امتیاز مثبت
۰
گفت وگوي خواندني با نخستين دبيركل بورس
نبايد از شاخصی که با ۲۰ شرکت بالا می رود خوشحال بود
يکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۱۸
کد مطلب: 84697
 
بحث حباب و ترکیدن حباب مربوط به سال هاي ۸۲ و ۸۳ بود اما در آن موقع هم برخي شركت ها بودند كه سهامشان بي رويه رشد مي كرد. یکی از سال های میانه دهه۷۰ بود که يكي دو شركت با رشد بي جهت قيمت سهام مواجه شدند که بلافاصله دستور دادم تمام تالار حافظ را با اطلاعيه پركنند تا سهامداران از چند و چون آن دو شرکت مطلع شوند.
نبايد از شاخصی که با ۲۰ شرکت بالا می رود خوشحال بود
 
اقتصادایران آنلاین-علي رضايي زاده:بورس اوراق بهادار ۴۶ ساله ايران در حالی بعد از ماه ها رخوت و رکود ، رکوردهای تازه ای را در مهرماه از خود به جا گذاشت و به بالاترین رقم ممکن خود یعنی به ۲۹ هزار واحد رسید که برخی کارشناسان براین باورند به رغم اين روند و میانگین بازدهی ۱۱ درصدی، بازار سهام هنوز نتوانسته رضایت خاطر اکثر سرمایه گذاران پرریسک را که در دو سال اخیر به جای سود، زیان داده اند، به دست آورد و هنوز فاصله معناداری با رقبای دیرینه و سنتی خود یعنی بازارهای طلا، ارز و مسکن دارد.

علاوه براین، به دلیل مبهم بودن عوامل موثری چون ثبات یا رشد قیمت دلار ، نهایی شدن افزایش قیمت کالاهایی چون سیمان و خودرو، توانایی یا عدم توانایی شرکت ها در اعلام سودهای بهتر از گذشته، درپیش بودن انتخابات ریاست جمهوری امريكا و سپس ايران و...، نمی توان به آينده روشن و مثبت بازار سهام در ماه های باقی مانده سال مطمئن بود.

با اين حال در شرایطی كه حجم ، ارزش، تعداد و ماهیت شرکت ها، تعداد سهامداران و سایر متغیرهای اصلی بازارسهام کنونی با بازار سال های ۶۸ تا ۸۰ قابل مقایسه نیست اما برخی مباحث مانند برخورداری از نگاه بلندمدت، رشد طولانی مدت اما آرام قیمت ها و شاخص، تشکیل سبد سهام و حضور با سرمایه مازاد همچنان کارکرد دارد. همچنین در اين بازار هنوز افرادی هستند که به جهش های شاخص بورس و قیمت ها در مقطع زمانی محدود هیچ اعتقادی نداشته و بر این باورند که باید اتفاق خاصی در اقتصاد کشور رخ دهد تا قیمت سهام و متغیرهای اصلی رشد کند.
یکی از اين افراد الله وردي رجائي سلماسي، نخستين دبيركل بورس اوراق بهادار در دوران بعد از انقلاب و طی سال های آذر ۱۳۵۹ تا آذر ۱۳۷۶ است كه هنوز هم آخرين تحولات ويترين شيشه اي و بازار سهام ۴۶ ساله كشور را پيگيري كرده و تحليل هاي خاصي هم در مورد فراز و فرود و ثبت ركوردهاي جديد شاخص و آثار ارز بر بورس دارد.

وي که تاکنون دیرپاترین دبیرکل سازمان بورس آن هم با ۱۷ سال مدیریت به شمار می رود و بالا و پایین شدن هایی زیادی را تجربه کرده در گفت وگويي خواندني با همشهري اقتصاد معتقد است اتفاق خاصي در اقتصاد كشور رخ نداده تا بهای سهام شركت ها افزايش يابد. همچنين نبايد از ارقام ۲۸ و ۲۹ هزار واحدی شاخص بورس زياد خوشحال بود. چون بعد از هر فرازي حتما فرودي هست. وي گذشته و حال بورس و دلايل رونق و ركود بازار سهام را ارزيابي كرده كه در ادامه مي خوانيد.


اين روزها بورس اوراق بهادار تهران بعد از ماه ها درجا زدن مانند همه بازارها تحت تاثير نوسان ارز قرار گرفته و متاثر از رشد بي سابقه و گاه كاهش مقطعي و اندك دلار و یورو است. آيا در زمان دبيركلی شما هم، موضوع ارز در روند قيمت سهام و شاخص بورس تا اين حد اثرگذار بود؟

در آن زمان هم بازار ارز جايگاه و مشتريان خاص خودش را داشت اما هر زمان كه بازار ارز گرم مي شد اوضاع بازار سهام عوض می شد و برمي گشت. براي مثال در سال ۷۵-۷۴ چنين اتفاقي رخ داد. چون پول ها از بورس به سمت بازار ارز حركت مي كرد. اما هر زمان كه دولت با دلال هاي ارز مبارزه و دستشان را كوتاه مي كرد، پول ها دوباره به بورس برمي گشت.

