امتیاز مثبت
۱
بزرگترین تولیدکنندگان کفش داخلی این روزها به بزرگترین واردکنندگان کفش تبدیل شده اند
این کفش دیگر ملی نیست!
شنبه ۶ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۵۲
کد مطلب: 202863
 
اما این روزها تولیدات دسته چندم خارجی پشت ویترین مغازه های بازار های مختلف ایران پیش روی خریداران جفت شده و تولید داخل را بی مفهوم کرده است. جفت شدن کفش های چینی با مشکلات صنعت کشور نفس تولیدکنندگان را به شماره انداخت تا خبری از سودآورترین صنعت کشور نباشد.
این کفش دیگر ملی نیست!
 

اقتصاد ایران آنلاین: شاید قرار بر این بود که فیلی هوا شود. شاید هم فیلی هوا شد. آمار چیزی کمتر از هوا کردن فیل را نشان نمی دهد. اولین و بزرگترین تولیدکننده کفش ایران در سالهای دور به اتحاد جماهیر شوروی، مجارستان، لهستان، رومانی و حتی اروپای غربی صادرات داشت. گروه صنعتی ملی که در گذشته ای نه چندان دور بزرگترین تولیدکننده کفش در ایران بود در سال های نخست انقلاب به سازمان تامین اجتماعی سپرده شد و در سال1383 به عنوان بدهی دولت به سازمان بازنشستگی داده شد تا این فیل مغرورِ آرامِ سربه زیر نام بزرگترین واردکننده کفش دسته چندم خارجی را به یدک بکشد. 

تابلوهای زردرنگ قدیمی با نشان فیلی بزرگ در میان آن، این روزها با ترکیبی جدید از رنگ های مختلف خاطرات ایرانیان میانسال را به خوبی ورق می زنند. در میان دهه چهل و پنجاهی های ایرانی کمتر کسی هست که با کفش ملی خاطره نداشته باشد. در دهه های گذشته کفش ملی اولین و آخرین گزینه خرید ایرانیان بود. 

اما این روزها دیگر کفش ملی با جایگزین کردن واردات به جای تولید، از خاطرات گروه مخاطبان خداحافظی کرده و راهی به خاطرات نسل جدید هم نیافته است. گروه صنعتی کفش ملی به عنوان اولین تولیدکننده کفش در کشورمان از سال83 تنها به یک واردکننده تبدیل شده است. البته در بسیاری از مواقع برنامه های متعددی هم برای نجات این نام کفش ملی در نظر گرفته شده است. برای مثال در برهه ای از اولین سال های دهه60، مدیران وقت گروه تصمیم گرفتند برای پر کردن فضای خالی فروشگاه ها و ایجاد تنوع در مدل های قابل عرضه، از محصولات دیگر تولیدکنندگان نیز استفاده کنند که به مرور زمان این حرکت تبدیل به عادتی دائمی و درنتیجه تهدیدی برای واحدهای تولیدی گروه شد، زیرا محصولات کفش ملی و محصولات دیگر تولیدکنندگان عکس هم عمل می کردند. 

محصولات کفش ملی، ایستا و بدون تحول و نوآوری و مورد بی توجهی مصرف کننده بودند. در اثر این پدیده جدید، کارخانه های گروه ملی که نمی توانستند انتظارات مشتریان را برآورده سازند، در این میدان رقابت جا مانده و گوی سبقت را به رقبا واگذاشتند، درنتیجه مجبور شدند از حجم تولید خود بکاهند. 

رفته رفته این کاهش حجم تولید منجر به معطل ماندن روزافزون نیروی کار و درنتیجه وارد آمدن زیان و بدهکاری های سنگینی شد که روزبه روز بر میزان آن افزوده می شد و گروه ملی در لبه پرتگاه هولناکی قرار گرفت. به منظور جلوگیری از این خطر، در آبا? ماه سال1380 به دستور مدیرعامل وقت سازمان صنایع ملی، محصولات گروه 9 از سطح شبکه فروش کفش ملی جمع آوری و به صاحبان شان باز پس داده شد و دستور اکید داده شد کارخانه های گروه ملی با تمام ظرفیت آغاز به تولید کنند. 

