امتیاز مثبت
۰
فرمول قدیمی آمریکایی‌ها برای مواجهه با بحران‌های اقتصادی
چگونه مثل یک کرکس به جان سرمایه‌داران بیافتیم؟
سه شنبه ۴ شهريور ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۲۳
کد مطلب: 251055
 
وی شیفته بازار سرمایه بود و به همین دلیل نوشته‌های روزانه‌اش از تصوری که از این بازار داشت را در دوران رکورد بزرگ اقتصادی آمریکا در یک مجموعه جمع‌آوری کرده و نشان داد که چگونه انسان‌های باهوش و تجار زرنگ در آن زمان به‌خاطر این رکورد از بین رفتند. او در این نوشته‌ها بارها و بارها ساده‌ترین قانون سرمایه‌گذاری و تجارت در زمان رکود بزرگ اقتصادی را یادآوری می‌کند؛ «ارزش بسیار بالای داشتن نقدینگی در حساب بانکی».
چگونه مثل یک کرکس به جان سرمایه‌داران بیافتیم؟
 
اقتصاد ایران آنلاین به نقل از همشهری اقتصاد:  بنجامین راث نویسنده‌ای حرفه‌ای یا سرمایه‌گذار نبود، اما یکی از آموزنده‌ترین کتاب‌ها در زمینه سرمایه‌گذاری را منتشر ساخته است. راث که یک وکیل در ایالت اوهایو آمریکا بود، دفترچه خاطرات خود از دوران رکود بزرگ اقتصادی آمریکا را تبدیل به یک کتاب کرده است. او در فاصله سال‌های 1931 تا 1940 مجموعه یادداشت‌هایی را درخصوص شرایط اقتصادی و سرمایه‌گذاری آن زمان نوشته بود.

پسر او در سال2010 این دفترچه را منتشر ساخت. مسائل مربوط به تاریخ هر روز به ندرت به سه جمله در هر روز می‌رسد، اما به وضوح شرایط زندگی در بدترین زمان تاریخ آمریکا و تراژدی اقتصادی ایالات‌متحده را توصیف می‌کند. یکی از نوشته‌ها در ماه آوریل سال1932 به سادگی تمام می‌گوید: «جنون و خودکشی در میان تجار برجسته آمریکا در حال افزایش است.»

راث، شیفته بازار سرمایه بود و به همین دلیل نوشته‌های روزانه‌اش از تصوری که از این بازار داشت را در دوران رکورد بزرگ اقتصادی آمریکا در یک مجموعه جمع‌آوری کرده و نشان داد که چگونه انسان‌های باهوش و تجار زرنگ در آن زمان به‌خاطر این رکورد از بین رفتند. او در این نوشته‌ها بارها و بارها ساده‌ترین قانون سرمایه‌گذاری و تجارت در زمان رکود بزرگ اقتصادی را یادآوری می‌کند؛ «ارزش بسیار بالای داشتن نقدینگی در حساب بانکی».
 
 ژوئیه 1931: «مجلات و روزنامه‌ها پر از مقالاتی است که به مردم می‌گوید با قیمت‌های مقرون به‌صرفه‌ای که پیشنهاد شده، می‌توانند سهام بخرند یا در املاک سرمایه‌گذاری کنند. این مقالات می‌گوید که زمانه بهتر می‌شود و کسانی‌که در این طریق سرمایه‌گذاری‌های خود را انجام می‌دهند، ثروت‌های بزرگی به دست می‌آورند. مشکل این است که هیچ‌کس پولی ندارد که بخواهد سرمایه‌گذاری کند.»
 
