین پیامك‌های برنجی به دستتان رسیده، فقط چون ژن كارشناسی ما در مهمانی‌ها و مجالس دورهمی (كه بازارشان در عید داغ است) یكهو جهش می‌كند، مرحله فروكش كردن تب و بی‌خیالی طی كردن ملت، تا بعد از نوروز به تاخیر خواد افتاد. پس كلا نگرانی به دلتان راه ندهید و از تعطیلات نورزیتان لذت ببرید. به این فكر كنید كه تا چند ماه دیگر با شنیدن لطیفه‌های برنج می‌توانید بگویید «اینا برا شما جوكه، برا ما خاطره‌اس»