در همین راستا برای ایجاد تحول در کیفیت و مدل محصولات، برای رفع نیاز کوتاه مدت، هیات هایی به بازارهای داخلی اعزام شدند تا مدل های روز را به عنوان نمونه برای الگوبرداری تهیه کنند و برای رفع نیاز بلندمدت، هیاتی نیز به ایتالیا اعزام شدند تا قالب های موردنیاز برای تولید مدل های جدید خریداری کنند. اما این برنامه هم مانند برخی از برنامه های توسعه ای با شکست مواجه شده و کفش ملی را از چرخه تولید خارج کرد. اما کفش ملی با ورود به عرصه واردات هم نتوانسته جایگاه سابق را احیا کند. 

فروشنده ای در یکی از فروشگاه های کفش ملی در مرکز شهر تهران می گوید: «بیشتر مشتریان کفش ملی افراد میانسال و رو به بالا هستند. در مواقعی هم افراد کم سن وسال با خانواده های خود به فروشگاه ها مراجعه می کنند، اما بیشتر محصولات موردپسند این گروه واقع نمی شود» 

فروشگاه کفش ملی در میدان توحید یکی از شاخص ترین نمایندگی های این برند به شمار می رود، ویترین مناسب و تنوع محصولات از دور چشم نوازی می کند، اما دختر جوانی در همین فروشگاه درحالی که کفش ها را یک به یک بالا و پایین می کند، می گوید: «نمی دانم چرا در چند سال اخیر هیچ تحولی در مدل های کفش ها و حتی دکوراسیون فروشگاه ها ایجاد نمی شود، اگر به قدیمی بودن مدل ها و کهنه بودن فروشگاه های کفش ملی، جعبه هایی که پشت آنها سفید و بدون چاپ و درون آنها چاپ محصولی مانند پودر تاژ را دارد اضافه کنیم، حق را باید به مشتری بدهیم که?دیگر از کفش ملی خرید نکند. توجه به شکل و ظاهر محصول و همچنین بسته بندی مناسب، یکی دیگر از نشانه های مدیریت بر رضایتمندی مشتریان است.» 

وی درحالی که بدون خرید فروشگاه را ترک می کند، می گوید: «از سالیان گذشته برای مادرم از این فروشگاه خرید می کردم اما به قدری مدل ها قدیمی شده اند که حتی نمی توان برای افراد سن بالا هم خرید کرد. این کفش ها برازنده کفش ملی ایران نیستند.» 

سال هاست که همه در انتظار تحولی بزرگ در بزرگترین تولیدکننده کفش سال های دور مانده اند، حتی اقدامات موسس کفش ملی برای احیای این کفش هم در این سال ها بی نتیجه مانده است. در سال84 محمدرحیم متقی ایروانی طی نامه ای به علی سعیدلو تقاضای احیای کفش ملی و ایجاد 10هزار شغل را داشت. متن این نامه بدین شرح است. 

«سرور بزرگوارم، جناب آقای علی سعیدلو، با تقدیم مراتب ارادت و اخلاص، بنده رحیم ایروانی موسس گروه صنعتی کفش ملی در اسماعیل آباد، جاده قدیم کرج که در آنجا بیش از ۳۴کارخانه و در ایران ۴۳۰فروشگاه کفش ملی تاسیس کرده ام که حتما جنابعالی مسبوق هستید، اینک آواره در انگلیس هستم. اکنون که برنامه مهم جناب آقای رئیس جمهور ایجاد کار است، پیشنهاد می کنم طی تصویب نامه ای کارخانجات بنده را مرجوع دارند، در این صورت حداقل طی سه سال 10هزار کارگر و کارمند استخدام خواهم کرد. از حضور جنابعالی که همیشه اهل حساب و کتاب بوده و هستید، استدعا دارم در این مورد با جناب آقای وزیر صنایع مذاکره فرمایید و اطلاع دهید که فورا برای ادای توضیحات بیشتر به حضورتان شرفیاب شوم. بنده فعلا در لندن انگلیس هستم و چنانچه اوامری باشد با کمال افتخار در اختیار جنابعالی خواهم بود. به حضور مبارک پیشنهاد می کنم که اگر شغل دولتی میل ندارید، ریاست گروه صنعتی ملی را قبول بفرمایید، خود بنده معاون سرکار خواهم شد.» این نامه ها مانند سایر تقاضاها تا زمان مرگ ایروانی بی جواب ماند تا نام و نشانی از تولید در کفش ملی نباشد. با توجه به پیگیری های خبرنگار همشهری اقتصاد جهت گفت وگو با جناب آقای خلیل مینایی مدیرعامل گروه صنعتی کفش ملی، ایشان حاضر به پاسخگویی نبودند. 