پس آن موقع شما و فعالان بازار سهام از كاهش قيمت ارز و محدوديت های ايجاد شده خوشحال مي شديد؟
بله، ولي آن موقع اختلاف قيمت ها اين قدر نبود.

آيا نوسان نرخ ارز بر سودآوري شركت هاي بورسي هم اثر مي گذاشت؟
بله، با افزايش قيمت دلار هزينه توليد شركت ها و بهاي تمام شده محصول افزايش و سودآوري شان كاهش مي يافت. با اين حال هر چند شركت ها مي توانستند قيمت فروش را افزايش دهند تا چندان از افزایش ارز زيان نکنند اما به دلیل اقتصاد دولتی اكثر شركت ها اجازه افزايش قيمت نداشتند، چون قيمت ها تحت كنترل دولت بود. بازار سهام هم همواره به تصميم گيري ها و جريان هاي حاكم در اقتصاد واكنش نشان مي داده و می دهد، چون بازاری حساس است؛ براي همين مي گويند بورس يعني دماسنج اقتصاد.ولي آن موقع بورس ايران از لحاظ تعداد شركت ها و سهام و سهامداران، بورس كوچكي بود و جایگاه چندانی در اقتصاد کشور و میزان توجه مردم و مسئولان نداشت.
درست است، چون آن موقع شركت هاي بزرگ كنوني را در بورس نداشتيم اما همان بورس در سطح خودش اثرات اقتصادي کشور را نمايان مي كرد.

آيا در ۱۷ سال دبیرکلی شما بر بورس ، بازار سهام با شکل گیری حباب قيمت ها و تركيدن آن هم مواجه شد؟
نه، در تمام طول دوران مسئوليت ام چنين اتفاقي رخ نداد. بحث حباب و ترکیدن حباب مربوط به سال هاي ۸۲ و ۸۳ بود اما در آن موقع هم برخي شركت ها بودند كه سهامشان بي رويه رشد می كرد. يادم هست یکی از سال های میانه دهه۷۰ بود که يكي دو شركت با رشد بي جهت قيمت سهام مواجه شدند. بلافاصله دستور دادم تمام تالار حافظ را با اطلاعيه پركنند تا سهامداران از چند و چون آن دو شرکت مطلع شوند.

در دوران شما سيستم معاملات دستي سهام هم وجود داشت که با آمدن سامانه معاملاتي خريداري شده از كانادا حذف شد.
بله، قيمت آن سامانه ۳۰۰هزار دلار بود كه تا همين چند سال پيش استفاده مي شد. الان هم در بخش هايي از بورس (سامانه پس از معاملات) به كار گرفته مي شود.

طي هفته هاي اول مهرماه شاخص بورس بعد از ماه ها ركود و رخوت موفق به ثبت ركودهاي ۲۸ و ۲۹هزار واحدي شد؛ تحليل شما از اين رویداد چيست؟

زياد به اين اتفاق ها اهميت ندهيد. اگر سهام۲۰ شرکت آن هم بزرگ از مثلا ۴۰۰ شركت بالا رود و شاخص رشد كند در آن صورت تكليف ۳۹۰شركت ديگر چه مي شود؟ در حالي كه شاخص بورس بايد نماينده وضعيت بيشتر شركت ها باشد.

خب اين شاخص در زمان شما ابداع و به كار گرفته شد.
بله، اما آن موقع شركت هاي بزرگ و موثری بر شاخص نبودند. الان ۲۰شركت هستند كه بر روند شاخص اثر می گذارند.

يعني آن موقع شاخص واقعي تر از الان بود؟
آن موقع ما يك شاخص كل بورس داشتيم كه شاخص، همه شركت ها بودند. ولي الان شاخص ۵۰ شركت بزرگ و ۳۰ شركت شناور آزاد داريم. همچنين اين همه شركت هاي بزرگ هم نداشتيم، بنابراين نوسان آن موقع شاخص بيانگر وضعيت كلی اكثر شركت ها و بازار بود؛ شايد ۷۰درصد. اما الان اگر قيمت هر سهم۲۰ شركت بزرگ يك تومان بالا برود، ببينيد چه اثري بر شاخص مي گذارد.

ولي بعد از سال ۸۹ شاخص بورس تا همين مرداد و شهريور رشدي نكرده و سهام اكثر شركت ها با زيان همراه بود.
من واقعا اعتقادي به رشد خوب و بد شاخص بورس ندارم، چون بازار سهام يعني محل جذب پس اندازهاي همگانی و تبديل راحت پول به سهام و برعكس.

