امتیاز مثبت
۲۳
ببرهای آسیایی چگونه گوی سبقت از آمریکای لاتین را ربودند؟
تجربه توسعه صنعتی در قرن بیستم
سیاوش حسینی
يکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۱۶
کد مطلب: 282595
 
از توسعه خیره کننده صنعتی چهار کشور کره، تایوان، هنگ‌کنگ و سنگاپور با عنوان جادوی آسیایی یاد شد و دنیا با دادن لقب ببرهای آسیایی تلاش موفق آنها را مورد تحسین قرار داد تا جایی که چین کمونیست، قدرت بزرگ منطقه، که سالها بر بستن دروازه‌ها به روی دنیای بیرون و تخاصم با جهان غرب تأکید داشت، مدل توسعه این چهار کشور را در پیش گرفت.
تجربه توسعه صنعتی در قرن بیستم
 
اقتصاد ایران آنلاین- در اواسط قرن بیستم دو حوزه جغرافیایی از دنیا تحولات سریعی را تجربه می‌کرد، تحولاتی که نقشه صنعتی- اقتصادی دنیا را برای همیشه تغییر داد. آسیای شرقی به رهبری چهار کشور کره، تایوان، هنگ‌کنگ و سنگاپور و آمریکای لاتین به رهبری کشورهای بزرگش از جمله برزیل و مکزیک، هر دو شتابان در مسیری گام نهاده بودند که مقصدی مشترک داشت، و آن صنعتی شدن بود، این دو منطقه که از ثروت‌های باد آورده‌ای مثل نفت و گاز ما خاورمیانه‌ای ها محروم بودند راه پیشرفت و توسعه را صنعتی شدن یافته بودند.

با وجود فاصله جغرافیایی بسیار، وضعیت اقتصادی و اجتماعی آنها بی شباهت به یکدیگر نبود. هر دو منطقه از مصائب مشترکی مثل عقب ماندگی از دنیای توسعه یافته و فقر رنج می‌بردند.

کشورهای آسیای شرقی که از یک سو از بازار مصرف بزرگ و غنی داخلی محروم بودند و از سوی دیگر از روابط نزدیک با ممالک ثروتمند جهان بهره‌مند، اساس توسعه صنعتی خود را ارتباط هرچه بیشتر با دنیای بیرون و در پیش گرفتن استراتژی توسعه صادرات نهادند. در ازای کاهش محدودیت های تجاری روی کالاهای صادراتی‌شان بازار خود را به روی کالای خارجی به آرامی باز کردند (البته در بعضی موارد این "آرامی" به "کندی" متمایل بود)؛ ارزش پول ملی خود را برای ارزان‌تر تمام شدن محصولاتشان نسبت به محصولات رقیب پایین آوردند؛ مزیت های نسبی تولیدی شان را شناسایی کرده و گوشه‌های مناسب بازار جهانی را که با این مزیت ها در تطابق بود هدف گرفتند؛ چند صنعت مهم و زیربنایی را که در توسعه صادرات نقش حیاتی داشتند، بسیار تقویت کردند؛ روابط دوستانه خود با جهان بیرون را پیوسته توسعه دادند؛ در دو حوزه زیرساخت های فیزیکی و آموزش نیروی انسانی متخصص سرمایه گذاری های هنگفتی کردند؛ به کالاهای سرمایه ای وارداتی که در صنایع داخلی کاربرد داشت معافیت مالیاتی و تعرفه ای بخشیند؛ به صادرکنندگان اعتبارات صادراتی و وام های ارزی اعطا کردند؛ خدمات بیمه‌ای و اعتبارات بازاریابی و تحقیق و توسعه را گسترش دادند؛ مناطق ویژه صادراتی احداث نمودند و مشوق‌های خاصی برای سرمایه گذاری در کشور در نظر گرفتند و اینگونه بازار جهانی را در اختیار تولید کنندگانشان قرار دادند.

در همین زمان که آسیایی ها هجوم به بازارهای جهانی را آغاز کرده بودند آمریکای لاتینی‌ها برعکس استراتژی‌ای دفاعی در پیش گرفته بودند، مدلی که خیلی از کشورهای در حال توسعه آن دوران از هندوستان تا ایران پهلوی دوم دنبال می‌کردند (کاتوزیان 1373).

آمریکای لاتین از یک سو در رویای صنعتی شدن سریع و بدون مزاحمت کالاهای رقیب خارجی و از دیگر سو تحت تأثیر رکود جهان غرب طی جنگ جهانی اول و رکود بزرگ که هم به کمبود کالای وادراتی منجر شده بود و هم کالای داخلی را نسبتاً مقرون به صرفه نموده بود، گام در مسیر استراتژی جایگزینی واردات نهاد.

