امتیاز مثبت
۱
92 درصد آب استحصالی به کشاورزی می‌رود؛
عوارض ۶ خشکسالی ايران در چهار دهه گذشته بر اقتصاد ملی
دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۹
کد مطلب: 90140
 
در طول چهار دهه اخیر کشورمان ۶ بار با پديده خشكسالي مواجه شده و پنج بار نيز در آستانه وقوع اين بحران بوده است اما دلیل این خشکسالی چیست؟ در همین حال، بیشترین مصرف آب در ایران نیز نصیب بخش کشاورزی شده است که حدود ۹۲ درصد آب استحصالی را تشکیل می دهد و ۸درصد باقی مانده سهم صنعت و شرب است!
عوارض ۶ خشکسالی ايران در چهار دهه گذشته بر اقتصاد ملی
 
اقتصادایران آنلاین - ساناز ناصري: وقتی متوسط بارندگی در کشوری، یک سوم میانگین جهانی باشد پرواضح است که آن کشور در زمره ممالک کم باران جهان است و وقتی که این سرزمین همین ایران خودمان باشد، موضوع اهمیت بیشتری می یابد. 

آمارهای رسمی وزارت نیرو و اطلاعات شفاهی که مسئولان می گویند، نزدیک به هم است و بر اساس آن متوسط بارندگی در کشور ما سالانه تقریبا بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلی متر است و متوسط جهانی حدود ۷۵۰ میلی متر؛ با این حساب هر قطره ای از باران برای ما «باید» ارزشمند باشد. 

وقتی صحبت از ذخایر و مصرف آب در کشور می شود، خیلی زود بحث به ضرورت صرفه جویی مردم می رسد و هدفمندی یارانه ها هم که اساسش روی اصلاح قیمت هاست و این نیز نقش مردم را در این زمینه پررنگ تر و انتظارها را از آن ها بیشتر می کند.

حال اما در این میان آیا تنها مردم هستند که مسئولیت دارند؟ مسئولان وظیفه ای در قبال کم آبی ها ندارند و تسلیم در برابر تقدیر نهایت توان ماست؟ مسئولان آیا وظیفه ای جز تشویق به کم مصرف کردن ندارند؟

ریشه خشکسالی

برای ساکنان ایران، شنیدن واژه «خشکسالی» چندان عجیب نیست چراکه به گواه آمار، در طول چهار دهه اخیر کشورمان ۶ بار با پديده خشكسالي مواجه شده و پنج بار نيز در آستانه وقوع اين بحران بوده است. اما دلیل این خشکسالی چیست؟ یک بخش این پدیده ناخوشایند به میزان بارندگی برمی گردد که با توجه به فاصله میزان بارندگی سالانه ایران در قیاس با جهان، می توان گفت که استعداد بالقوه خشکسالی در کشور هست اما از سویی دیگر، وضعيت بحراني تامين آب قابل استحصال در كشور نیز عاملی است که وقتی به بارندگی های ناکافی افزوده شود، اثرات مخرب چنین پدیده ای را تقویت می کند. 

در حقیقت این همان مسئله ای است که موسسه بين المللي مديريت آب، راه برون رفت از آن را برای کشورمان، افزایش بیش از ۱۰۰ درصدی منابع تا ۱۵ سال آینده دانسته است. 

در کنار این موارد، مديريت سيستمي خشكسالي در قالب مديريت ريسك و پرهيز از مديريت بحران نیز می تواند سبب شود که مديريت مطلوب خشكسالي هاي آينده فراهم شود و برای تحقق این برنامه ها قطعا بیش از مشارکت شهروندان، اقدامات موثر مسئولان ضروری به نظر می رسد. 

مرور تاریخ صنعت آب کشور می گوید که افزايش نوسانات بارندگي در سال ۱۳۶۲ و بعد از آن تا سال ۱۳۷۸ و آنگاه كاهش ميزان بارندگي پس از اين دوره ها، موجب تشديد اثرات خشكسالي شده، ضمن اينكه همين عامل زمينه ساز وقوع خشكسالي فاجعه آميز اخير در سال هاي ۸۶ و ۸۷ بوده است. 

مصرف کننده اصلی

ذخایر آبی کشور، بیشتر در کدام بخش ها هزینه می شود؟ آیا به مانند برق و گاز، سهم بخش خانگی همچنان قابل توجه است؟ مطابق استاندارد جهانی، حدود ۸۰ درصد از مصرف آب به بخش کشاورزی تعلق دارد و حدود ۱۰ الی ۱۵ درصد نیز نصیب صنعت می شود و این بدان معناست که کمتر از ۱۰ درصد جیره آب جهانی سهم «شرب» است. 