اما هدف اصلي از سرمايه گذاري در بورس كسب سود و بازدهي بيش از نرخ تورم و ساير بازارها آن هم با توجه به وجود ريسك هاي متعدد در بورس است.
اما در درجه اول قابليت نقد شوندگي سهام مهم است. ممكن است كسي بخواهد سهام خود را چند ريال پايين تر بفروشد اما به دليل عدم نقدشوندگي نتواند. در ضمن هم اكنون ابزارهايي مانند صندوق هاي سرمايه گذاري و افرادي مانند مشاوران هستند كه مي توانند به كسب بازدهي حداقلی سرمايه گذاران كمك كنند. چون همه كه عالم اقتصاد و كارشناس بازار سهام نيستند. بنابراین به شخصه موافق نوسان شديد قيمت ها و شاخص نيستم و بايد با مكانيسم هايي مانع از آن شد.

شما با چه مكانيسم هايي نوسان هاي آن موقع بازار سهام را مي گرفتيد؟
آن موقع به دنبال تشكيل يك صندوق حمايت از بورس بودم كه هم پول و هم سهم داشته باشد اما هيچ وقت ايجاد نشد. از كارگزاران مي خواستم هنگام بروز نوسان بر روي برخي شركت ها بازارسازي كنند؛ هنوز هم اين روش وجود دارد. همچنین وقتي قيمت سهام شركت ها خيلي بالا يا پايين مي رفت از مديران نهادهايي مانند سازمان صنايع ملی ايران آن زمان، بنياد مستضعفان و بانك ها مي خواستم اقدام به عرضه يا خريد سهام كنند اما اين كارها به صورت سازمان يافته نبود و حالتي دوستانه داشت.

الان با توجه تفاوت زياد ساختارهاي بازار سرمايه بايد از مكانيسم هاي سازمان يافته اي چون بازارگردانی و بيمه سهام استفاده شود. با اين حال هنوز به راه اندازي صندوق حمايت از بورس و كاركرد درست آن در بازار سهام اعتقاد دارم تا هنگام رشد قيمت ها، سهام شرکت ها عرضه و مانع از جهش مقطعی شاخص مثلا به ارقام ۲۸ و ۲۹ هزار واحد شود.
ولي سير حركتي و طبيعي شاخص به گونه اي است كه اول و آخر بايد به اين ارقام مي رسيد. از آن طرف طي دو سال اخير شاخص بورس به نوعي درجا زده و نتوانسته مانند ساير بازارها رشد كند.

ببينيد وقتي قيمت يك سهمي بالا مي رود بايد دليل داشته باشد، يعني سودآوري شركت و یا ارزش ذاتي شركت افزايش يابد اما اگر سهمي بدون دليل از ۵۰۰ به ۱۰۰۰ تومان برسد درآينده اي نه چندان دور موجب زيان سهامداران حقيقي مي شود. براي همين بر اين باورم که علاوه بر توسعه مشاوران و ابزارهاي پوشش ريسك ، مسئولان بازار سرمايه بايد مكانيسمي را پياده كنند كه مانع از پولدار شدن عده اي و سرمايه باختن گروه ديگري شود. بنابراين وجود تعادل در عرضه و تقاضا بسيار مهم است.

اما شرايط الان بازار و سرمايه گذاران مانند گذشته نيست. به طور مثال الان برخلاف گذشته به تعداد نوسان گيران و كوتاه مدت كاران اضافه شده، حتي سرمايه گذاران حقوقي هم نوسان گير شده اند.
بله، يعني بورس بازي و همان كاري كه برخی سرمایه گذاران در دلار كرده و با اين روش زندگي مي كنند اما واقعيت اين است هرچند بورس باز و نوسان گير بايد باشد اما ماهيت بورس يعني داشتن ديدگاه بلندمدت سرمایه گذاری. وقتي كسي اقدام به خريد سهم مي كند بايد تا آخر عمر و يا تا زماني كه به پول نياز نداشته باشد آن را نفروشد.

يعني بايد پس اندازها را وارد بورس كرد ولي هم اكنون برخي سرمايه گذاران همه سرمايه و زندگي خود را وارد بورس مي كنند كه خطرناك است. با اين همه بايد پرسيد به رغم افزايش قيمت سهام و شاخص بورس در سه ماه مرداد تا مهر چه ميزان سهامدار جديد و قديم وارد بورس شده اند. از آن طرف به محض منفي شدن شاخص، شركت هاي بزرگ بورس با صف فروش سنگين مواجه مي شوند در حالي كه به اعتقادم قيمت سهام در چند ماه گذشته بسيار خوب بود.

