امتیاز مثبت
۰
ایده جالب درباره طرح مشکلات با رئیس جمهور در سفرهای استانی
آقای روحانی قبل از سفر به خوزستان پلاکاردهایمان را ببینید
چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۲۶
کد مطلب: 220034
 
ملتمسانه از هم استانی های نازنینم تقاضا دارم از هرگونه نامه نگاری و مطرح کردن تقاضاهای شخصی و غیر عمومی از رئیس جمهور خودداری کنیم چرا که ارسال ده ها هزار نامه به رئیس جمهور بی فایده و گیج کننده است.

یکی از خوانندگان سایت پیام نو با ارسال مطلبی، پیشنهاد جالبی را برای بیان مشکلات از سوی مردم در جریان سفرهای استانی رئیس جمهور مطرح کرده و گفته است که مردم به جای نامه نگاری با رئیس جمهور، سخن خود را به صورت جمعی از طریق پلاکارد بگویند و دکتر روحانی هم پیش از سفر به آن استان، خود را آماده پاسخگویی به مطالبات مردم آن منطقه کند.

متن کامل این مطلب در پی می آید:

پس از چندین سال پیگیری مسائل زیست محیطی و معیشتی کشورمان و همچنین وعده های مسئولین مربوطه کم کم دارم به این نتیجه می رسم که  مصیبتی به نام “سناریوهای متعدد” و مصیبت دیگری به نام “وعده های بدون زمانبندی” باعث سردرگمی مردم و مسئولین می شود و این سردرگمی ها زمینه را برای سوء استفاده رانتخواران مهیا می کند تا در استان های مختلف با انگیزه اقتصادی به جان طبیعت بیمار ایران بیفتند.

در خصوص سفر رئیس جمهور محترم مان جناب آقای روحانی به خوزستان چند نکته خطاب به هم استانی هایم و نیز خطاب به آقای روحانی عرض می کنم شاید مفید باشند.

اولا بسیار خوشحالم که ما مردم خوزستان سهل انگاری و بی خیالی مشهورمان را کنار گذاشته ایم و با جدیت و آرامش و رعایت تذکرات پلیس مطالبات مان را به طرق مختلف از اینترنتی و دیوارنویسی گرفته تا تشکیل تجمع و زنجیره انسانی بیان کرده ایم. همچنین خوشحالم که استاندار محترم، نمایندگان و سرکار خانم دکتر ابتکار با حمایت جانانه شان باعث شدند آقای روحانی راهی سفر خوزستان شود. حال دیگر وقت نتیجه گیری از انبوه این تلاش ها و حمایت هاست.

دوما ملتمسانه از هم استانی های نازنینم تقاضا دارم از هرگونه نامه نگاری و مطرح کردن تقاضاهای شخصی و غیر عمومی از رئیس جمهور خودداری کنیم چرا که ارسال ده ها هزار نامه به رئیس جمهور بی فایده و گیج کننده است و حتی اگر برخی از این نامه ها را هم رئیس جمهور محترم پاراف کند صرفا یک اقدام غیر قانونی انجام داده چرا که اصولا رئیس جمهور وظایف کلان اجرایی را به عهده دارد و حق ندارد در جزئیات مسائلی مثل پرداخت وام کشاورزی به حاج مرتضی یا استخدام پسر مشهدی کریم در اداره پست دخالت کند و وقتش را اینگونه تلف کند.

