امتیاز مثبت
۲
گفت ‏و‏گو با هادی حق‏ شناس؛ عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم:
7 برابر تولید، پول چاپ شده است
جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۵۸
کد مطلب: 54882
 
ما در همین سه ماهه اول سال ۱۳۹۱ تقریبا ۳۵ هزار میلیارد تومان که معادل بودجه عمرانی کشور است، پول چاپ کرده ‏ایم/یکی از دلایلی که تیم اقتصادی دولت نهم دچار تغییرات شد چه در بانک مرکزی و چه در سازمان برنامه و بودجه و چه در وزارت اقتصاد، این بود که دولت اعتقاد داشت رابطه‏ ای بین نقدینگی و تورم وجود ندارد. به همین دلیل آن تیم تغییر کرد.
7 برابر تولید، پول چاپ شده است
 
اقتصادایران آنلاین:در کمتر از یک دهه نقدینگی از مرز ۶۸ هزار میلیارد تومان سال ۱۳۸۳ به حد ۳۸۷ هزار میلیارد تومان افزایش پیدا کرده و تقریبا هفت برابر شده است. تزریق بسیار زیاد پایه پولی موجب شد نقدینگی به‏ سرعت افزایش بی‏ سابقه‏ ای پیدا کند. در هفته‏ های اخیر شوک قیمتی دیگری در بازار ارز و سکه و طلا اتفاق افتاد و دورنمای چندان خوشایندی از غلبه بر این موج تورمی دیده نمی ‏شود. در گفت‏ و‏گوی دیده بان ماه با هادی حق‏ شناس، اقتصاددان و نماینده مجلس هفتم، دلایل و عوامل و آثار نقدینگی و تورم فعلی به بحث گذاشته شده است. این گفت ‏و‏گو را می خوانید.


در حال حاضر نقدینگی سرگردان در جامعه ما وجود دارد و مشکلات زیادی را به ‏بار آورده است. این نقدینگی تا قبل از این که به این شدت افزایش پیدا کند و ظرف چند سال چندین برابر شود، همان نقدینگی حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان چند سال قبل چه آثاری نامطلوبی را ایجاد کرده بود؟
نمی‏ شود تناسب دقیقی برای حجم نقدینگی یا بین رشد نقدینگی و رشد اقتصاد برقرار کرد. یعنی نمی ‏شود گفت به ‏عنوان مثال اگر رشد اقتصاد فرضا ۵ درصد است حتما رشد نقدینگی دو برابر بشود یا سه برابر بشود. چنین بحث دقیقی را نمی‏توان انجام داد. اما بررسی‏ های مختلف نشان می‏ دهد که با توجه به این که رشد اقتصادی بلند‏مدت کشور حدودا ۴ درصد است و رشد تورم کشور طی ۴۰ سال گذشته حدود ۱۸ درصد
امروز بنگاه‏های اقتصادی ما باید طوری اداره شود و سطح بهره ‏وری آنقدر افزایش پیدا کند و کارایی بنگاه باید آنچنان باشد که حداقل ۴۰ درصد سود ببرد تا ۱۰ درصد برایش باقی بماند. چون ۳۰ درصد سود را به ‏نوعی باید برای اصل و فرع تسهیلات بانکی که گرفته است پرداخت کند.
است و رشد نقدینگی یک دوره ۴۰ ساله حدود ۲۸ درصد است، وقتی این اعداد را کنار هم می ‏گذاریم می‏ بینیم رشد نقدینگی نه ‏تنها به رشد اقتصادی منجر نشده است، بلکه به تورم دو رقمی منجر شده و این تورم مزمن همواره به ‏ضرر اقتصاد ایران بوده است.

اما قیمت ارز امروز که به حدود ۳ هزار تومان رسیده است، این بی‏ سابقه ‏ترین تضعیف پولی است که تا حالا اتفاق افتاده است. واقعیت مطلب این است که درست است که ما در شرایط تحریم اقتصادی هستیم و درست است که مبادله کالا و نقل و انتقال ارز دچار مشکلاتی است، ولی واقعیت مطلب این است که اگر نرخ ارز دچار این تلاطم شده است یک دلیل عمده ‏اش به خاطر همان افزایش نقدینگی است. ما در همین سه ماهه اول سال ۱۳۹۱ تقریبا ۳۵ هزار میلیارد تومان که معادل بودجه عمرانی کشور است، پول چاپ کرده ‏ایم. اگر دولت هیچ منبع درآمدی را برای بودجه عمرانی در نظر نمی‏ گرفت، یعنی نه از محل مالیات‏ ها و نه از محل فروش نفت، پولی برای عمران کشور در نظر نمی‏ گرفت همین چاپ پول می‏ توانست بودجه عمرانی را تامین کند، ولی عملا ما می‏ بینیم بخشی از تخصیص‏ ها، در همین نیمه اول سال ۹۱ انجام نشده است.

