امتیاز مثبت
۰
آیا ایران می تواند وارد «جهان مسطح» شود؟
دکتر حسین راغفر
چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۳۱
کد مطلب: 218810
 

  توماس فریدمن در کتاب «جهان مسطح است» کوشیده تا مقتضیات جهانی شدن را در قالب جهان مسطح بیان کند؛ در این کتاب به کشورهایی نظیر هند و چین اشاره شده است که چگونه توانستند در مسیر جهان مسطح خود را بالا بکشند. در نوشتار زیر کوشیده شد تا به جایگاه ایران و چرایی این که ایران نتواست در جمله کشورهایی نظیر هند، چین، مکزیک، برزیل و... قرار گرفته و الگویی برای جهان مسطح باشد؛ اشاره شود.

1. در بخش هایی از این کتاب به چگونگی ورود چین و هند به جهان مسطح اشاره شده است، اما چرا ایران با استفاده از الگوی هند و چنین نمی تواند وارد جهان مسطح شود؟ درس های زیادی برای آموختن از هند و چین وجود دارد چراکه هر کدام با وجود جایگاه و ظرفیت متفاوت خود توانستند جایگاهی در اقتصاد جهانی به دست بیاورند؛ در عین حال چین الگوی مناسب تری برای ایران به نظر می رسد. مردم چین در دنیایی زندگی می کردند که خصومت های زیادی علیه چین وجود داشت، اما آنها توانستند دشمن را به تمکین در مقابل سیاست های اقتصادی خود وادار کرده و ت?دیدی برای قدرت های بزرگ دنیا باشند. حتی سرمایه دارهای آمریکایی سیاستمداران خود را تهدید می کنند که سرمایه های خود را به چین منتقل می کنند چراکه بهره وری نیروی کار در این کشور بالا بوده، انضباط نیروی کار زیاد است و با توجه به معیارهای کشورهای غربی دستمزدها بسیار نازل است. اما این که چرا ایران نمی تواند به چین ثانی تبدیل شود در این نهفته است که در کشور چین ظرفیتی شکل گرفته که محصول ده ها سال کار روی سرمایه انسانی، آموزش و پرورش و بهداشت عمومی است که این خدمات برای عموم مردم حتی در سطوح روستاها نیز فراهم است ?ه توانسته زمینه رشد سرمایه انسانی را فراهم کند همین امر مهم ترین عامل تولید در چین به حساب می آید. حال آن که در ایران با توجه به توان کشور، سرمایه گذاری مناسبی در این زمینه انجام نشده است و دولت ها در مقابل خروج این سرمایه ها از کشور بی تفاوت هستند. درحالی که صدها میلیون دلار ارزش هر سرمایه ماست که به شکل فرار مغزها از کشور خارج شده و کسی به آنها توجه ندارد. ما نمی توانیم از این ظرفیت های ارزشمند استفاده کنیم، چراکه ظرفیت اشتغال آنها در داخل وجود ندارد. آنها امیدوارانه به دنیا نگاه می کرده و از کشور مهاجرت?می کنند. در عین حال کشور ما طعمه استعمار شده و به دلیل مسائل سیاسی نمی تواند از نیروی انسانی کارآمد خود بهره برداری کند.

2. مساله دیگری که در کتاب جهان مسطح است مطرح شده امر برون سپاری است؛ به گفته فریدمن یکی از مسائلی که سبب شده تا جهان مسطح شود اینترنت و شبکه های جهانی است؛ امری که به واسطه آن شرکت ها امورات خود را برون سپاری می کنند مثلا حسابدارهای هندی کار شرکت های بزرگ آمریکایی را انجام می دهند. اما چرا برون سپاری به جوانان ما هم اجازه انجام فعالیت های بین المللی را نمی دهد؟ در واقع هندی ها به جهت این که توانسته اند نیروی کار ماهر ایجاد کنند نه تنها در زمینه کارهای تخصصی نظیر حسابداری و فناوری اطلاعات ظرفیت های بزرگی را?از غرب و آمریکا جذب می کنند حتی خدمات ساده ای مانند پاسخگویی تلفن در این کشور صورت می گیرد.