در صنعت کفش به غیر از کفش ملی دو برند بلا و وین نیز در همان سال ها متولد شدند. در سال هایی که همه کفش ایرانی می پوشیدند و کفش های ایرانی سفیر ایران در کشورهای همسایه و گاهی هم در کشورهای اروپایی به خصوص اروپای غربی بودند. کفش بلا به عنوان دومین برند مطرح کفش ایرانی در سال1341 کار خود را آغاز کرد. 

در آن سال ها بلا تنها کفش تولید می کرد و نمی توانست در رقابت از کفش ملی پیشی بگیرد، اما در صنعت نامی داشت و در بازار جایگاهی. مشکلات با واگذاری این کارخانه به زیرمجموعه ای از سازمان صنایع ملی آغاز شد. در طول مسیر تولید بالا تا دهه70 دوام آورد، اما در حال حاضر بلا با معدود فروشگاه های خود حتی با تغییر در سردر مغازه های خود و همچون کفش ملی، تنها نام و نشانی باقی گذاشت. خط تولید این کارخانه قطعه قطعه شد و به بخش خصوصی واگذار شده است. مدیریت این برند اکنون در دست بانک ملی ایران است، به طوری که تنها با استفاده از فروشگاه های بلا در سطح کشور کفش هایی را از سایر تولیدکنندگان در فروشگاه های بلا عرضه می کند. 

کفش وین نیز به عنوان سومین برند بزرگ صنعت کشور که پیش از انقلاب توسط مرحوم مصطفی حسین زاده وارد چرخه تولید شد، از 800کارگر و کارمند خود تنها 70نفر را حفظ کرده تا در 24فروشگاه و نمایندگی این برند به فعالیت بپردازند. کارخانه وین که در کیلومتر13 جاده مخصوص کرج قرار داشت، به گروه خودروسازی بهمن واگذار شد تا این شرکت سازمان خدمات پس از فروش خود را در بخشی از آنجا بنیان نهد و بخش دیگر را به خط تولید خودرو «موسو» تبدیل کند. 

وین، اما در چند سال اخیر دچار تحول بسیاری شد. در سال88 و پس از شش ماه از آگهی فروش فروشگاه های كفش وین در روزنامه ها، گروه آموزشی جوکار به مدیریت ابوالفضل جوکار نام و نشان تجاری وین را از آن خود کرد. انتظار می رفت گروه آموزشی جوکار به دلیل اجرای پروژه های مشترک با بزرگترین ناشران جهان، با خرید فروشگاه های کفش وین و توسعه همه جانبه آن، در جهت هدف گذاری مصرف کیف و کفش دانش آموزان و دانشجویان که در حقیقت بازار هدف ایشان است، سرمایه گذاری کنند، اما کفش های دپو شده در کارخانه وین پس از واگذاری به گروه آموزشی جوکار با حواله های گران قیمت در قبال اکران آگهی های تبلیغاتی به افراد مختلف واگذار شد تا این محصولات تهاتری باشد میان جوکار و تبلیغاتچی ها. در حال حاضر هم وین مانند دو یار دیرینه خود واردکننده کفش های خارجی است، اما محصولات این شرکت نسبت به سایر رقبا از لحاظ شکل ظاهری مقبولیت بیشتری در میان خریداران دارند. در حال حاضر، عمده فعالیت وین به بازرگانی و فروش کفش معطوف شده است. این شرکت با کارخانه های داخلی صنعت کفش قرارداد امضا می کند و محصولات آنها را تحت نام وین در 24فروشگاه خود در سراسر کشور به فروش می رساند. به عبارت دیگر، وین نیز مانند کفش ملی و بلا دیگر تولیدی در کشور ندارد و تنها نام و نشانی از خود به جا گذاشته است. 