 اوت 1931: «بسیار جالب توجه است که چگونه برای حرفه‌ای‌های بازار ایجاد مازاد درآمد و پس‌انداز در زمان‌های
با قطعیت مـی‌توان گفت کسی کـه در دوران رکود اقتصادی آن‌قـدر سرمـایـه داشته باشد که بتواند بالاترین میزان سهام را در بازار سرمایه بخرد و آن را برای دو تا سه سال نگه دارد، تا سال1935 در جرگه انسان‌هـای بسیار پولدار زمان خواهد بود
عادی مهم شده است. سرمایه مازادی بالغ بر 2500دلار که به‌صورت هوشیارانه در طول دوره رکود سرمایه‌گذاری شود به احتمال زیاد راه برای این‌که بقیه عمرتان را در آسایش و رفاه بگذرانید باز می‌کند. در غیر این‌صورت باید منتظر باشیم که باد از هر جهت که وزید ما هم به همان جهت برویم.»
 
 دسامبر 1931: «عموم مردم بر این باورند که سهام‌های خوب و اوراق قرضه را می‌توان با قیمت‌های بسیار جذابی خریداری کرد مشکل این است که هیچ‌کس پولی برای خرید این سهام‌ها آن هم با هر قیمتی که باشند، ندارد.»
 
 سپتامبر 1932: «معتقدم با قطعیت می‌توان گفت کسی که در دوران رکود اقتصادی آن‌قدر سرمایه داشته باشد که بتواند بالاترین میزان سهام را در بازار سرمایه بخرد و آن را برای دو تا سه سال نگه دارد، تا سال1935 در جرگه انسان‌های بسیار پولدار زمان خواهد بود.» 
 
 ژوئن 1933: «متاسفانه من فرصت طلایی خرید سهام 10سنتی در بازار سرمایه را از دست دادم و به همین دلیل دیگر سودی از این بازار نمی‌برم.»

 ژوئیه 1933: «دوباره و دوباره در طول این دوره رکود به من ثابت شده که فرصت‌های اقتصادی بزرگ مثل برق و باد همین‌طور از کنار کسانی که سرمایه نقد و پول کافی برای سرمایه‌گذاری ندارند، عبور می‌کند.» 
 
 اوت 1936: «دوران رکود اقتصادی تنها یک چیز را برای همیشه در ذهن من حک کرده است و آن‌هم اهمیت و ارزش داشتن سرمایه کافی برای مواقع ضروری و اورژانسی است. تجربه من به عنوان یک وکیل نشان می‌دهد که بخش بزرگی از شکست‌ها در بازار کسب‌وکار به دلیل کمبود سرمایه است تا نداشتن دانش کافی تخصصی در حوزه کسب‌وکار.»
 
 می 1937: «بهترین فرصت در طول عمر همه مردم آمریکا برای پولدار شدن از دست رفته و احتمالا دیگر به این زودی‌ها بازنمی‌گردد. آدم‌های کمی بودند که منابع مالی لازم برای استفاده از این فرصت را داشتند. مشکل این بود که همه فقط به قدری درآمد داشتند که می‌توانستند ملزومات و مایحتاج روزانه خود را تامین کنند.» 
 
به نظر می‌رسد برای همیشه تاریخ و در همه جای دنیا باید حوادثی که در طول دوره رکود بزرگ اقتصادی آمریکا رخ داد را به یاد سپرد. میانگین صنعتی داو جونز (یک شاخص اقتصادی بازار آزاد که توسط وال‌استریت ژورنال منتشر و تهیه می‌شود) 89درصد سقوط را در فاصله سال‌های 1929 تا 1932 تجربه کرد و نرخ بیکاری در این کشور به بالای 25درصد رسید. کسانی‌که به اندازه کافی نقدینگی نداشتند که بتوانند از پس مخارج خود بربیایند مجبور به فروش دارایی‌های خود برای تبدیل کردن آن به دلار شدند. بعد از آن بازار در فاصله سال‌های 1932 تا 1937 تقریبا 5برابر رشد پیدا کرد که در تاریخ آمریکا بی‌سابقه بود. بسیاری از شرکت‌هایی که سهام آنها به‌شدت پایین بود به یک‌باره 10 تا 20درصد رشد سهام پیدا کردند. کسانی‌که نقدینگی نداشتند، به راحتی عبور فرصت‌های بادآورده برای ثروتمند شدن از کنارشان را حس کردند. 