شاید دور از ذهن نباشد دانستن اینکه الگوی جهانی در ایران رعایت نمی شود اما در این برهم خوردن تعادل، کدام گروه از حق بقیه استفاده می کند؟ چنان که ذکر شد، میانگین بارندگی ما یک سوم متوسط جهانی است؛ به عبارت دیگر، حجم بارندگی سالانه در ایران ۴۱۳ میلیارد متر مکعب که ۱۳۰میلیارد متر مکعب آن قابل استحصال است و از این میان بیش از ۱۰۰ میلیارد متر مکعب، استحصال می شود.
 
از حجم کل اما بخشی نیز جذب زمین ها و مزارع می شود که رقم آن در حدود ۲۹۳ میلیارد متر مکعب است؛ صد البته بخشی از این بارندگی ها نیز تبخیر می شود اما از کل منابع استحصالی آب که چیزی حدود ۹۸ میلیارد متر مکعب است، ۸۸ میلیارد متر مکعب آن در بخش کشاورزی ، ۵/۷ میلیارد متر مکعب در بخش شرب و بهداشت و ۱/۲ میلیارد مترمکعب در بخش صنعت مصرف می شود.
 
بر این اساس، بیشترین مصرف در ایران نیز نصیب بخش کشاورزی است که حدود ۹۲ درصد آب استحصالی را تشکیل می دهد و ۸درصد باقی مانده سهم صنعت و شرب است! لازم به ذکر است که کشور ما بیش از ۸ میلیون هکتار مزارع آبی دارد و جالب آنکه مصرف کنندگان بخش کشاورزی، برای آبیاری زمین خود بیشتر به استفاده از شیوه های سنتی علاقه مند هستند و با توجه به تخمین راندمان ۳۰ تا ۴۰ درصدی آن، به روشنی می توان دریافت که در این بخش، هدررفت آب قابل توجه است. این طور که پیداست، دولت در صدد برنامه ریزی برای تغییر قیمت آب کشاورزی است اما بعید است که افزودن قیمت بدون آموزش و اصلاح الگوهای آبیاری
در جهان به ازای مصرف هر متر مکعب آب ۲ کیلوگرم محصول کشاورزی تولید می شود که این میزان در ایران حدود ۹۰۰ گرم است
کشاورزان گره گشا باشد.

تلفات

حال که بحث به اتلاف آب رسید، شاید شکافتن عمیق تر این موضوع خالی از فایده نباشد. چنانکه ذکر شد، حجم اعظم آب کشور در بخش کشاورزی مصرف می شود اما ذکر این نکته ضروری است که حدود ۷۰ درصد از این منابع را به صورت تبخیر، نفوذ عمقی، جریانات سطحی به زهکش ها، از طریق رودخانه هایی که به دریا ریخته یا از مرزهای کشور خارج می شوند اتلاف می کند.
 
کارایی مصرف آب کشاورزی در حال حاضر در کشور ۰.۷ کیلوگرم بر مترمکعب است، و این در حالی است که برای تامین غذای جمعیت رو به رشد کشور در سال ۱۴۰۰ باید عدد کارایی مصرف آب به ۱.۶ کیلو گرم بر متر مکعب افزایش یابد. آب در صنعت نیز تلفات دارد اما این شاخص بسته به عوامل زیادی می تواند متغیر باشد؛ در این خصوص روش های نوینی قابل استفاده است که با بهره گیری از آن می توان تا ۸۰ درصد مصارف را بهینه ساخت. 

هدر رفت آب اما در بخش خانگی شاید بیش از سایر بخش ها قابل لمس باشد. مصارف شست وشو، استحمام و مواردی از این دست که به دلیل نوع شبکه ریزی کشور همه از آب شرب و قابل آشامیدن است، با کوچکترین بی احتیاطی می تواند تبدیل به دورریز شود. اتلاف آب اما بی ارتباط با رشد شهرنشینی هم نیست و گذشته از آن نیز رابطه مستقیمی با مصرف سرانه آب در کشور دارد. 

بر اساس یک پژوهش صورت گرفته توسط سازمان ملل متحد، حداقل آب مصرفي هر شهروند براي حفظ بهداشت و سلامت جامعه حدود ۹۹ ليتر در روز است و سازمان بهداشت جهانی نیز معتقد است که این میزان باید ۱۵۰ لیتر باشد. 

