امتیاز مثبت
۰
موشكافي يك وعده جدید گازي
آيا حجم برداشت از ميدان گازي پارس جنوبي، دوبرابر مي شود؟
يکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۱
کد مطلب: 143912
 
هـم اکنون ایـران از مخزن مشتـرک پارس جنوبی روزانه حدود ۲۸۵ میلیون متر مکعب گاز ترش برداشت ميكند که پس از تصفیه در پـالایشگاه هـای ۱۰ فـاز در دسـت بهره برداری، ۲۵۰ میلیون مترمکعب گــاز به شبکــه سراسری گاز کشور تزریق ميشود؛ در حالی که ظرفیت پالایشگاه های قطری برای تصفیه گاز استخراج شده از گنبـد شمالـی (بخش مشتـرک پارس جنـوبـی در آبهای حـاکمیتی قطر) از مـرز ۶۰۰ میلیون مترمکعب در روز گــذشتـه است؛ البته هم اکنون حدود ۵۷۵ میلیون مترمکعــب گـاز تـولـید می کنــد
آيا حجم برداشت از ميدان گازي پارس جنوبي، دوبرابر مي شود؟
 
اقتصادایران آنلاین-امیرحسین هاشمی جاوید:محمود احمدي نژاد به تازگي در حالی وعده دو برابر شدن حجم برداشت گاز از میدان پارس جنوبی تا پایان دولت دهم را مطرح كرده است که فارغ از حلاوت خبر و اهميت آن براي اقتصاد كشور و البته فضاي رقابت موجود ميان ايران و قطر بر سر اين ميدان، نبايد از نظر دور داشت كه تحقق اين برنامه مهم دولت، نيازمند يكسري تغيير رويكردهاي مهم است. چرا كه بر اساس آمار موجود، حجم کنونی تولید گاز این مخزن مشترک روزانه ۲۸۵ میلیون مترمکعب است و با اين شرايط و مختصات، در خوشبینانه ترین حالت تا اواسط سال آینده كه همزمان با تغيير دولت در كشور شواهد بود، ظرفیت تولید گاز کشور از پارس جنوبی شايد کمتر از ۵۰ میلیون مترمکعب افزايش يابد. لازم به يادآوري است كه «احمدي نژاد» در آیین بهره برداری از نخستین مخزن ذخیره سازی گاز در ایران و غرب آسیا (سراجه)، از دو برابر شدن تولید گاز پارس جنوبی تا پایان عمر فعالیت دولت دهم خبر داد. اعلام این خبر از زبان ریيس دولت بسیار حایز اهمیت و از سویی برای مردم امیدوارکننده و بالنده بود. با توجه به این که تا پایان دولت دهم، عملا حدود ۶ ماه و اندي باقی مانده است، دو برابر شدن میزان برداشت ایران از پارس جنوبی در این مدت زمان اندک، کار بسیار بزرگ و معجزه آسایی به نظر می رسد که در صورت تحقق، قطعا در تاريخ يادگار بزرگي خواهد بود.

۱۵۰ يا ۲۵۰؟
اما درست چند روز پس از اعلام خبر دو برابر شدن برداشت گاز از پارس جنوبی که به طور تلویحی به افزایش دست کم ۲۵۰ میلیون مترمکعبی تولید گاز از این میدان مشترک اشاره دارد، وزیر نفت از به مدار تولید آمدن فازهای ۱۲ و ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی تا پایان دولت دهم خبر داد و با تصحیح آمار اعلامی رییس جمهوری توضیح داد که تا پایان دولت دهم حدود ۱۵۰ میلیون مترمکعب گاز به تولید کنونی پارس جنوبی افزوده می شود. رستم قاسمی با بیان اینکه تا پایان سال جاری فاز ۱۵ و ۱۶ و در اوایل سال آینده فاز ۱۲ پارس جنوبی به مدار تولید می آیند، تصریح کرده است که فازهای بعدی این میدان مشترک گازی هم تا پایان سال ۱۳۹۴ به بهره برداری خواهند رسید. 

