امتیاز مثبت
۰
جنجال فیش‌های حقوقی بیشتر از اختلاس 3 هزار میلیاردی بود
محسن صفایی فراهانی: سال 84 تا 92کشور را شخم زدند
چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۱
کد مطلب: 313180
 
محسن صفایی فراهانی فعال سیاسی اصلاح طلب، کارشناس اقتصادی و از دولتمردان سابق، بسیاری از انتقادات اقتصادی نسبت به دولت یازدهم را بی اساس می داند ودر پاسخ به انتقادات مخالفین دولت درباره ادامه تحریم های بانکی تاکید دارد: اگر هیچ تحریمی هم نمی شدیم به خاطر رتبه بدمان در پولشویی، باز هیچ بانک بزرگی در دنیا حاضر به همکاری با ما نبود.
محسن صفایی فراهانی: سال 84 تا 92کشور را شخم زدند
 
محسن صفایی فراهانی فعال سیاسی اصلاح طلب، کارشناس اقتصادی و از دولتمردان سابق، بسیاری از انتقادات اقتصادی نسبت به دولت یازدهم را بی اساس می داند ودر پاسخ به انتقادات مخالفین دولت درباره ادامه تحریم های بانکی تاکید دارد: اگر هیچ تحریمی هم نمی شدیم به خاطر رتبه بدمان در پولشویی، باز هیچ بانک بزرگی در دنیا حاضر به همکاری با ما نبود.

گزیده‌ای از گفتگوی مفصل این فعال سیاسی اقتصادی با خبرگزاری ایرنا را در ادامه می‌خوانیم:


صفایی فراهانی باور دارد: «روحانی در شرایطی کشور را در دست گرفت که مساله اصلی، تامین نان مردم و خروج از وضعیت شبه جنگی بود نه رشد اقتصادی بالا». قائم مقام اسبق وزارت امور اقتصادی و دارایی و نماینده مجلس ششم همچنین از فساد مالی 11 هزار و 400 میلیارد تومانی در راه آهن گرگان- مشهد سخن می گوید.

دولت رشد اقتصادی منفی را به مثبت تبدیل کرد
به گزارش ایرنا صفایی فراهانی درباره وضعیت نرخ رشد اقتصادی گفت: «این دولت، رشد منفی اقتصادی بیش از 6 درصد که از دوره احمدی نژاد به جا مانده بود را تبدیل به رشد اقتصادی مثبت 4 درصد کرد که پیش بینی می شود امسال به مثبت 5 درصد برسد. اما این به معنای آن نیست که اگر امروز به این درصد رشد رسیدیم از فردا همه چیز گل و بلبل شود و مردم رفاه اقتصادی را حس کنند و سفره ها رنگین شود»

وی در ادامه افزود: «ما در ارزیابی و تحلیل هایمان نباید ساده انگار باشیم. اقتصاد کشور در بیش از 40 سال گذشته دچار بیماری های مزمنی شده که به این زودی دست از سر آن برنخواهد داشت. متوسط رشد اقتصادی در 40 سال گذشته زیر 3 درصد بوده که رشد پایینی است و بدون داشتن استراتژی صنعتی محصولاتی را برای سالیان سال تولید کرده اند که عایدی چندانی برای کشور نداشته است. پایین بودن سطح تکنولوژی، مدیریت غلط، نزول سطح تولید و بهره وری منفی همه باعث این بیماری مزمن شده است».

با فروش 700 میلیارد دلار چقدر سفره مردم رنگین شد؟

وی همچنین یادآور شد: «نباید فکر کنیم قهرمان دو میدانی در سطح جهانی بوده ایم که پایمان به مانع خورده بود و زمین افتادیم، حالا که بلند شدیم باید با همان سرعت بدویم. اقتصاد ما شبیه یک بیماری بوده است که با تزریق آمپول فقط بیماری را بهتر تحمل می کند اما از شر بیماری رها نشده است. یادمان باشد که در طول 110 سال خام فروشی نفت، نزدیک 1350 میلیارد دلار عایدی داشته ایم که بالغ بر 700 میلیارد دلار آن در دولتهای نهم و دهم به دست آمد یعنی بیش از نصف کل فروش نفت ایران در طول تاریخ. چقدر از آن 700میلیارد دلار سر سفره مردم آمد که حالا عده ای متوقعند که با سالی 30 میلیارد دلار درآمد، سفره مردم رنگین شود؟ سالهای 84 تا 92 بهترین و پردرآمدترین سالهای اقتصاد ایران بود اما چی گیر مردم آمد؟ نتیجه آن، بحرانی ترین سالهای اقتصاد ایران از سال 90 به بعد شد، تورم 40 درصدی و بیکاری گسترده و رشد اقتصادی منفی و از بین رفتن ارزش پول ملی.»

