امتیاز مثبت
۰
درباره کتاب جنگ سه تریلیون دلاری
هيچ جنگي مقرون به صرفه نيست!
دكترحسن سبحاني
چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۰۰:۳۱
کد مطلب: 6074
 
پس از تهاجمي خونين كه عرق شرم بر پيشاني هر انسان غيرتمندي مي‌نشاند، اكنون و هنگام خروج ميهمانان ناخوانده امريكايي، اين حق هر انساني اعم از عراقي يا امريكايي است تا مهاجمان و صميم‌گيرندگان اين جنگ را در معرض اين پرسش قرار دهد كه «فوايد اين نسل‌كشي، طبيعت ستيزي و كينه پروري چه بود؟».
هرچند برشمردن ميزان خسارات اين تهاجم، حتي اگر ممكن باشد – كه نيست – كاري سخت، زمانمند و بطئي است اما براي تكرار رنجي كه بر بشريت رفته است و نيز براي جلوگيري از چنين فجايعي بررسي اقتصاد اين تهاجم ميتواند مفيد باشد.

بررسي اقتصادي تهاجم به مردماني گرفتار و سرزميني محروم نگهداشته شده كه روزگاري مهد تمدن و افتخار بود، در سطحي آميخته با مباحث كيفي و نه لزوما كمّي و مقداري، ضروري است.

ديگران ميتوانند اين موارد مطروحه را كمي كنند و درباره اقتصاد جنگ ويرانگر امريكا بر ملت و كشوري تحت ستم، در عصر سيطره كميت، استدلال كنند. در كشوري كه تهاجم را عملياتي ساخته است، اقتصاددان بزرگي همچون جوزف استيگليتز به همراه ليندا بيلمس با انتشار كتاب «جنگ سه تريليون دلاري؛ هزينه حقيقي درگيريهاي عراق» در خصوص ابعاد و پيامدهاي بودجه‌اي اين جنگ بر اقتصاد امريكا بحث كرده‌اند.

نويسندگان كتاب اعتراف دارند كه اين فقط هزينه‌هاي خون و خزانه‌داري امريكاست و اگر با هزينه هاي تحميل شده بر بقيه كشورهاي جهان لحاظ شود، اين ميزان ميتواند به ۲برابر بالغ شود اما در اين سوي جهان و در كشور مورد هجوم، برآوردي از هزينه‌هاي اين جنگ وجود ندارد.

استيگليتز و بيلمس كتاب خود را به چهارهزار سرباز كشته شده و پنجهزار و ۸۰۰ سرباز مجروح و زخمي و بيش از ۱۰۰ هزار سرباز امريكايي بازگشته از جنگ كه اينك از مصائب و آلام روحي ناشي از جنگ رنج ميبرند، تقديم كرده‌اند و ضمن قدرداني از فداكاريهاي آنان گفته‌اند كه ما متعهديم هر كاري را كه مي‌توانيم براي آنها انجام دهيم.

اين در حالي است كه در عراق انسان‌هايي هستند كه كتابي تقديم آنان نمي‌شود و هزينه‌هاي ناشي از تحميل جنگ ناخواسته بر آنان به سختي تن به اعداد و ارقام مي‌دهد تا با منافع ناشي از سقوط ديكتاتوري حاكم بر آنها و پيامدهاي آن مقايسه شود. استيگليتز و بيلمس بر آن هستند كه زندگي واقعي مردم عراق اكنون بدتر شده است و جنگ اقتصادي نبوده است اما به نظر مي‌رسد اين ارزيابي با احتساب هزينه‌هاي وارد بر
طي اين جنگ بيش از يك ميليون انسان كشته و بيش از ۲ميليون و ۳۰۰ هزار انسان نيز به صورت مجروح و معلول رها شده اند. ۷۶۰ هزار كودك از تحصيل بازمانده اند و تعداد بسياري نيز معتاد و زنداني شده اند
مردم مورد هجوم، سر از خسارتي به‌لحاظ اقتصادي در مي آورد كه ارقام فعلي را به‌مراتب متفاوت ميكند.