اگرچه اين آمار و ارقام، اندكي تغيير و اصلاح را نشان مي دهد اما به طور كلي، كنار هم قرار دادن اين آمار، نشان از آن دارد كه اگر قرار باشد دولت در هنگام پايان كار خود، ميراثي اين چنين كه ریيس كابينه وعده اش را داده از خود به جاي بگذارد، لازم است كه فعاليت ها در اين ميدان بزرگ گازي جهان با وسعت، شدت و سرعت بيشتري دنبال شود.
هم اکنون ایران از مخزن مشترک پارس جنوبی روزانه حدود ۲۸۵ میلیون مترمکعب گاز ترش برداشت مي كند که پس از تصفیه در پالایشگاه های ۱۰ فاز در دست بهره برداری، ۲۵۰ میلیون مترمکعب گاز به شبکه سراسری گاز کشور تزریق مي شود؛ در حالی که ظرفیت پالایشگاه های قطری برای تصفیه گاز استخراج شده از گنبد شمالی (بخش مشترک پارس جنوبی در آب های حاکمیتی قطر) از مرز ۶۰۰ میلیون مترمکعب در روز گذشته است؛ البته هم اکنون حدود ۵۷۵ میلیون مترمکعب گاز تولید می کند.

آمار و برنامه چه مي گويد؟
بر اساس آخرین گزارش های شرکت نفت و گاز پارس، هم اکنون نزدیکترین فازهای پارس جنوبی به بهره برداری، فازهای ۱۲ و ۱۷ هستند؛ هم اکنون یک سکوی فاز ۱۲ و یک سکوی فاز ۱۷ نصب شده و قرار است بر هر یک از این سکوها، ۱۲ حلقه چاه حفر شد، اما هنوز حفاری این چاه ها به پایان نرسیده است. بر همین مبنا، با فرض تامین اعتبار و برطرف شدن مشکلات تامین تجهیزات سرچاهی و درون چاهی این فازها و عزم جدی وزارت نفت در بهره برداری از آنها، در خوش بینانه ترین وضعیت این دو فاز در تابستان سال آینده (یعنی پایان عمر دولت دهم) به بهره برداری می رسند و در این صورت حدود ۵۰ میلیون مترمکعب به ظرفیت برداشت گاز از پارس جنوبی افزوده می شود که این رقم با ۱۵۰ میلیون مترمکعبی که وزیر محترم نفت در اصلاح گفته رییس خود اعلام کرده بود، ۱۰۰ واحد دیگر فاصله دارد. افزایش ظرفیت تولید نفت و گاز، یک خبر خوش و امیدوارکننده و روحیه بخش برای هر ایرانی است، اما اعلام آمارهای غیرواقعی در این زمینه جز بی اعتمادی به مسئولان، ثمر دیگری ندارد؛ با این حال ناگفته نماند که حفاری چاه های فازهای ۱۲ و ۱۷ پارس جنوبی افزون بر ۸۵ درصد پیشرفت دارند و بیشتر مشکل آنها مربوط به تامین تجه?زات ویژه درون چاهی است. بر اساس برنامه های شرکت نفت و گاز پارس پیش بینی شده است که تا پایان امسال دو تا سه حلقه از چاه های سکوی نخست فاز ۱۷ به مرحله پیش راه اندازی برسد و گاز آن به خشکی ارسال شود؛ البته باید در نظر داشت که پالایشگاه این فاز در عسلویه، برای دریافت گاز آماده نخواهد بود، از این رو ممکن است با توجه به اینکه پیشرفت فیزیکی پالایشگاه فازهای ۱۵ و ۱۶ در قیاس با دیگر فازهای در دست اجرای پارس جنوبی جلوتر است، گاز ارسال شده از سکوی فاز ۱۷ به پالایشگاه این فازها ارسال شود.