چون این‏گونه افزایش نقدینگی در اقتصاد و به‏ خصوص در سال‏های گذشته اقتصاد ایران، حکم همان آب شوری را دارد که شما به یک تشنه می‏ دهید. وقتی آب شور را یک تشنه استفاده می‏ کند نه تنها رفع تشنگی نمی‏ شود بلکه تشنگی او شدت پیدا می‏کند.

چه علائمی باید وجود داشته باشد تا دولت تشخیص بدهد افزایش نقدینگی دارد دردسر‏ساز می‏شود؟
وقتی که نرخ تورم دو رقمی شد یعنی از یک رقمی رفت به سمت دو رقمی، معلوم است که نقدینگی در اقتصاد، نه‏ تنها به حال تولید مفید نیست بلکه با تحت تاثیر قرار دادن شاخص تورم، عامل تخریب سایر شاخص‏ های اقتصاد است. وقتی شما امروزه می‏ شنوید که مطالبات معوقه بانک‏ها حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان است، یک دلیلش همین بحث تورم است. امروز بنگاه‏های اقتصادی ما باید طوری اداره شود و سطح بهره ‏وری آنقدر افزایش پیدا کند و کارایی بنگاه باید آنچنان باشد که حداقل ۴۰ درصد سود ببرد تا ۱۰ درصد برایش باقی بماند. چون ۳۰ درصد سود را به ‏نوعی باید برای اصل و فرع تسهیلات بانکی که گرفته است پرداخت کند.

به علاوه قیمت حامل‏های انرژی که افزایش پیدا کرده است و به ‏علاوه همین قیمت ارز که افزایش پیدا کرده است و کالای واسطه ‏ای امروزه با دلار بالای ۲۵۰۰ تومان و سه هزار تومان حساب می‏ شود. بنابراین، وقتی که یک بنگاه اقتصادی نتواند که ۴۰ درصد سود داشته باشد طبیعی است که ورشکسته می‏ شود یا مطالبات معوقه ‏اش افزایش پیدا می‏
وقتی میانگین رشد نقدینگی بلند‏مدت کشور ۲۸ درصد است، ولی میانگین رشد اقتصادی در بلند‏مدت حدود ۴ درصد است، مفهومش این است که تقریبا نزدیک به ۷ برابر تولید، پول چاپ شده است. وقتی ۷ برابر تولید پول باشد به این منجر می‏شود که میانگین تورم بلندمدت شما ۱۸ درصد باشد. این میانگین تورم ۱۸ درصد نیز به این منجر می‏شود که نرخ سپرده‏ های بانکی افزایش پیدا کند.
کند یا این که کارکنان خودش را اخراج کند. این از علائم افزایش نقدینگی کشور است.

دولت وقتی ببیند نرخ تورم به بالای دو رقمی رسیده است، می‏تواند متوجه این موضوع شود. تقریبا از ۲۰۰ کشور جهان، شاید ۳۰ کشور یا به عبارتی شاید ۱۵ درصد از کشورها باشند که نرخ تورم دو رقمی داشته باشند. تقریبا ۸۵ یا ۹۰ درصد کشورها امروزه نرخ تورم یک رقمی دارند. حتی اروپایی که امروزه دچار بحران است و آمریکایی که دچار بحران است و بحران آن از سال ۲۰۰۷ به این طرف شروع شده است و بحران‏های جدی هم دارند، نرخ بیکاری آنها دارد دو رقمی می‏شود، ولی نرخ تورم آنها همچنان یک رقمی است.

به خاطر این که تورم شاخص خانه ‏برانداز اقتصاد هر کشوری است و علت‏ العلل تورم هم همین بحث افزایش نقدینگی است. آقای میلتون فریدمن، برنده جایزه نوبل اقتصاد این نظریه‏ اش سال‏ها بر اقتصاد حاکم بوده است که تورم یک پدیده پولی است. علت این که گفته ‏اند تورم یک پدیده پولی است این است که هر وقت در اقتصاد بیش از مقدار تولیدی که انجام می‏ گیرد پول چاپ شود، طبیعی است که آن پول سر کالاها سرشکن می‏ شود و به افزایش قیمت کالاها منجر می‏ شود. این یک پدیده ساده و یک حساب سرانگشتی در اقتصاد است.

