امتیاز مثبت
۱
شگفتيهاي يک اثر؛
مردم «زندانی» شدند تا قیمت ها «آزاد» شود!
شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۳۱
کد مطلب: 131852
 
سرمایه داری فاجعه، دورانی از سرمایه داری است که در آن برنامه های نولیبرالی اجماع واشنگتن بدون توجه به ویژگی های خاص هر کشور، با هر روشی «باید» در تمامی کشورهای جهان اجرا شود. مشکل هر چه باشد راه حل از پیش مشخص است؛ خصوصی سازی، کاهش و قطع هزینه های عمومی دولت (نظیر مخارج رفاهی و خدمات اجتماعی نظیر آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، تامین اجتماعی) و سپردن سازوکار اقتصادی و اجتماعی جامعه به دست نیروی بازار.
مردم «زندانی» شدند تا قیمت ها «آزاد» شود!
 
اقتصادایران آنلاین-خسرو صادقی بروجنی:کتاب «دکترين شوک؛ ظهور سرمايه داري فاجعه» نشان مي دهد که چطور اجراي برنامه هاي اقتصادي نوليبرالي، از جمله نسخه هاي تجویزی «صندوق بين المللي پول» و «بانک جهاني»، نيازمند اين بوده که جامعه از طريق شوک، وادار به اطاعت و پذيرش برنامه های اینچنيني شود که در شرایط عادی برای توده های مردم بسیار نامطلوب است.

مطالب و مستندات این کتاب، پایانی بر این اسطوره است که بازار آزاد جهانی در روندی دموکراتیک به فتح و پیروزی رسیده است. کلاین مستقیما اقتصاددانان نظم نوین جهانی، یعنی میلتون فریدمن (Milton Friedman)، برنده جایزه نوبل اقتصاد و نیز دیگر کارگزاران «مکتب اقتصادی شیکاگو» را هدف می گیرد و توضیح می دهد که چطور سیاست های اقتصادی آن ها، در کشورهایی مثل شیلی در دوران دیکتاتوری پینوشه، روسیه در دوران یلتسین، امریکای پس از توفان کاترینا و عراق پس از اشغال نظامی توسط امریکا، پیش برده شده است. پیش بردن این سیاست ها نه با روندی دموکراتیک که با سوء استفاده از شوک زدگی مردم در پی یک واقعه سیاسی همچون کودتا، حمله تروریستی، اشغال نظامی و یا سوءاستفاده از پیشامدهایی چون زلزله، قحطی، بیماری، سیل یا توفان صورت گرفته است.

نظریه پردازان و مجریان سياست های دکترین شوک معتقدند تنها یک «شوک» و «گسست بزرگ» می تواند «لوح سفید و نانوشته ای» (Tabula Rasa) را برای آن ها ایجاد کند تا از آن برای ساختن دنیایی نو و اجرایی کردن برنامه های نولیبرالی شان استفاده کنند.

چنین روشی شباهت زیادی به روش برخی روانشناسان دارد که با وارد آوردن شوک به مغز انسان ها، ذهن آن ها را از تجربه های گذشته تهی می کنند و به خلق شخصیت های جدید می پردازند. از این روش برای اعتراف گیری، استحاله و تغییر دادن شخصیت مخالفان سیاسی توسط نظام های اقتدارگرا نیز استفاده می شود.
نائومی کلاین معتقد است: «ایدئولوژی نولیبرالیسم و رهبران فکری و سیاسی آن، مشابه این روش را در ساختار کلان جوامع انجام می دهند تا بتوانند در پی شوک ایجاد شده در نتیجه یک پیشامد سیاسی یا طبیعی، اصول برنامه های خود را اجرایی کنند».