از فازهای ۳۵ ماهه چه خبر؟
قرارداد فازهای ۱۳، ۱۴، ۱۹، ۲۰ و ۲۱ و ۲۲ تا ۲۴ پارس جنوبی با حجمی در حدود ۲۱ میلیارد دلار در ۲۵ خردادماه ۱۳۸۹ در حضور رییس جمهوری در عسلویه و با پیمانکاران ایرانی امضا و مقرر شد که این فازها در مدت زمان ۳۵ ماه به بهره برداری برسند؛ از همین رو این فازها به فازهای ۳۵ ماهه معروف شدند؛ برای تاخیر پیمانکاران جریمه و برای تحویل زودتر از موعد پروژه هم پاداش تعیین کردند. هم اکنون بیش از ۳۰ ماه از انعقاد بزرگ ترین قرارداد تاریخ صنعت نفت ایران می گذرد و توصیه کارشناسان و صاحب نظران درباره رعایت منطق مدیریتی و نظام برنامه ریزی اجرای پروژه های ملی و استراتژیك میدان مشترك پارس جنوبی و تاکید آنان بر عدم استفاده از ادبیات شعاری، غیرمستدل و به دور از قواعد «پروپاگاندای عامه پسند» و در فضایی فنی و غیرسیاسی، با بی مهری و هجمه هایی روبه رو شد. فازهای ۳۵ ماهه در سال گذشته با توجه به نیمه کاره بودن شان از شمول طرح های مهر ماندگار خارج شدند؛ هم اکنون این فازها بین ۴۵ تا ۵۵ درصد پیشرفت فیزیکی دارند که بدیهی است بهره برداری از آنها در پنج ماه باقیمانده از تعهد زمانی یادشده، محال و امری ناممکن و نشدنی است؛ بر اساس آخرین برآوردها، این?فازها هم در خوش بینانه ترین حالت و در صورت تامین منابع مالی و تجهیزات مورد نیاز، در سال ۱۳۹۵ به بهره برداری می رسند که این با تعهدها و وعده ها و شعارهایی که تاکنون مسئولان سر داده اند، فاصله دارد. می ماند فاز ۱۱ که قرارداد این فاز مشترک پارس جنوبی سه سال گذشته با کنار گذاشتن شرکت هایی همچون توتال فرانسه و پتروناس مالزی، برای شتاب در توسعه آن، به ارزش تقریبی پنج میلیارد دلار به چین واگذار شد؛ البته چینی ها هم در تابستان امسال از ادامه حضور در اجرای این پروژه دست کشیدند و در این سه سال حتی یک آجر روی آجر نگذاشتند. پس اکنون وضعیت توسعه فاز۱۱ هم نامشخص است، البته در بخش دریایی این فاز، شرکت نفت و گاز پارس در نظر دارد، مناقصه ای اجرا و ساخت بخشی از تاسیسات فراساحلی آن را به یک شرکت ایرانی واگذار کند.

پارس جنوبی؛ از اکتشاف تا امروز
اوایل دهه هفتاد میلادی، قطر نخستین سال های استقلال خود را در حالی پشت سر می گذاشت که جهان هنوز در شوک تحریم نفت از سوی اعراب بود؛ تحریمي كه علت آن جنگ رمضان بود و نتیجه اش افزایش قیمت نفت. در همان سال خبر اکتشاف بزرگ ترین میدان گازی یکپارچه جهان در خلیج فارس، در صدر اخبار رسانه های جهان قرار گرفت. بادکنکی را تصور کنید که در آن سوراخ هایی ایجاد شده و بیشتر از ۱۱۵ سال طول می کشد تا حجم هوای داخل آن خالی شود، این بادکنک شگفت انگیز، با فرض برداشت روزانه ۳۰ میلیارد فوت مکعب گاز، بزرگ ترین میدان گازی فراساحل جهان در خلیج فارس -همان پارس جنوبی خودمان- است. این مخزن در لایه ای به ضخامت ۴۵۰ متر و در عمق حدود سه هزار متری زیر بستر دریا قرار دارد. این میدان در آب های سرزمینی ایران ۳۷۰۰ کیلومتر مربع و در بخش قطری ۶ هزار کیلومترمربع مساحت دارد. ذخیره بخش ایرانی این میدان مشترک ۱۴ تریلیون مترمکعب گاز درجاست که ۹ تریلیون مترمکعب آن قابل برداشت است؛ این بخش از میدان همچنین ۱۹ میلیارد بشکه میعانات گازی را در خود جای داده که به طور خوش بینانه ۹ میلیارد بشکه از این حجم قابل برداشت است؛ پارس جنوبی ۴۷.۵ درصد از ذخایر گازی ایران و ۷.۵ درصد از ذخایرگازی جهان را در بطن خود ذخیره کرده است. ذخیره بخش قطری این میدان نیز که مشروع الشمال (گنبد شمالی) نام دارد، ۳۷ تریلیون مترمکعب گاز درجا دارد که ۲۶ تریلیون مترمکعب آن قابل برداشت است؛ این میدان همچنین ۳۱ میلیارد بشکه میعانات گازی (۱۸ میلیارد بشکه قابل برداشت) را در دل خود دارد؛ ذخیره گاز گنبد شمالی معادل ۹۹درصد ذخایر گازی قطر و ۲۱ درصد ذخایر گازی جهان است. برنامه ریزی ایران برای برداشت از این میدان گازی حدود ۱۰ سال طول کشید. 