وقتی میانگین رشد نقدینگی بلند‏مدت کشور ۲۸ درصد است، ولی میانگین رشد اقتصادی در بلند‏مدت حدود ۴ درصد است، مفهومش این است که تقریبا نزدیک به ۷ برابر تولید، پول چاپ شده است. وقتی ۷ برابر تولید پول باشد به این منجر می‏شود که میانگین تورم بلندمدت شما ۱۸ درصد باشد. این میانگین تورم ۱۸ درصد نیز به این منجر می‏شود که نرخ سپرده‏ های بانکی افزایش پیدا کند. افزایش نرخ سپرده‏ ها باعث افزایش هزینه تجهیز مالی بنگاه‏ های اقتصادی می‏ شود و بالا رفتن هزینه تجهیز بنگاه‏ های اقتصادی یعنی افزایش قیمت تمام شده کالاها.

این نکته هم طبیعی است. مشتری همیشه به دنبال کالای ارزان با کیفیت مناسب است. وقتی کالای شما گران تولید بشود، آن وقت به ‏راحتی کالای چینی و خارجی در ایران بازار پیدا می‏ کنند، ولی کالای ایرانی بازار پیدا نمی‏ کند. مثال واضح آن تولید خودرو در ایران است. چرا تولید خودرو در ایران، به ‏رغم این که همیشه مشتری برای خودروسازها در ایران وجود دارد و مردم پول می‏ دهند و چند ماه بعد خودرو را تحویل می‏ گیرند، ولی باز خودروسازهای ما دنبال این هستند که از بانک تسهیلات بانکی بگیرند یا این که گاهی اوقات ترازنامه در نقطه سربه ‏سر قرار دارد. چون هزینه تولید در کشور بسیار گران است.

چرا برای دولت این تصور به‏ وجود آمده بود که نقدینگی رابطه‏ ای با نرخ تورم ندارد و اگر نقدینگی را افزایش بدهند مشکلی در ارتباط با تورم به‏ وجود نمی ‏آید که بخواهد افزایش پیدا کند؟

دولت‏ها همیشه به دنبال منافع کوتاه ‏مدت هستند. دولت‏ها فکر می‏ کنند که در کوتاه ‏مدت اگر پول در اختیار بنگاه ‏های اقتصادی قرار بگیرد، به رونق اقتصاد منجر خواهد شد. مبنای طرح‏های زودبازده نیز همین بوده است. تصور دولت این بوده است که مثلا مشکل اقتصاد کشور این است که بنگاه ‏های ما تسهیلات
در ابتدای دولت نهم نقدینگی کشور حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان بود و در پایان شهریور ماه امسال به ۳۹۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. این یک واقعیت تلخ است مبنی بر این که نقدینگی کشور تقریبا نزدیک به شش برابر شده است. سوال این است که در طول این هفت سال دولت نهم و دولت دهم، آیا حجم تولید ناخالص ملی کشور هم شش برابر شده است.
مالی دریافت نکرده ‏اند. در حالی که عملا دیدیم مشکل بنگاه های اقتصادی صرفا تسهیلات پولی نبود. در ضمن همان تسهیلاتی که پرداخت می‏ شد خیلی گران پرداخت می ‏شد. قیمت پول در ایران گران است. اما دولت این کار را کرد و تصورش این بود وگرنه هیچ دیدگاه اقتصادی پشت این کار دولت نبود. تصورش این بود که با افزایش نقدینگی می‏ تواند مشکل بنگاه‏های اقتصادی را حل کند.

اصلا تصور خود من این است که یکی از دلایلی که تیم اقتصادی دولت نهم دچار تغییرات شد چه در بانک مرکزی و چه در سازمان برنامه و بودجه و چه در وزارت اقتصاد، این بود که دولت اعتقاد داشت رابطه‏ ای بین نقدینگی و تورم وجود ندارد. به همین دلیل آن تیم تغییر کرد.