این داستان هر چند سال یک‌بار خود را در طول تاریخ تکرار می‌کند البته نه با این شدت. در طول دوران رونق
دوران رکود اقتصادی تنها یک چیز را برای همیشه در ذهن من حک کـرده است و آن‌هم اهمیت و ارزش داشتن سرمایه کافی برای مواقع ضروری و اورژانسـی است
اقتصادی همه مردم درباره بازگشت سرمایه‌شان مراقب هستند و از این بابت که چرا سودهای بانکی کم بوده و باید پول‌هایشان در بانک بخوابد، گلایه می‌کنند. اما اگر بحرانی اقتصادی مانند دوران رکود اقتصادی در آمریکا پیش بیاید، متوجه می‌شوند که همین پول‌های نقد چقدر برایشان سرنوشت‌ساز می‌شود.

این مساله در اوضاع اقتصادی امروز آمریکا نیز دوباره در حال وقوع است. بسیاری بر این عقیده‌اند که پول‌شان در حساب‌های بانکی درحال بی‌ارزش شدن است و هر روز به‌دلیل بالا رفتن تورم، مقدار زیادی از پول‌شان را از دست می‌دهند. اما به نظر می‌رسد تجربه تاریخی به خوبی نشان داده که این طرز تفکر به‌شدت خطرناک است و باعث می‌شود مردم در طول زمان قدر پولی که به صورت نقدی در بانک دارند را ندانند. پول نقد در بانک نگه داشتن زیاد هم با سود قابل‌توجهی همراه نیست، اما در طول زمان همین پول نقد گزینه‌هایی برای سرمایه‌گذاری مناسب و به‌موقع به دست می‌دهد که بازگشت نداشتن سرمایه در طول این دوره را نیز جبران خواهد کرد. اگر سود کم مالی در شرایط کنونی باعث می‌شود که در دوران رکود اقتصادی آینده آمریکا بتوانید به کرکس سرمایه‌داران تبدیل شده و سهام‌شان را از آنها خریداری کنید، به سودی می‌رسید که بسیار بیشتر از سود امروز داشتن نقدینگی در بانک است. 

بسیاری از آمریکایی‌ها با همین طرز تفکر در حال آمادگی برای شروع شدن دومین دوره رکود یا بیکاری گسترده در آمریکا هستند. آنها می‌دانند که داشتن نقدینگی درصورتی‌که تورم بالایی در جامعه وجود نداشته باشد می‌تواند بهترین فرصت‌ها را در اختیارشان قرار دهد. اما آیا این برای سایر کشورها هم صادق است؟ هیچ کشوری مانند آمریکا در طول دوران اقتصادی خود با فراز و نشیب گسترده روبه‌رو نبوده است. تورم و بیکاری هر روز جامعه آمریکایی را به گونه جدیدی مورد تهاجم قرار می‌دهد.

نمی‌توان امید داشت که شرایط اجتماعی در طول دو یا سه سال آینده یا حتی شش‌ماه آینده به همین باثباتی امروز باشد. گرچه سال‌ها از دوران رکود اقتصادی گذشته، اما هر سال آمریکا به نحو جدیدی این رکود را دوباره از نزدیک لمس می‌کند. یکی از انواع این رکودها مساله تعطیلی دولت آمریکا در همین چند ماه پیش بود که باعث بیکاری بیش از 8هزار نفر از کارمندان دولتی و شرکت‌های وابسته به دولت شد و به همین دلیل باعث پایین آمدن قیمت سهام در وال‌استریت و ضربه خوردن شدید به برخی شرکت‌های اقتصادی شد. باید گفت بسیاری در به‌وجود آوردن دوران‌های رکود در آمریکا دست دارند؛ شاید آنها هم به دنبال مفری برای استفاده از نقدینگی‌های راکد خود هستند!