صفایی فراهانی همچنین یادآور شد: «متاسفانه برخی فراموشکارند. سنگین ترین تحریم های تاریخ ایران به دنبال اجرای قطعنامه سازمان ملل از سال 1385 به بعد، طی سالهای 89 تا 94 بود، صادرات نفت به عنوان منبع اصلی درآمد کشور از روزی 2میلیون و سیصدصد هزار بشکه به کمتر از یک میلیون بشکه در روز رسید. تمام دنیا بسیج شده بود تا اقتصاد ایران را در هم بشکند. موج ایران هراسی در دنیا گسترده شد و از سوی دیگر، بانک های بزرگ بین المللی به خاطر معامله با ایران نزدیک به 20 میلیارد دلار جریمه شدند».

وی تاکید کرد: «حال دولتی روی کار آمده که این تورم را تک رقمی کرده و ثبات در قیمت ارز به وجود آورده است؛ آن هم با درآمد بسیار پایین نفتی.»

کسانی توقع معجزه از دولت یازدهم دارند

وی در پاسخ به متهم کردن دولت به بی توجهی به مسئله تولید در کشور گفت:«این حضرات توجه ندارند که اگر از سال 89 به بعد ایران مورد هیچ تحریمی هم قرار نمی گرفت با رتبه منفی که ایران در پولشویی در سطح دنیا دارد باز هم هیچ بانک بزرگی حاضر به همکاری با بانکهای ایران نمی شد. روی سخن من با آنهایی است که توقع یک معجزه را از دولت یازدهم در اذهان عمومی می پرورانند. آنها مردم را بدبین کرده و این حداقل امیدی را که در دل مردم برای بهبود معیشتشان به وجود آمده است را نیز تبدیل به یاس می کنند.

در ایران هیچ وقت تولید مورد توجه نبوده است
وی همچنین تاکید کرد:«تولید در ایران هیچ گاه مورد توجه نبوده است. تولید ناخالص ملی کشور یک سوم ترکیه است. ساختارهای کشور برای حمایت از تولید شکل نگرفته است. قیمت تمام شده کالای تولیدی در ایران به معنای واقعی بالا است. تولید کننده برای دریافت تسهیلات، واردات مواد اولیه، گشایش اعتبار و امثالهم بایست 2 تا 3 برابر سایر کشورهای منطقه زمان صرف کند.از سویی بایست چند برابر کشورهای منطقه به بانک سود و کارمزد بدهد . گمرک، اجازه ترخیص کالا را دیر صادر می کند. همه اینها قیمت تمام شده کالای تولیدی در کشور را بالا برده و آن را از رقابت خارج می کند».

وی ادامه داد: «زیرساخت های پولی و گمرکی کشور بیمار است. این زیرساخت ها مطابق برنامه چهارم قرار بود از 12 سال قبل به تدریج کاملا اصلاح شوند اما نشدند! »

مرداد 92 خزانه برای حقوق کارمندان هم پول نداشت
وی سپس به توصیف شرایطی که دولت در آن قدرت را به دست گرفت پرداخت و افزود:« آقای روحانی مرداد 92 روی کار آمد اما حقوق همان ماه کارمندان دولت را نمی توانست پرداخت کند چرا که پولی در خزانه نبود؛ برای همین مجبور به قرض گرفتن از بانک مرکزی شد تا کارکنانش بی حقوق نمانند. پرداخت یارانه نقدی هم مزید بر علت شد! انبارهای کشور از گندم خالی شده بود و تامین نان مردم به خطر افتاده بود.