سوما به نظرم هر خوزستانی یک بنر یک متر مربعی برای بیان مهمترین خواسته اش از آقای روحانی در زمان سفرش به خوزستان در دست بگیرد تا در مجموع خواسته های اصلی مان را گفته باشیم و گوی در زمین دولت باشد. بیان اعتراض، روایت درد و سخن گفتن از مطالبات همیشه به نفع مسئولین و به نفع مردم هست چرا که تا مسائل مان را بیان نکنیم نمی توانیم انتظار پیگیری و توجه داشته باشیم. این مورد را خواهشا سرسری نگیرید. هزینه چاپ بنر متری هفت هزار تومن هست و هزینه بالایی نیست. مهمترین حرف من به عنوان یک شهروند خوزستانی همین بنر زیر هست یعنی پرهیز ایشان از کلی گویی و پرهیز از دادن وعده های مبهم. برایم مهم است که وخیم بودن وضعیت زیستی در خوزستان را جدی بگیرد و به ما اسکجول بدهد یعنی برنامه زمانبندی برای هر اقدام دولت. اگر چنین برنامه ای بیان شود، هر خوزستانی می شود یک ناظر برای دولت. هر خوزستانی می تواند این برنامه را پرینت بگیرد و به دیوار پذیرایی منزلش بچسباند و در تاریخ های مقرر سراغ تکمیل اقدامات مندرج در وعده ها را بگیرد و اگر تاخیری در کار باشد به مسئولین و نهادهای نظارتی در استان و در سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه اطلاع دهد.

چهارم اینکه انتظار داشتیم در زمان باران اسیدی و مراجعه پنجاه هزار خوزستانی به مراکز درمانی، ستاد بحران تشکیل شود ولی نشد. انتظار ما این است که عوامل باران اسیدی به طور شفاف به مردم گفته شود ولی متاسفانه نمی شود و در عوض ده ها مصاحبه منتشر می شود که هر کدام پنج یا حتی ده سناریوی مختلف برای باران اسیدی مطرح می کنند و اینگونه سناریو پراکنی فقط یک نتیجه دارد “افزایش ابهام غیر ضروری”.

بنده تخصصم آلودگی هوا نیست (ایمنی صنعتی است) ولی از همکاران ایرانی و خارجی که پرسیده ام و در اینترنت جستجو کرده ام عمدتا بیان می شود که باران اسیدی منشا برون مرزی ندارد و مثلا چنین مشکلی در بصره و کویت وجود ندارد و از آنجا نشات نمی گیرد بلکه توسط کارخانه ها و تاسیسات نفتی و غیر نفتی در همین  خوزستان ایجاد می شود. مثال هایی هم می زنند که باران اسیدی فقط در اثر وجود ترکیبات گوگردی و نیترات در هوا و سپس ترکیب آن با آب باران در نقاط مختلف جهان رخ داده است. مثلا در مورد دی اکسید سولفور فرمول باران اسیدی به این شکل می شود که ترکیب مولکول های این گاز سمی با مولکول های آب اسید سولفوریک تولید می کند، یعنی همان اسیدی که باعث عفونت چشم ها و خونریزی ریه های هزاران خوزستانی شده بود. SO2 + 2H2O = H2SO4

این عوامل یعنی گازهای گوگردی و نیترات ها به راحتی قابل شناسایی هستند. دستگاه های آنالیز گاز با قیمت حدودا دو میلیون تومن وجود دارد که در اکثر شرکت های ایرانی بزرگ نیز هم اکنون فراهم می باشند و اگر در کنار خروجی دود کارخانه ها قرار داده شوند، در مدت فقط بیست ثانیه غلظت گازهای مختلف را اندازه گیری می کنند و مثلا می گویند دی اکسید سولفور SO2 چند قسمت در میلیون PPM هست و ترکیبات نیترات چقدر است و مونوکسید کربن چقدر است و … .

بدیهی است اگر انجام این کار از خود کارخانجات خواسته شود واقعیت را نخواهند گفت. لذا ضروری است توسط سازمان محیط زیست یک تیم مستقل و صاحب اختیار از کارشناسان تشکیل شود تا با مراجعه به کارخانجات و تاسیسات مختلف در قدم اول بیان کنند که منشا انتشار گازهای گوگردی و نیترات در هوای خوزستان کدام کارخانجات هستند. حتی اگر دویست کارخانه هم باشند ایرادی ندارد، می خواهیم در قدم اول بدانیم و این حق ما مردم است. از نگاه مدیریتی هیچ مشکلی با پنهان کاری درست نمی شود. به جای تقابل و نگاه محتاطانه بین مسئولین و مردم در این مساله، بهتر است مردم و مسئولین با اعتماد به هم و دست در دست هم در یک سمت قرار بگیرند و در سمت دیگر انبوه مشکلات قرار بگیرد.