دولت‌های آمریکای لاتین در کنار اعمال انواع محدودیت های تجاری دیگر، تعرفه های وضع شده بر کالاهای وارداتی را به شدت بالا بردند؛ تولیدکنندگان داخلی را به طرق گوناگون از جمله اعطای وام‌های دولتی ارزان مورد حمایت قرار دادند؛ ارزش پول ملی را برای ارزان تر شدن ماشین آلات صنعتی وارداتی از خارج (که آنها را به عنوان یک استثناء در میان کالاهای وادراتی میشناختند) بالا بردند؛ برای محدود کردن واردات کالاهای خارجی مصرفی از یک سو و تسهیل ورود کالاهای واسطه ای و سرمایه ای از دیگرسو یک نظام ارزی چند نرخی پیچیده وضع کردند؛ در صنایع مادر و زیرساخت‌ها سرمایه گذاری های هنگفت کردند؛ دولت را رسماً در امر تولید دخیل کردند و خودکفایی را به عنوان یک ارزش برای جامعه تعریف نمودند و اینگونه بازار داخلی را تماماً در اختیار تولید کنندگانشان قرار دادند.

حالا ما در یک طرف آسیای شرقی‌ای داریم که تولیدکنندگانش را برای فتح بازارهای جهان تشویق و حمایت می‌کند و در طرف دیگر آمریکای لاتینی داریم که به صنعتگرانش قول امن بودن بازار داخلی برای همیشه را می‌دهد.


با وجود این مسیرهای از اساس متفاوت، هر دو منطقه روز به روز به هدف خود نزدیک و نزدیک تر می‌شدند. تا اواخر دهه هفتاد میلادی درست مشخص نبود چه کسی برنده این مسابقه شده است، سهم بخش صنعت در هنگ‌کنگ به 22 درصد و در مکزیک به 25 درصد رسیده بود، در تایوان به 39 درصد و در کره، آرژانتین و برزیل به حدود 31 درصد.

پس به نظر می‌رسید مهم مقصد است و مسیر اهمیت چندانی ندارد. اما اگر دقیق تر نگاه کنیم از اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد میلادی تفاوت های عمده‌ای در حال خودنمایی بودند.

کالاهای تولیدی شرقی ها در نقاط مختلف جهان به فروش می‌رسید اما محصولات لاتینی‌ها که تولیدکنندگانشان به چتر حمایتی دولت عادت کرده بودند و طعم رقابت را نچشیده بودند در ورای مرزهایشان طرفدار چندانی نداشت. تأمین مالی توسعه صنعتی در شرق آسیا بیشتر از محل سرمایه گذاری خارجی و فروش کالاهای صادراتی بود، در حالی که آمریکای جنوبی که توسعه صنعتی‌اش ارز آوری خارجی ای برایش نیاورده بود، وام های سنگین خارجی را پشتوانه حرکتش قرار داد. مازاد تجاری حجم عظیم ثروت را به شرق آسیا سرازیر نموده بود در صورتی که بدهی های خارجی کشورهای آمریکای لاتین مدام در حال انباشته شدن بود. زمان برای آمریکای جنوبی خوب نمی‌گذشت.


استراتژی‌های ذاتاً متفاوت توسعه صنعتی در نهایت تمایزهای فاحش خود را در اوایل دهه هشتاد (و برای برخی اواخر دهه هفتاد) نشان دادند و آنچه در نهایت به دست آمد برای دوطرف بسیار متفاوت بود. در دهه 1980 بدهی خارجی کره از بسیاری از کشورهای توسعه یافته کمتر بود و کشورهای سنگاپور، تایوان و هنگ‌کنگ تقریباً هیچ بدهی خارجی
‌ای نداشتند.

اما میزان بدهی های کشورهای آمریکای لاتین در سال 1983 به حدود نیمی از تولید ناخالص داخلی این منطقه بالغ گردیده بود. جهان برای کالاهای تولیدی آسیای شرقی اشتهایی سیری ناپذیر از خود نشان می‌داد اما بازارهای داخلی کشورهای آمریکای جنوبی (که نسبت به بازار جهانی بسیار کوچک بودند) به مرحله‌ای از اشباع کالاهای ملی رسیده بود و تقاضایی هم در خارج برای این کالاها وجود نداشت.

از توسعه خیره کننده صنعتی چهار کشور کره، تایوان، هنگ‌کنگ و سنگاپور با عنوان جادوی آسیایی یاد شد و دنیا با دادن لقب ببرهای آسیایی تلاش موفق آنها را مورد تحسین قرار داد تا جایی که چین کمونیست، قدرت بزرگ منطقه، که سالها بر بستن دروازه‌ها به روی دنیای بیرون و تخاصم با جهان غرب تأکید داشت، مدل توسعه این چهار کشور را در پیش گرفت. اما بحران بدهی های خارجی، غول‌های آمریکای لاتین را که سودای خودکفایی در سر داشتند به خواهش از کشورهای غربی برای بخشش بدهی‌هایشان و کنار گذاشتن استراتژی توسعه صنعتی محبوبشان کشاند.




 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشکده مدیرت و اقتصاد دانشگاه شریف
 
 
 


از عملکرد دولت یازدهم در بخش مسکن رضایت دارید؟
بله
خیر