وی در همین رابطه افزود:«شرایط شبه جنگی بود و خطر جنگ و قطعنامه های فصل هفتمی شورای امنیت سازمان ملل بر سر ایران سایه افکنده و امنیت کشور را تهدید می کرد. شما اگر جای این دولت بودید چکار می کردید؟ آیا اولویت نخست خود را نجات کشور از این بحران های خطرناک قرار می دادید یا به اصلاح سیستم پولی و مالی و گمرگی و .... می پرداختید؟!».

در تامین برق صنایع مشکلی وجود ندارد
صفایی فراهانی در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی اینکه اگر صنایع با تمام ظرفیت بخواهند کار کنند آیا نیرو و انرژی لازم برای آنها تامین می‌شود؛گفت:« ظرفیت نیروگاههای برق کشور برای ظرفیت صنایع فعلی کافی است. اولا صنایع انرژی بر کشور که عمدتا فولاد و آلومینیم است سالانه حداکثر به ترتیب 12 میلیون و 400 هزار تن تولید دارند که این رقم نمی تواند بر روی انرژی برق کشور تاثیر منفی بگذارد.

وی در ادامه تاکید کرد: «سرمایه گذاری هم که در حال حاضر روی این صنایع می شود به این نگرانی دامن نمی زند. اما اگر روزی بخواهیم تولید فولاد کشور را به 30 میلیون تن برسانیم آن وقت باید فکری برای تامین برق آن کرد.»

این کارشناس اقتصادی همچنین افزود:« هرزرفت برق در ایران حدودا 21 درصد است که در مقایسه با متوسط جهانی آن که 8 درصد است رقم بالایی است. سیستم توزیع انرژی در ایران سنتی است و اگر استاندارد و به روز شود می توان از این ناحیه سالی 14 تا 15 درصد در مصرف برق کشور صرفه جویی کرد، ولی مطمئنا این میزان ، هزینه های تولید را نمی پوشاند، هنوز برق در ایران نسبت به کشورهای در حال توسعه ارزان است.»

اقتصاد پویا به تولید نیاز دارد
صفایی در ادامه درباره اصول 24 گانه اقتصاد مقاومتی گفت:« مبنای آن فراهم کردن بستر ایجاد یک فضای رقابتی برای افزایش تولید داخلی است. در همه اقتصاد های پویا هم، توجه به تولید، محور حرکت است.

صفایی فراهانی در ادامه با ذکر مثالی گفت: «کره جنوبی درآمد سرانه اش در سال 1965، حدود 100 دلار در سال بود. اما امروز پس از گذشت 50 سال، این درآمد به 30 هزار دلار رسیده، یعنی 300 برابر شده است. کره جنوبی قبل از جنگ جهانی دوم یعنی سال 1945 مستعمره ژاپن بود، پس حیاتش از 1945 آغاز شد و تا 1954 هم درگیر جنگ کره بود. نه نفت دارد و نه گاز. از معادن هم فقط معدن گچ دارد. جمعیتش هم بسیار کمتر از ایران است. نرخ تورم آنها 3/1 درصد و نرخ بیکاری 2/3 درصد و تولید ناخالص ملی اش 3 برابر ما است. مگر می شود گفت این شرایط از راهی جز حمایت از تولید کننده و سرمایه گذاری خارجی و داخلی کسب شده است!؟».

باید پرسید چرا قاچاق به صرفه است

وی درباره عزم مبارزه با قاچاق در بین مسئولان کشور نیز گفت:« اگر مصمم بودن به معنای شعار باشد سالهاست که مصممند ! برای جلوگیری از قاچاق کالا نیاز به اهتمام بیشتر می باشد، یکی از آنها پایین آوردن تعرفه ورود کالاست. اگر هزینه ورود و زمان خرید کالا اینقدر بالا و طولانی نباشد دلیلی ندارد اشخاص به سمت قاچاق بروند چرا که می توانند با قیمتی متعارف کالا را وارد کنند. پس نخست باید به این سوال پاسخ گفت که چرا اصلا قاچاق به صرفه است. اگر هزینه و زمان ورود کالا از مجاری قانونی با قیمت واردات به صورت قاچاق و ریسک‌های مترتب بر آن رقابت نماید، طبعا کسی دنبال ورود غیرقانونی کالا نمی رود. ».