در این ۱۰ سال ایران حوادث زیادی را از سر گذراند که مهم ترین آنها?پیروزی انقلاب اسلامی و وقوع جنگ تحمیلی بود؛ همین دو واقعه کافی بود تا شیخ خلیفه بن حمد آل ثانی که تازه از سال ۱۹۷۱ شبه جزیره اش از انگلستان اعلام استقلال کرده بود، از فرصت استفاده کند و برای استخراج منابع گازش دست به سوی چشم آبی هایی دراز کند که برای کسب سود سرشار از این خوان گازی دندان طمع شان را تیز کرده بودند.
قطری ها از اواخر دهه ۸۰ میلادی همزمان با اوج گرفتن جنگ تحمیلی عراق با ایران، با امضای قراردادهای بزرگ صادرات گاز به صورت «ال.ان.جی» با شرکت های نفتی صاحب نام آمریکایی، اروپایی، ژاپنی و کره ای، برای توسعه میدان گازی مشترک با ایران که نام گنبد شمالی را بر آن گذاشته اند، دست به کار شدند و با فرصت طلبی و بهره گیری گسترده از توان و تکنولوژی خارجی ها، شالوده اقتصاد خود را بر توسعه صنعت گاز پایه ریزی کردند. قطر تاکنون ۴۰۰ میلیارد دلار در توسعه گنبد شمالی سرمایه گذاری کرده و هم اکنون به عنوان سلطان ال.ان.جی جهان، سالانه بیشتر از ۱۳۰ میلیارد دلار درآمد دارد. قطر زمانی توسعه میدان گازی مشترک را آغاز کرد که تاسیسات و سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس روزانه از باران بمب میراژها و میگ های عراقی ویران مي شدند. همان زمان تمام نیروهای متخصص صنعت نفت هم در حال بازسازی تاسیسات نفتی بمباران شده بودند. از سوی دیگر صادرات نفت از پایانه خارگ نیز نباید متوقف مي شد. پس از پایان جنگ، ایران فعالیت گسترده ای را برای بازسازی خرابي های جنگ آغاز کرد؛ پس نتوانست همزمان با قطر، فعالیت های توسعه ای برای برداشت از مخزن هیدروکربوری مشترک پارس جنوبی را آغاز کند. در پایان دوره سازندگی، ۱۱ سال از آغاز توسعه میدان گنبد شمالی از سوی قطر می گذشت. در این زمان ایران وارد مرحله جدیدی از توسعه شد؛ این یعنی سرمایه گذاری و توسعه پارس جنوبی در ۲۴ فاز استاندارد؛ فازهایی به ظرفیت تولید روزانه یک میلیارد فوت مکعب در عسلویه. تاکنون ۱۰ فاز در پارس جنوبی (فازهاي ۱ تا ۱۰) با مشارکت و راهبري شرکت هاي خارجی راه اندازی شده است و به دنبال آن این میدان در سبد تولید گاز کشور به سهم ۴۵ درصدي دست یافته است.