در كتاب «جنگ سه‌تريليون دلاري ...» ذكر شده است كه جاده‌ها، مدارس، بيمارستانها، خانه‌ها و حتي موزه‌هاي عراق مورد تخريب قرار گرفته‌اند و شهروندان دسترسي كمتري به آب و برق نسبت به قبل از جنگ دارند اما وضعيت انسانهايي كه از بين رفته‌اند و آنان كه مقرر است از اين امكانات استفاده كنند، چگونه است؟

مهاجمان ناخوانده تمامي زيرساختهاي اقتصادي، صنعتي و تاسيسات زيربنايي عراق را ويران كردهاند و براساس آمارهايي كه جديد نيستند، بيش از چهار ميليون عراقي را آواره و پنج ميليون كودك عراقي را يتيم كردهاند، بيش از ۲ميليون نفر نيز گرفتار سوءتغذيه و حدود سه ميليون كودك و نوجوان ۸ تا ۱۶ ساله را براي تامين هزينه‌هاي زندگي وارد بازارهاي مصنوعي كار كرده‌اند.

طي اين جنگ بيش از يك ميليون انسان كشته و بيش از ۲ميليون و ۳۰۰ هزار انسان نيز به صورت مجروح و معلول رها شده‌اند. ۷۶۰ هزار كودك از تحصيل بازمانده‌اند و تعداد بسياري نيز معتاد و زنداني شده‌اند.


اگر هزينه‌هاي مربوط به ارقام فوق را در كنار آلام و مصائب ناشي از بي‌خانماني و فقر و بيماري و از همه مهمتر، بي‌سرپرستي زناني قرار دهيم كه ضمن متعهد بودن به سير كردن شكم فرزندان يتيم شده خود، ديگر هرگز ديدار شوهران و مردان خود را به انتظار نمي‌نشينند و تنگناهاي روحي و افسردگي‌هاي ناشي از اين رنجهاي بيدرمان را محاسبه كنيم آنگاه مشخص مي‌شود كه هزينه‌هاي مادي جنگ، در كنار هزينه‌هاي روحي آن اندكي بيش محسوب نميشود.


مهاجران عراقي زندگي از دست داده و آواره شده به كشورهاي همسايه پناه برده، دانشمندان و متخصصان به‌اجبار جلاي وطن كرده، مردمان همواره فاقد آرامش شدهاي كه يورش مهاجمان به كشور و خانه خود را تجربه مي‌كنند و نواميس به غارت اجنبي رفته، در سرزميني كه به عظمت و طهارت و حجاب متصف هستند، چهره راستين هزينه‌هاي جنگ امريكا بر عراق است. چشمان منتظر مردان و زنان سالخوردهاي كه به در خانه‌هايشان دوخته شده تا فرزندان آنان بازگردند و هرگز به خاطر حاكم شدن ترور و وحشت و بمبگذاري برنميگردند، همچنين احساس لطيف تازه عروساني كه شوي خويش را در مصاف با مهاجمان، به آغوش سرد خاك غنوده يافته‌اند و آينده مبهم كودكان يتيمي كه پدران و برادران آنها آماج حملات بمب‌افكنهاي امريكايي بودهاند چگونه ميتواند به دلار امريكايي يا هر پول ديگري برآورده شود تا ثابت كند كه جنگ ويرانگر، نابودكننده خانه و كاشانه و نسل عراقيها بوده است. ما بر آن هستيم كه تسلط مهاجمان بر منابع انرژي عراق هرچند به لحاظ منافع زياد برآورد شده و حضور نظامي آنان هر قدر پربها دانسته شود اما عمق هزينههاي مادي و شدت خسارات انساني جنگ آنقدر زياد است كه تاريخ نمي تواند نه اين جنگ و نه هيچ جنگ ديگري را به لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه تلقي كند.