در این صورت با همکاری صمیمانه و درک متقابل خواهیم توانست به تدریج قدم های مثبت و سازنده برداریم. اگر به عنوان نمونه دولت محترم نگران تبعات اقتصادی ناشی از کاهش فعالیت یک واحد پتروشیمی است، خوب ما مردم هم نگرانیم. ما هم دلمان نمی خواهد صدها نفر به انبوه جمعیت بیکاران اضافه شوند. ولی با اعتماد و درک مشترک می توان اینگونه مشکلات را به تدریج حل کرد. پس از انتشار فهرست کارخانه های آلاینده از لحاظ گوگرد و نیترات، سپس قادر خواهیم بود با استفاده از کارشناسان دولت و نیز استفاده از کارشناسان سازمان های مردم نهاد و داوطلبان مردمی در گروه های مختلف اقدام به انجام تحقیقات تکمیلی و ارائه راهکارهای موثر کنیم. مثلا اگر فیلتر اروپایی گیر نمی آید شاید بتوانیم از فیلتر غیر اروپایی فعلا استفاده کنیم. اگر فیلتر چاره کار نمی کند شاید بتوانیم به جابجایی کارخانه ها فکر کنیم. اگر اراده جدی باشد حتی جابجایی چند کارخانه نیز دشوار نیست چرا که در سال ۲۰۱۴ و یا  ۱۳۹۲ هستیم و حتی فونداسیون کارخانه ها را نیز می شود با مصالح پیش ساخته در مدت یک یا دو ماه احداث کرد و سپس قطعات کارخانه ها را جابه جا و نصب کرد. می شود مواد اولیه برخی کارخانجات را تعویض نمود یا از جنس مرغوب تری تهیه کرد و ده ها اقدام موثر دیگر. در ابتدای مسیر باید چراغی برداریم و آن چراغ اعتماد بین مردم و مسئولین و فرو ریختن ترس های کاذب هست. باید اجازه داده شود فهرست کارخانه های آلاینده به اطلاع عموم رسانده شود و گر نه همین وضعیت ادامه خواهد داشت و حتی وخیم تر خواهد شد.

پنجم این که هم استانی های عزیزم، بیایید این بار با جدیت کامل برای تغییر شرایط وخیم زندگی مان تلاش کنیم. هموطنان عزیزمان در اراک و زنجان و … ثابت کردند که اگر مردم با هم و جدی باشند، حتی تعطیلی برخی کارخانه های آلاینده هم شدنی است چرا که ساز و کارهای قانونی متعددی برای اولویت دادن به شرایط زیست وجود دارد فقط مستلزم پیگیری های مستمر هست. مسائل کارون که برای همه مان جای خود دارد. صادقانه و با نگرانی عرض می کنم شاید این آخرین تلاش ها قبل از متروکه شدن خوزستان مان باشند. استان ما واقعا دارد غیر قابل سکونت می شود، از همه لحاظ. حتی اگر فکر می کنید این تلاش ها بی نتیجه است باز هم بیایید لااقل پیش وجدان خودمان آسوده باشیم و بتوانیم بگوییم “تا جایی که توانستیم زورمان زده ایم و حمایت نشدیم”ا

ششم این که، هم استانی های عزیزم به نظرم هر وقت آقای روحانی در سخنرانیش حرف های خوب و مردم پسند بزند همه جمعیت با هم شعار بدهیم و بگوییم “این خودشه ما هم همینو می خواهیم” و هر وقت حرف های مبهم و ناخوشایند بزند باید همه جمعیت فریاد بزنیم و جوری که طنین انداز بشود بگوییم “لطفا به فکر ما باشید مسئولین محترم”.