ولي قيمت سهام اكثر شركت ها در سال گذشته و ۵ ماه اول سال رشدي نكرد و ميانگين نسبت قيمت به درآمد بازار (P/E) از ۹ به ۴.۵ مرتبه كاهش يافت كه نشان دهنده ارزان شدن سهام اغلب شركت ها بود. براي همين انتظار رشد قيمت سهام از ماه ها پيش وجود داشت.
چرا؟ چه دليلی وجود داشت؟ آيا فروش شركت ها و توليدشان افزايش يافته بود؟ به جز بخشي از بازار كه متاثر از رفتارهاي نوسان گيران است، افزايش يا كاهش قيمت ها و متغيرها بايد براساس مباحث عملي باشد نه اينكه با بروز تنش، يكدفعه قيمت ها بالا و سپس پايين بيايد. آيا رشد ۱۱درصدي شاخص در چند روز توجيه پذير است؟ پس چرا به رشد دلار ايراد گرفته مي شود؟

با اين اوصاف به نظر مي رسد شما چندان موافق جهش قيمت ها و شاخص بورس نيستيد؟
بله، چون بي دليل افزايش مي يابد.


اما تحليل كارشناسان و فعالان اين است كه با افزايش قيمت دلار، سودآوري شركت هاي صادركننده محصولات و مرتبط با بازار هاي جهاني هم افزايش مي يابد. براي همين قيمت سهام اين گروه هم رشد مي كند.
خب آيا هزينه تمام شده شركت ها هم محاسبه شده؟ مگر آن شركت هاي صادركننده، واردكننده تجهيزات و مواد اوليه نیستند؟ هرچند معتقدم قيمت دلار نباید به اين مبالغ می رسید اما اگر شركت هاي صادركننده هزينه تمام شده و واردات مواد مورد نياز را در سودآوري ها و پیش بینی های خود لحاظ نكنند، اشتباه بزرگي خواهند كرد. بنابراين در حالي شاكله بازارهاي سهام بر روي حرف است كه واقعيت اين است كه روی وضعيت سودآوري و هزينه هاي شركت هاي صادركننده تحليل همه جانبه و كارسازي نشده، چون كار كارشناسي انجام نشده است. آن شركتي كه با چنين مسائلي مواجه است بايد به بازار اعلام كند كه به رغم نوسان ارز چه ميزان سود سهام اش تغيير مي كند تا براساس آن نرخ سهام تعديل شود. نه اينكه افراد از روي دست هم اقدام به خريد سهام كنند.

با اين همه جمع بندي شما از شرايط روز اقتصاد چيست؟

واقعيت اين است و همه كارشناسان و حتي مسئولان اين را مي دانند كه هرچه منابع مالي به سمت بورس حركت كند و اين بازار تقويت شود به نفع اقتصاد است.

آيا بورس در چند سال اخير تقويت شده؟

بورس هم مثل ساير جاها و بازارها مشكلات خاص خودش را دارد و هنوز نتوانسته در تامين منابع مالي مورد نياز صنايع نقش ويژه و موثري ايفا كند. هزينه تمام شده اخذ تسهيلات بانكي براي شركت ها بسيار بالاست و نرخ تسهيلات ۲۵ درصد براي خريد تجهيزات توجيه ندارد و با عدم بازپرداخت اقساط در بلندمدت مي تواند موجب زيان هنگفت شركت ها و ورشكستگي آنها شود. در حالي كه تامين منابع مالي از طريق بازار سرمايه بسيار ارزان و راحت است. يادم هست كه در سال ۷۵ پيشنهاد دادم براي تامين مالي جاده تهران – شمال از امكانات بازار سهام استفاده شود اما چنين اتفاقي نيفتاد. هنوز هم براي تامين مالي پروژه هايي مانند مترو و ساخت بزرگراه ها می توان به جاي استفاده از بودجه دولت اقدام به انتشار اوراق مشاركت يا ابزارهاي مالي ديگر در بازار سرمایه كرد.

اگر در پايان نكته اي داريد بفرماييد.

در اين شرايط اقتصادي بايد سطح اطلاع رساني و شفاف سازي از تصميمات و برنامه هاي مدنظر ارتقا يابد، چون معتقدم افزايش شديد قيمت سهام بدترين حالت است. اگر قيمت سهام روزانه يك ريال افزايش يابد در بلندمدت به نفع همگان خواهد شد؛ نه اينكه به جاي روند باثبات و مطمئن ، قيمت سهام شرکت ها و شاخص بورس در يك دوره كوتاه رشد کند و ما هم شاهد جهش متغيرها در یک مقطع زمانی کوتاه و سپس يك دوره نسبتا طولاني افت همه شاخص ها باشيم. برای همین است که از قديم گفته اند كم بخور، هميشه بخور.