سیاست سه قفله کردن خزانه در زمان ریاست آقای مظاهری بر بانک مرکزی اعمال شد و دولت با این ایده مخالفت کرد و خواستار گشایش در دادن وام‏ های بانکی شد، اگر همان روند سه قفله کردن خزانه ادامه پیدا می‏ کرد، نقدینگی تا این حد مخرب نمی ‏شد؟
قطعا اگر آن سیاست سه قفله شدن زمان مظاهری ادامه پیدا می‏ کرد، امروز ما این وضعیت را نداشتیم. یک نکته مهم این است که تمام بانک ‏های مرکزی در جهان دو وظیفه بیشتر ندارند. یک وظیفه آنها این است که نرخ تورم را کنترل کنند. وظفه دیگرشان این است که ارزش پول ملی را حفظ کنند.
امروز در اقتصاد ایران نه نرخ تورم کنترل شده است و نه ارزش پول ملی حفظ شده است. این سوالات قابل طرح است که چرا این دو اتفاق نیفتاد؛ یعنی چرا نرخ تورم کنترل نشد. چرا ارزش پول ملی ما حفظ نشد. دلیلش خود بانک مرکزی است. چون بانک مرکزی، پول چاپ می‏ کند. در ابتدای دولت نهم نقدینگی کشور حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان بود و در پایان شهریور ماه امسال به ۳۹۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. این یک واقعیت تلخ است مبنی بر این که نقدینگی کشور تقریبا نزدیک به شش برابر شده است. سوال این است که در طول این هفت سال دولت نهم و دولت دهم، آیا حجم تولید ناخالص ملی کشور هم شش برابر شده است. در این سال‏ها حجم تولید ناخالص ملی شش برابر نشده است. وقتی تولید شما شش برابر نشده است، چطور نقدینگی باید شش برابر شود. وقتی این اتفاق می ‏افتد، شما اثر آن را روی نرخ تورم می‏ بینید.

این مقدار زیاد افزایش نقدینگی شتابان به چه صورت سایر حوزه ‏های اقتصادی را تحت تاثیر قرار می ‏دهد؟
وقتی شما افزایش نقدینگی را دارید نرخ تورم افزایش پیدا می‏ کند. وقتی نرخ تورم افزایش پیدا کرد، تولید معنا ندارد. به خاطر این که تولیدکننده باید برود تسهیلات بانکی با نرخ بالای ۲۰ درصد بگیرد و اگر به هر دلیلی بهره ‏وری کارخانه پایین باشد یا هر مشکل دیگری پیش بیاید آن بنگاه اقتصادی نمی ‏تواند این هزینه پول را پرداخت کند. یعنی نرخ تورم اثر مستقیم روی کاهش تولید دارد. نکته مهم‏تر این است که اگر تورم بالا باشد مردم به سراغ کارهای زیربنایی و تولید بلندمدت نمی ‏روند. بهترین کار برای مردم این است
همه این‏ها برخلاف شعار عدالت ‏محوری است. هر چقدر که عدد تورم بالا باشد مفهوم دیگرش این است که اقتصاد، ربوی شده است. یعنی تورم رابطه مستقیم با اقتصاد ربوی دارد و این هم به لحاظ ارزش‏ های دینی، حرام تلقی می‏شود.
که پولی بگیرند و دلالی انجام دهند.

همین وضعیتی که امروزه در بازار ارز دیده می‏شود. امروز در بازار ارز وقتی که طی شش ماه یعنی از اول سال تا حالا، قیمت ارز دو برابر شده است هر کس اول سال ارز خریده است صددرصد سود برده است. کدام کار اقتصادی در کشور هست که شخص بیاید دو سال یا سه سال یک کارخانه ایجاد کند و خط تولید نصب کند و مواد اولیه وارد کند و کالا تولید کند و بعد هم صددرصد سود ببرد.
هیچ بنگاه اقتصادی و هیچ تولیدکننده ‏ای در ایران نمی ‏تواند ظرف شش ماه حتی ده درصد هم سود کند.

در هنگام تورم نقدینگی به سراغ تولید نخواهد رفت، بلکه نقدینگی به سراغ شغل‏ های کاذب و کارهای کاذب و همین دلالی خواهد رفت. این دومین اثر بد تورم است. سومین اثر بد تورم، فاصله شدید طبقاتی است. شما الان می‏ شنوید که در تهران بیش از ۱۰۰ تا ماشین پورشه آمده است که قیمت آنها قیمت‏ های چند صد میلیون تومانی است. این تورم، عاملی بوده است که کسانی که ثروت و دارایی دارند ثروت آنها چند برابر بشود و مثلا کارمندان دولت که حقوق ثابت دارند هر روز به لحاظ اقتصادی وضعشان وخیم‏ تر شود. یعنی تورم عاملی است برای افزایش فاصله طبقاتی. این‏ها آثار زیان باری است که ما از تورم داریم.

این وضع هم برخلاف شعارهایی است که مقامات دولتی مطرح می ‏کنند.
همه این‏ها برخلاف شعار عدالت ‏محوری است. هر چقدر که عدد تورم بالا باشد مفهوم دیگرش این است که اقتصاد، ربوی شده است. یعنی تورم رابطه مستقیم با اقتصاد ربوی دارد و این هم به لحاظ ارزش‏ های دینی، حرام تلقی می‏شود.