رقابت غیراصولی ایران و قطر در برداشت بنزین وحشی
میعانات گازی یا کاندنسیت، بنزین وحشی یا چکیده نفتی شامل ترکیب هایی سنگین تر از بوتان (C۴H۱۰) و دارای مولکول هایی با اتم کربن بیشتر و در شرایط اتمسفر به حالت مایع است. چکیده نفتی در واقع نوعی نفت بسیار سبک به شمار مي آید. این محصول از ارزشمندترین هیدروکربورهاست. به ازای تولید یک میلیارد فوت مکعب گاز از هر فاز استاندارد پارس جنوبی، حدود ۴۰ هزار بشکه میعانات گازی استحصال مي شود، بنابراین از مجموع ۱۰ فاز بهره برداری شده پارس جنوبی روزانه ۴۰۰ هزار بشکه کاندنسیت نزدیک به تولید نفت کشور اکوادور (عضو اوپک) به دست مي آید که ارزش آن بسیار بیش از نفت و گاز است، از این رو به نظر می رسد بیش از آنچه که موضوع برداشت بیشتر گاز از میدان مشترک میان ایران و قطر مطرح باشد، رقابت بر سر برداشت هر چه بیشتر میعانات گازی است، زیرا می توان آن را به راحتی در بازار فروخت و یا پالایش کرد. از همین رو میدان فوق عظیم پارس جنوبی، بزرگ ترین میدان گازی جهان و به عنوان یک میدان مشترک، به وزنه رقابتی بزرگی میان جمهوری اسلامي ایران و امیرنشین ۱.۵ میلیون نفری قطر تبدیل شده است. 

زمانی که یک میدان هیدروکربوری به طور مشترک در مرزهای دو یا چند کشور همسایه قرار دارد، طرفین سهیم در میدان، با افزایش تعاملات دیپلماتیک تلاش می کنند برای حفاظت از مخزن و مدیریت برداشت بهینه، اصولی و متوازن از میدان هیدروکربوری در حین بهره برداری، با هم تفاهم نامه ای امضا کنند و برنامه استخراج را بر اساس سازوکار صیانتی مخزن و به طور سازمان دهی شده و منظم از سر بگیرند. اما در یکی از مراکز اصلی تولید نفت و گاز در جهان، داستان از قرار دیگری است، به طوری که در بزرگ ترین میدان گازی جهان در قلب خلیج فارس که ایران و قطر در آن شریک هستند، به علت ضعف دیپلماسی هنوز دو طرف در باره مدیریت مشترک و صیانتی مخزن به تفاهمی نرسیده اند و در رقابتی غیراصولی مشغول حفر چاه های متعدد و افزایش برداشت از این مخزن گازی عظیم هستند. هم آهنگ با برداشت غیرصیانتی از سوی دو طرف برای دستیابی به حجم بیشتری از هیدروکربور مخزن، از عمر این ابرمیدان گازی به طور تصاعدی کاسته و پیش بینی های فنی و کارشناسی درباره عمر طولانی برای برداشت گاز از آن، به رویایی دور تبدیل می شود؛ برداشت غیراصولی، حریصانه و غیرصیانتی از این مخزن مشترک، به علت نبود رژیم دقیق و اصولی در بهره برداری از آن، در دهه های آینده میدان را با افت فشار در نتیجه کاهش توان تولید دو طرف از آن روبه رو خواهد کرد. البته ناگفته نماند که قطر در این رقابت نابرابر و نامتوازن، در برداشت حجم بیشتری از گاز ترش و کاندنسیت و همچنین در استخراج طلایی سیاه از لایه نفتی این میدان مشترک از ایران پیشی گرفته است، در نتیجه سهم بیشتری در ضربه زدن به مخزن دارد. 