 

به این نحو که شهروندی در انگلستان برای صورت حساب برق یا تلفن زنگ می زند و شخصی در هند پاسخ وی را می دهد. اطلاعات پرداخت ها در صفحه کامپیوتر وجود دارد و اپراتور می تواند با سابقه ای که وجود دارد پاسخ شهروند انگلیسی را بدهد. فرصت های داخلی کشورهای مختلف متفاوت است و تفاوت دستمزدها نیز توانسته است همراه با بهره وری نیروی کار ظرفیت های جدیدی را در کشورهای در حال توسعه ایجاد کند. فعالیت هایی که می شد در ایران نیز صورت بگیرد اما به دلیل مناسبات سیاسی با کشورهای غربی نمی توانیم انتظار داشته باشیم در کنار تحریم شغ? در کشور ایجاد کنند.اگر نحوه ارتباطات ما با سایر کشورها تغییر کند کشورها می توانند از ظرفیت های راهبرد توسعه ای نظیر مشاغل تخصصی، فناوری اطلاعات و ... در ایران استفاده کنند.

3. نکته دیگری که فریدمن در کتاب جهان مسطح است به آن اشاره می کند عملکرد تجارت آزاد است که به گفته وی تجارت آزاد از الزامات جهان مسطح است امری که به اعتقاد بنده بسیار قابل مناقشه است. چراکه ایران در تجارت آزاد صدمات بسیاری دید به نحوی که 30 میلیارد دلار از چین طلب دارد، 5 میلیارد دلار از هند و 5 میلیارد دلار از کره جنوبی که به جهت مناسبات جهانی و ائتلافی که علیه ایران رقم خورده است نمی تواند از منابع خود استفاده کند، منابعی هم که آزاد می شوند به جای هزینه کرد در زیرساخت ها مجددا به واردات می انجامد. از این ?هت همه کشورها نمی توانند از تجارت آزاد استفاده کنند. در کشور ما به رغم سرمایه گذاری در حوزه های صنعتی به دلیل کاستی های جدی در آموزش و پرورش نیروی کار ماهر فراهم نیست. کشورهایی که وارد تجارت آزاد می شوند علاوه بر ارتقای بهره وری نیروی انسانی کاهش دادوستدها را در برنامه خود دارند.

4. فریدمن همچنین معتقد است که استخدام مادام العمر با جهان مسطح همخوانی ندارد، بحثی که به نظر می رسد از الزامات جهانی شدن است؛ به این علت که نوعی رقابت دائمی میان نیروی کار داخل کشورها ایجاد کرده و می تواند به انعطاف پذیری بازار کار کمک کند. انعطاف بازار کار به این معناست که شخص در همه حال در حال ارتقا دادن خود باشد تا بتواند در بازار پر رقیب دوام بیاورد، در عین حال با بالا بردن توان خود بتواند پست های بهتری بگیرد اما گروه های با مهارت پایین از فرآیند جهانی شدن آسیب می بینند. از این جهت برای حفظ رقابت میان ?ولیدکنندگان و پایین نگه داشتن هزینه ها استخدام مادام العمر کنار زده می شود و در این مسیر نیروهای کار نیمه ماهر بیشترین آسیب را می بینند. مساله ای که فرصت آن در کشور ما وجود ندارد به این علت که کشورهایی که این مکانیزم ها را دارند کسب درآمد با کمک دولت صورت می گیرد که کشور ما فاقد آن است و از نیروی کار حمایتی صورت نمی دهد.  


اقتصاددان و استاد دانشگاه

 
 
 


از عملکرد دولت یازدهم در بخش مسکن رضایت دارید؟
بله
خیر