ماشین آلات صنعتی مربوط به چند دهه قبل هستند
وی درباره ضرورت ورود سرمایه گذاران خارجی نیز گفت:«خیلی از ماشین آلات صنعتی واحدهای بزرگ تولیدی کشور متعلق به چند دهه قبل هستند و فناوری پایینی دارند. صنایع، حتما به نوسازی و تکنولوژی روز نیاز دارند تا قادر به پایین آوردن قیمت تمام شده و ارتقای کیفیت تولیدات صنعتی و رقابت در عرصه تجارت دنیا باشند. برای این راهی جز استفاده از سرمایه گذاری شرکای خارجی ندارند تا با نوسازی و تکنولوژی جدید و بالا بردن استفاده از راندمان انرژی مصرفی بتوانند از زیرساختهای موجود استفاده مطلوب ببرند، بنابراین حتی اگر بنگاههای تولیدی کشور به 100 درصد ظرفیت خود برسند باز این مساله در مورد اکثر آنها صادق است.»

تاکید بر صنایع بزرگ بیماری مزمن کشورهای نفتی است

صفایی در نقد توجه افراطی به صنایع بزرگ گفت: «توجه بیش از اندازه به صنایع بزرگ، بیماری مزمنی است که در کشورهای نفت خیز جهان سوم رایج است. این کشورها متاسفانه، بچه 20 ساله به دنیا می آورند! نپذیرفته اند که ابتدا نوزادی به دنیا بیاید و به مرور، نشستن و راه رفتن را یاد بگیرد و زبان باز کند و مهد کودک برود و سایر مراحل رشد خود را طی کند.»  وی ادامه داد:« یکی از دلایل مهم پایین بودن راندمان صنایع بزرگ در کشور هم همین اشکال بزرگ است، برای دولتها مهم این است که یک واحد بسیار بزرگ صنعتی ایجاد کنند، مکان سنجی و شرایط دستیابی به ظرفیت تولیدی آن برایشان خیلی مهم نیست.»

وی در همین حال یادآور شد: «در حالیکه پایه رشد اقتصادی، صنایع خرد و متوسط است. کارخانه تویوتا در ژاپن سالانه بیش از 3 و نیم میلیون دستگاه خودرو تولید می کند اما قطعات خود را از 1450 کارخانه کوچک و متوسط تامین می کند و جالب است که تویوتا حتی انبار تجهیزات نیم ساخته ندارد.»

سال 84 تا 92کشور را شخم زدند
صفایی فراهانی تاکید کرد:« آیا این افراد برای این سوال هم پاسخی دارند که چرا همین مردم بین سالهای 42 تا 52 رشد اقتصادی و مستمر بالای 10 درصد را رقم زدند؟! آن هم وقتی که درآمدهای نفتی کشور، نقش زیادی در اداره کشور نداشت ؟ اگر تنبل بودیم چنین اتفاقی آن موقع هم نمی افتاد. بالاترین رشد اقتصادی کشورهای آسیایی در آن دهه، متعلق به ایران بود. وضعیتی که چین امروز در آسیا دارد آن زمان در ایران اتفاق افتاد.»

وی ادامه داد: «برای اینکه هماهنگی کاملتری در کشور به وجود آمد و تکنوکراسی رشد کرده بود و اداره کشور با برنامه جلو می رفت. اما از سال 52 به بعد که درآمدهای نفتی افزایش بی سابقه ای پیدا کرد و شاه تکنوکرات های با تجربه را کنار زد، این رشد متوقف و شرایط اقتصادی رو به نزول رفت.»

وی تایید کرد این شرایط مانند سال 84 است که گروهی سرکار آمدند که اعتقادی به تکنوکراسی و برنامه ریزی نداشتند و گفت:« آنها متاسفانه کشور را شخم زدند.»

چرا کسی درباره 700 میلیارد نپرسیده است؟
وی سپس یادآور شد: «طبق قانون برنامه چهارم توسعه مصوب مجلس هفتم که مجری آن دولت نهم بود، قرار بود تا پایان برنامه چهارم کشور از درآمدهای نفتی بی نیاز شود ! پس چه شد ؟ چرا بیش از 700 میلیارد دلار درآمد فروش نفت توسط آن دولت دود شد ؟چرا کسی تا کنون از آنها در این باره سوال نکرده است؟ چرا برای تخلف 3 درصد مدیران دولتی در بحث حقوق های غیرمتعارف اینهمه قیل و قال راه انداختند ولی برای مساله ای به این مهمی که سرنوشت آینده این ملت و کشور در گرو آن بود سکوت کردند ؟!».