وی در این زمینه حجم بالایی از داده ها و اطلاعات در مناطق گوناگون جهان ارائه می دهد تا فرضیه «دکترین شوک» را به اثبات برساند. برای نمونه به باور او، توفان کاترینا اگرچه یک پیشامد طبیعی بود اما از شوک ایجاد شده در پی آن، برای تغییر ساختار و واگذاری مدارس و خانه های دولتی سیاه پوستان فقیر به بخش خصوصی بهره برداری شد. «ریچارد بیکر»، نماینده برجسته جمهوری خواه نیواورلئان در کنگره، به جمعی از گروه های فشار و اعمال نفوذ پارلمانی گفته بود: «بالاخره کلک خونه های دولتی نیواورلئان رو کندیم. ما که خودمون از پس این کار برنمی اومدیم. کار خدا بود». (دکترین شوک، ص ۱۸)

کلاین معتقد است که شکنجه و به کارگیری جوخه های اعدام (و شکنجه های غیرجسمانی نظیر سرکوب نظام مند نهادهای دموکراتیک و استفاده از «صندوق بین المللی پول» از ابزار وام برای گوشمالی کشورها)، شریکی بی سر و صدا در نهضت تهاجمی بازار آزاد جهانی – از شیلی و آرژانتین گرفته تا چین و عراق و روسیه- بوده است.
در این زمینه شیلی نمونه خوبی است. پس از کودتای ژنرال پینوشه علیه سالوادور آلنده در شیلی، میلتون فریدمن مشاور اقتصادی وی شد و برنامه های نولیبرالی در آن کشور به اجرا درآمد. به رغم وجود ۱۷ سال دیکتاتوری و صدها هزار قربانی و شکنجه، فریدمن چشمانش را بر تمام اقدامات ضدانسانی و سرکوب آزادی و دموکراسی می بندد و می گوید: «نکته واقعا مهم درباره مسئله شیلی این است که بازارهای آزاد نقش خود را برای ایجاد جامعه آزاد ایفا کردند». (همان، ص ۱۳)
اين كتاب همچنين چالشى در مقابل اين فرضیه نوليبرالي است كه گويا دموكراسى و بازارهاى آزاد لازم و ملزوم يکديگرند.

اجرای برنامه های نولیبرالی مذکور در حکومت های دیکتاتوری امریکای لاتین فرضیه مورد نظر را به شدت به چالش می کشد. خانم نائومي کلاين ضمن چالش اين ادعا، با ارائه پي درپي نمونه هايي روشن گر، نشان مي دهد در حالي که مدل اقتصادي «مکتب شيکاگو» تحت شرايط دموکراتيک فقط به صورت نيم بند مي تواند تحميل شود، پياده کردن آن به طور کامل نيازمند شرايط استبدادي است. (مارگارت تاچر، نخست وزير اسبق بريتانيا و مريد سرسخت « فردريک فون هايک» و «ميلتون فريدمن» ، خود در فوريه ۱۹۸۲ در نامه اي به هايک اذعان مي کند: «به سبب وجود نهادهاي دموکراتيک و ضرورت اجماع نسبتا فراگير، برخي از تمهيدات اتخاذ شده در شيلي در بريتانيا کاملا غيرقابل قبول خواهد بود.»)

کتاب دکترین شوک نشان مي دهد سرمايه دارى بنيادگرا نه فقط با دموکراسي اصیل عجين نيست بلکه نوزادى است كه قابله اش بى رحمانه ترين شكل هاى قهر و اجبار بوده است، قهر و اجباري که ضرباتش هم بر پيکر جامعه سياسى و نيز بر بدن هاي رنجور تعداد بى شمارى از افراد جامعه وارد آمده است.

سرمایه داری فاجعه، دورانی از سرمایه داری است که در آن برنامه های نولیبرالی اجماع واشنگتن بدون توجه به ویژگی های خاص هر کشور، با هر روشی «باید» در تمامی کشورهای جهان اجرا شود. مشکل هر چه باشد راه حل از پیش مشخص است؛ خصوصی سازی، کاهش و قطع هزینه های عمومی دولت (نظیر مخارج رفاهی و خدمات اجتماعی نظیر آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، تامین اجتماعی) و سپردن سازوکار اقتصادی و اجتماعی جامعه به دست نیروی بازار.