از سویی دیگر تاکید برنامه سوم توسعه در کشور ما بر این بود که هر نفر در شبانه روز مي تواند به طور متوسط ۱۵۰ ليتر آب مصرف کند؛ این در حالی است که گذر زمان و رشد شدید شهرنشینی سبب شد که برهم خوردن این الگو شدت بیشتری بگیرد و به مرحله ای برسد که مصرف سرانه هر شهروند به ۳۰۰ لیتر در روز نزدیک شود. 

صد البته این افزایش مصرف، به تنهایی نمی تواند شاخصی مثبت یا منفی باشد چراکه در کشورهای توسعه یافته این رخداد می تواند اتفاقی مثبت و در راستای بهبود بهداشت اجتماعی قلمداد شود اما با توجه به مختصات اقتصاد ایران، انتظار می رود که نتیجه این افزایش مصرف در گذر سال ها تاثیر مستقیمی بر میزان اتلاف داشته باشد. 

یک پژوهش در این باره نشان می دهد که ميزان آب به حساب نيامده در استانهاي مختلف كشور بين ۲۵ تا ۶۰ درصد است. لازم به ذکر است که طبق استانداردهاي جهاني براي كشورهاي خشك و نيمه خشك و كم آب، حداكثر آب به حساب نيامده در يك شبكه توزيع حدود ۱۵درصد و براي كشورهاي پرآب حدود ۲۵درصدتوصيه شده و بر این اساس، براي شرايط ايران این شاخص نباید از ۱۵درصد تجاوز کند. 

اتلاف و هدرروی در اقتصاد امروز، اساسا موضوع مهم و تعیین کننده ای است که تصورکردن صدمات ناشی از آن نیز چندان دشوار نیست. حال که میزان بارندگی و ذخایر آبی کشور برشمرده شد، دانستن این نکته که ۴۰ درصد آب های تولیدی كشور هدر می رود، عمق فاجعه را عیان می سازد. این رقم خیره کننده اما دلیلش تنها مصرف مسرفانه نیست و فرسودگی سامانه آبرسانی، سنتی بودن شیوه آبیاری کشاورزی نیز در آن نقش تاثیرگذاری دارد.

بر اساس گزارشی که پیشتر توسط وزارت نیرو اعلام شده بود، حدود ۳۰ میلیارد متر مکعب از منابع آبی کشور سالانه به شكل پساب و فاضلاب از دست می رود و در صورت ادامه این روند، حجم پساب تولیدی در سال ۱۴۰۰ به ۴۰ میلیارد متر مکعب خواهد رسید که این مقدار بیش از یک سوم منابع آبی تجدید پذیر کشور است.
 
بر اساس پیش بینی ها در سال ۱۴۰۰ فقط بخش کشاورزی نیازمند ۱۰۳ میلیارد متر مکعب آب است که ۴۴ درصد آن ازمنابع زیرزمینی، ۵۳ درصد از آب های سطحی و فقط سه درصد آن از پساب تامین خواهد شد. 

لازم به تاکید است که در ایران از ۶۰۰ دشت، سالانه ۱۳۵ میلیارد مترمکعب آبهای تجدیدپذیر برداشت می شود که هم اکنون از این تعداد ۲۵۰ دشت ممنوعه و بحرانی است. بر پایه این گزارش، در جهان به ازای مصرف هر متر مکعب آب ۲ کیلوگرم محصول کشاورزی تولید می شود که این میزان در ایران حدود ۹۰۰ گرم است. در این راستا سرمايه گذاري براي کاستن از اتلاف آب و رساندن آن به محدوده استانداردهاي جهاني الزامي است. 

یکی از اقدامات موثر در این بین شاید افزایش حجم مخازن سدهاي كشور باشد که این مهم به تازگی به ۴۲ ميليارد مترمكعب رسیده و این در حالی است که در سال جاري حجم بارشها ۲۴ درصد كاهش يافته و حجم روان آب هاي كشور نيز كاهش ۵۶ درصدي را تجربه كرده است. 

این آمار نشان می دهد که مدیریت منابع آب در ایران باید به یک اولویت جدی تبدیل شود چراکه در زمان کاهش نزولات جوی، کاستن از هدرروی ها بیش از هر زمان دیگری اهمیت می یابد. در نظر باید داشت که سالانه نیم میلیارد متر مکعب به کسری مخازن آب کشور افزوده می شود؛ از سویی دیگر سهم ایران از کل آب تجدید شونده جهان یک دهم درصد یعنی حدود ۱۳۰ میلیارد مترمکعب است که از این مقدار ۱۰۰ میلیارد مترمکعب استحصال می شود.