در واقع ایران بزرگ باید بتواند با قطری که وسعت نصف استان بوشهر ما هم نیست، تعامل موفق و پیروزمندانه ای داشته باشد و با تکیه بر مردان بزرگ و مجرب حوزه نفت و انرژی، برداشت از این میدان گازی سترگ را سامان دهی کند. از سوی دیگر اعمال تحریم های گسترده علیه ایران و محدودیت های ایجاد شده برای حضور شرکت های مجرب و معتبر بین المللی در استخراج گاز از پارس جنوبی و همچنین دست ودل بازی قطری ها در واگذاری صفر تا صد استخراج به بزرگ ترین شرکت های متخصص جهان در این حوزه، موجب شده است تا سهم برداشت ایران از منابع این میدان بزرگ کمتر از سهم طرف قطری باشد.

راهبرد جدید قطر برای سهم افزایی از پارس جنوبی
تنها یکی دو روز پس از انتشار خبر دو برابر شدن میزان برداشت ایران از پارس جنوبی تا پایان دولت دهم، شیخ های قطری اعلام کردند که پس از خرید بخشی از سهام شرکت های نفتی شل انگلستان و توتال فرانسه، قصد دارند از محل درآمدهای حاصل از صادرات ال.ان.جی سهام شرکت های مختلف کشور چین را نیز خریداری کنند. تصمیم قطر برای خرید سهام شرکت های چینی تا سقف ۱۰۰ میلیارد دلار، دامنه روابط اقتصادی این دو کشور را عمق بیشتری می بخشد و با توجه به مناسبات سیاسی و دیپلماتیک موجود، به نظر می رسد این توافق و سرمایه گذاری ۱۰۰ میلیاردی، بر کاهش همکاری چین با ایران نیز اثرگذار باشد. این در حالی است که قرار بود تا پایان امسال ۲۳ میلیارد دلار اعتبار برای شتاب بخشی به اجرای طرح توسعه ۹ فاز در دست اجرای پارس جنوبی (۱۱ تا ۲۴) تخصیص داده شود که هم اکنون با گذشت حدود ۱۰ ماه از سال تنها حدود هفت میلیارد دلار از این رقم تخصیص یافته است (شرکت ملی نفت ایران). پیش بینی می شود تا پایان امسال حدود ۴۰ درصد از این بودجه عملیاتی و تخصیص داده شود. دنیای امروز دنیای پول و تجارت است؛ در نظام بین المللی، اصالت روابط بر پایه سودآوری و منفعت تعریف شده است. چراغ سبز چشم بادامی ها به سرمایه گذاران قطری، به احتمال زیاد، دست قطری ها را برای سنگ اندازی به مسیر افزایش برداشت از پارس جنوبی بازتر می کند و از این منظر حتی می توان انتظار داشت که چین نیز، در موضوع پارس جنوبی همکاری با ایران را کم رنگ کند.
 
با این همه اگرچه قوانین موجود در چین برای تنظیم سرمایه گذاری های خارجی سخت گیرانه است، اما در چند مدت اخیر مقام های چینی نرمش بیشتری را در برابر افزایش سرمایه گذاری های خارجی از خود نشان داده اند و این موضوع از آن نظر قابل توجه است که هم اکنون، چین، یکی از مهم ترین کشورهایی است که در مناسبات حوزه انرژی با ایران روابط راهبردی و نزدیک دارد. با این وجود انتظار می رود که ایران به عنوان کشوری مستقل و متکی به دانش بومی، نبض بزرگ ترین میدان گازی جهان را بیش از پیش در اختیار بگیرد و سهم حداکثری خود را از آن استخراج کند. در حالی که قطر به پشتوانه ثروت هنگفت پارس جنوبی، به بزرگ ترین صادرکننده ال . ان . جی دنیا تبدیل شده و توانسته است برای خود اعتبار و آبروی بین المللی دست و پا کند و حتی میزبانی جام جهانی۲۰۲۲ را به دست آورد، به نظر مي رسد كه مسئولان ما اولويت ها را فراموش كرده اند؛ شايد بد نباشد مديران اجرايي كشور در نظر داشته باشند كه موعد اعلام شده براي تحقق وعده دوبرابري برداشت از پارس جنوبي، برابر است با نهايت زمان باقي مانده براي عملياتي شدن وعده اصلي «محمود احمدي نژاد» براي رياست جمهوري و آن پول نفتی است که قرار بود بر سر سفره ها بیاید.