بابک زنجانی پول را پس نمی‌دهد
وی همچنین یادآور شد: «در کشورهایی که قانون درست اجرا نمی شود و ثروت قابل توجهی چون نفت هم وجود دارد، بیشترین فساد رانتی به وجود می آید. در سالهای اخیر شاهد برملا شدن اختلاس ها و سوء استفاده های چند هزار میلیارد تومانی از پول بیت المال هستید. در قضیه ای مثل بابک زنجانی یا موارد مشابه اصلا ماهیت موضوع برای مسئولین مهم نیست ! شکلی و به صورت محدود با آن برخورد می شود ! معاون اول رئیس جمهور گفت فقط بابک زنجانی نیست که پول نفت را برنگردانده ، کسان دیگری هم هستند که همین شرایط را دارند !! چه پیگیری به عمل آمد؟!»

وی گفت: «اما چطور است در مورد فردی که دو و نیم میلیارد یورو پول را به نوعی غارت کرده ! می گویند اگر این پول را پس بدهی آزادت می کنیم.»

جنجال فیش‌های حقوقی بیشتر از اختلاس 3 هزار میلیاردی بود
 وی سپس درباره حقوق نجومی گفت: «بایستی اصل تناسب بین جرم و مجازات و تبلیغ روی آن، مبنای کار باشد. آیا مشکل اصلی اقتصاد ایران این 50 مدیری بودند که حقوق های بیشتر دریافت کردند؟ که نهایتا به 13 نفر رسید که اگر 4 سال مدیر بودند و این حقوق ها را می گرفتند، اضافه دریافتی همه آنها جمعا زیر 2 میلیارد تومان بود ! میزان تبلیغی که روی این کار شد به مراتب بیش از اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی و 10 هزار میلیارد تومانی نفت زنجانی بود ! چرا؟! آیا به مردم می خواستند حالی کنند که 2 میلیارد تومان بیشتر از 3 هزار میلیارد ارزش دارد؟»

وی در همین رابطه افزود: «اگر یک مدیر ماهانه 50 میلیون تومان بگیرد 5000 سال زمان می برد تا این مبلغ با در نظر گرفتن ارزش پول ثابت به 3 هزار میلیارد تومان برسد! این جنجالها یعنی فریب مردم ! ابزاری بود برای هجمه به دولت در سال آخر ریاست جمهوری!»

فراهانی در ادامه گفت: «آیا این واکنش مخالفان دولت درباره این تخلفات و فسادهای مالی چند هزار میلیارد تومانی از تناسب یکسان برخوردار بود؟! جنجال آفرینان می دانستند بسیاری از مردم فاصله حقوق یک میلیون تومانی خود و 50 میلیون تومانی حقوق مدیران را خوب می فهمند ولی برایشان رقم 3 و 10 و 12هزار میلیارد اصلا قابل تصور نیست.»
 
برخورد با فساد باید تناسب داشته باشد

صفایی همچنین درباره فساد راه آهن گفت: «وزیر نیرو می گفت در پروژه راه آهن مشهد- گرگان که کل سرمایه گذاری آن قرار بوده 4هزار میلیارد تومان باشد و تنها 15 درصد آن یعنی 600 میلیارد تومان را دولت تامین کند اتفاق عجیبی افتاده است. وقتی دولت آقای روحانی بررسی کرده متوجه شده دولت قبلی، به جای 600 میلیارد تومان، 12 هزار میلیارد تومان دارایی به سرمایه گذار واگذار کرده است. یعنی 20 برابر آنچه که قبلا تعیین شده بود.»

وی ادامه داد:«با ممارست و پیگیری دولت یازدهم ظاهرا قرار شده این دارایی ها به دولت برگردد !! آیا اینها فساد و تعرض به بیت المال نبوده؟ اگر قرار است به فساد پرداخته شود باید برخوردها متناسب با میزان آن باشد نه اینکه فیش های حقوقی اینقدر برجسته شود و نسبت به مفاسد اینچنینی سکوت اتخاذ شود. این نوع مبارزه با فساد آیا نواختن سرنا از سرگشاد آن نیست؟».