اگر درآمدهای نفتی افزایش پیدا نمی‏ کرد، نقدینگی تا این حد می‏ توانست افزایش پیدا کند؟
قطعا نه. متاسفانه در سال ۱۳۵۳ هم این اتفاق افتاد. آن زمان که شوک نفتی اتفاق افتاد و قیمت نفت مثل الان سه چهار برابر شد، افزایش نقدینگی رخ داد و آثار تورم را داشتیم. در تاریخ ایران، هیچ‏وقت در زمانی که قیمت نفت چند برابر شد درست استفاده نکردیم و درآمد نفت را به زیرساخت‏ ها تبدیل نکردیم. چه، بودجه جاری دولت، زمانی که سر کار آمد ۲۲ هزار میلیارد تومان بوده است و امسال بودجه سال ۹۱ تقریبا به عدد ۱۰۰ هزار میلیارد تومان می ‏رسد.

به نظرتان چه علل و عوامل دیگر برای این حجم پول افزایش یافته وجود دارد؟
یکی همین افزایش درآمد نفتی است. یکی دیگر هم بی ‏انضباطی دولت است. یک دلیل دیگر افزایش هزینه ‏های جاری دولت است. یکی دیگر همین
کسانی که در آذرماه سال ۸۹ اولین یارانه نقدی ۴۵ هزار تومانی خود را گرفتند، آن ۴۵ هزار تومان با توجه به نرخ تورم سال ۸۹ و سال ۹۰ و نیمه اول سال ۹۱، امروز کمتر از ۲۰ هزار تومان ارزش دارد.
طرح‏های زودبازده بود که منابع بانکی را به آن سمت سوق دادند و عملا به بالای ۶۰ هزار میلیارد تومان تبدیل شده است. این‏ها نکات مهمی است که اقتصاد را از حالت تعادل خارج کرده است.

در این فضای ناسالم اقتصادی که نقدینگی سرگردان است و به حوزه‏ های مختلفی مثل خرید و فروش سکه و ارز کشیده می‏ شود، تبعات این وضع بر اقشار کم درآمد چگونه خواهد شد و به چه شکل آسیب‏ پذیری آنها بیشتر می‏ شود؟
کسانی که حقوق‏ های ثابت دارند و این نرخ تورم را داریم، مرتبا قدرت خرید آنها کم می‏ شود. مثال بزنم تا این موضوع روشن شود. کسانی که در آذرماه سال ۸۹ اولین یارانه نقدی ۴۵ هزار تومانی خود را گرفتند، آن ۴۵ هزار تومان با توجه به نرخ تورم سال ۸۹ و سال ۹۰ و نیمه اول سال ۹۱، امروز کمتر از ۲۰ هزار تومان ارزش دارد. بنابراین، تورم روی کاهش قدرت خرید کارگران و کارمندان و همه اقشاری که حقوق ثابت دارند، تاثیر مستقیم دارد.

پولی که از طریق هدفمندی یارانه‏ها داده شد تبعات دیگری به‏دنبال داشته است؟
این پولی که دولت تحت عنوان یارانه نقدی پرداخت کرد، دیگر قدرت خرید سه سال پیش را ندارد.

این مبالغ یارانه باعث افزایش نقدینگی شد؟
هم باعث افزایش نقدیگی و هم باعث کاهش قدرت خرید شد و هم این که اصلا هدف از طرح هدفمند کردن یارانه ها، تقسیم پول نبود. هدف این بود که بنگاه ‏های اقتصادی کاراتر و بهره ‏ورتر شوند. هدف این بود که بنگاه اقتصادی که از انرژی ارزان استفاده می‏ کنند با گران شدن انرژی، تکنولوژی جدید بیاورند و کیفیت تولید و حجم تولید افزایش پیدا کند. اما انگار این اهداف فراموش شده است و انگار هدف از یارانه‏ ها این بوده است که بین مردم پول توزیع شود.

در حالی که این هدف ثانویه بوده است. هدف اولی چیز دیگری بود که متاسفانه در هدفمند کردن یارانه‏ ها گم شد و اصلا دولت سهم تولید را پرداخت نکرد. به هر حال، هر وقت تورم افزایش پیدا می‏کند، اقشار آسیب ‏پذیر و اقشاری که حقوق ثابت دارند بیشتر تحت فشار قرار می‏ گیرند و طبیعی است که خط فقر بالاتر خواهد آمد. الان در ایران عددهای مختلفی برای خط فقر تعریف شده است و عددهای ۵۰۰ یا ۶۰۰ هزار تومان تا یک میلیون تومان. ولی آنچه که مسلم است این است که افزایش نقدینگی به افزایش تورم منجر می ‏شود و این دو شاخص باعث می‏ شود که خط فقر بیشتر شود.