عمده مخالفان دولت رانت خوارهای کلان هستند
فراهانی درباره کسانی که مخالف دولت هستند گفت: «عمده مخالفان دولت کسانی هستند که در سالهای گذشته از رانت های کلان استفاده نموده اند و حالا که کمی دسترسی به رانت قطع شده، طبیعی است با امکانات مالی فراوان، از متخصصین جنگ روانی و هرکس که حاضر باشد از تریبونی که دارد علیه دولت به کار بگیرد کمک بگیرند . به طور مثال در قضیه فیش های حقوقی که خلاف کوچکی در دولت بود، کاملا مشخص بود، که هجمه رسانه ای آنها یک کار بسیار سازمان یافته، برنامه ریزی شده، با فکر و پرهزینه ای بود.»

وی ادامه داد: «اما طرفداران دولت نه اعتقادی به این روشها دارند، نه این پول را دارند، ضمن این که از هزینه های سنگین که بایستی تحمل نمایند و پاسخگو باشند نگران هستند.»

روحانی رقیب جدی بین اصولگرایان ندارد
صفایی فراهانی درباره انتخابات ریاست جمهوری گفت:«اگر ایشان خودشان قانع شوند که مجددا نامزد شوند بعید است به مشکلی برخورد کنند؛ چرا که رقیب جدی در بین اصولگرایان ندارند. از سویی تشتت آرایی که در جناح مقابل وجود دارد نیز کار را سهل می کند. مزید بر اینکه بسترهایی که اصولگرایان در انتخابات گذشته از آن استفاده می کردند اکنون برای آنها خیلی مهیا نیست.»

صفایی فراهانی درباره همکاری دو جناح با یکدیگر بر سر مشترکات گفت:« دو جناح در انتخابات 94 نشان دادند که دست از زیاده خواهی و رادیکالیسم برداشته اند و در حال حرکت در مسیر عقلانیت هستند. اگر ما منافع ملی را مورد توجه قرار دهیم مشترکات حتما زیاد خواهد بود. تجربه بعد از سال 88 نشان داد که نمی توان با آن حب و بغض ها ادامه داد. نباید در گذشته ماند بلکه باید آن دوره را با تمام تلخی که داشت به عنوان یک تجربه بزرگ در نظر گرفته و در بستر عقلانی ، زمینه تفاهم ملی برای پیشبرد توسعه همه جانبه را فراهم کرد.»

وی ادامه داد: «امیدوارم همه با نگاه حفظ مصالح کشور به مسائل ملی نگاه کنند و ذهن و کلام خود را اصلاح و از خشونت بری نمایند. گفت وگوی منطقی و بدون خشونت را یاد بگیریم و منافع ملی را منافع جناحی ترجمه نکنیم. در این صورت مطمئنا وجوه اشتراک بسیاری خواهیم داشت.»

در این دوره باید مرکز پژوهش‌های مجلس تقویت شود
صفایی درباره آینده مجلس دهم نیز گفت: «بیش از دو سوم نمایندگان سابقه مدیریتی ملی یا مسئولیتهای سیاسی ندارند. بنابراین لازم است مرکز پژوهش های مجلس بیش از پیش تقویت شود تا کمک فکری لازم به این نمایندگان داده شود. این مجلس نباید به حاشیه ها بپردازد و باید روی مسائل ضروری کشور تمرکز نموده و با توجه به در پیش بودن تصویب برنامه ششم توسعه از تمامی پتانسیلها برای کارآمد نمودن این قانون را بگیرد.».

ماجرای نامزدی احمدی نژاد برای فدراسیون فوتبال

در بخشی از مصاحبه خبرنگار ایرنا از صفایی فراهانی می‌پرسد؛ از فدراسیون فوتبال هم بگویید؟ ظاهرا زمانی که شما مسوولیت کمیته انتقالی فدراسیون از طرف فیفا را به عهده داشتید آقای احمدی نژاد می خواست نامزد ریاست فدراسیون شوند؟

صفایی نیز پاسخ می‌دهد: «بله. یکی از معاونین سازمان تربیت بدنی که در کمیته حضور داشت این مساله را عنوان کردند، به ایشان گفته شد که با مقررات فیفا مغایرت دارد و نمی تواند نامزد شود.».
 
 
 


از عملکرد دولت یازدهم در بخش مسکن رضایت دارید؟
بله
خیر