در روزهایی که تولیدات داخلی پشت ویترین مغازه های بازارهای مختلف کشور جفت شده بودند، کفش های دسته چندم چینی در بازار دستفروشان پیش روی خریدارانی که حتی تمایلی برای قیمت کردن این محصولات نداشتند جفت شده بود. اما این روزها تولیدات دسته چندم خارجی پشت ویترین مغازه های بازار های مختلف ایران پیش روی خریداران جفت شده و تولید داخل را بی مفهوم کرده است. جفت شدن کفش های چینی با مشکلات صنعت کشور نفس تولیدکنندگان را به شماره انداخت تا خبری از سودآورترین صنعت کشور نباشد. تولیدکنندگان بزرگ داخلی تنها واردکنندگان محصولات خارجی شده اند. با گذشت نیم قرن از ایجاد نخستین كارخانه تولید صنعتی كفش در ایران به منظور توسعه اشتغالزایی و افزایش صادرات آن، نه تنها هیچ یك از این اهداف محقق نشد، بلكه روزبه روز وابستگی ایران در زمینه تهیه و تامین كفش برای بازار داخلی به محصولات خارجی بیشتر شد و آن تعداد معدود و محدود كارخانه های تولید كفش نیز به مرز تعطیلی رسیدند. 

اكنون با توقف یا كاهش فعالیت های تولیدی واحدهای دولتی نظیر كفش ملی، بلا و وین، عملا بازار كفش كشور در اختیار بخش خصوصی و تولیدكنندگان خارجی به خصوص چینی ها قرار گرفته است. اگر تا چندی پیش فقط این متخصصان، مدیران، كارفرمایان و كارگران صنعت كفش بودند كه از واژه كفش چینی، در هراس بودند اكنون طبقه متوسط جامعه یا مصرف كنندگان كفش های ایرانی از ابعاد تهدیدهای اقتصادی كفش مطلع هستند. این روزها صنعت كفش در ایران روزهای خوبی را به سر نمی برد و می رود كه مردم دیگر از پوشیدن كفش های داخلی خداحافظی كنند. طی سال های اخیر به طور كامل اندازه سهم بخش خصوصی از بازار كفش ایران تغییر پیدا كرد و با تعطیل یا متوقف شدن فعالیت های تولیدی واحدهای دولتی نظیر كفش ملی، بلا و وین عملا سهم بازار واحدهای دولتی در اختیار بخش خصوصی و سنتی تولید كفش داخلی و تولیدكنندگان چینی قرار گرفت. از نقاط بحران ساز در صنعت كفش، شیوه تولید در این صنعت است، توسعه این صنعت در بسیاری از نواحی كشور دارای ریشه های تاریخی است. 

طی 100سال اخیر در یك پراكندگی ناهمگون، واحدهای تولیدی (تولید كارگاهی) در بسیاری از نواحی كشور راه اندازی شده و زمینه اشتغال هزاران نفر كارگر خبره با دانش سنتی و كارگران ساده را فراهم كرده است. جدای از تهران، قطب های تولید سنتی كفش نظیر تبریز، اصفهان، مشهد، شیراز، كرمان و غیره به همین منوال شكل گرفته اند و از نگاهی دیگر این سابقه تاریخی برای فعالان این نواحی كارنامه مطلوب محسوب می شود. اما در همین شرایط یعنی در مقطعی از تاریخ، نسل اول كارگاه ها به شیوه تولید كارگاهی است. تیراژ تولید اندك، عدم تنوع در محصولات، كندی تغییر در مدل ها و هزینه هنگفت، عدم تحقیق در تولید، پایین بودن گردش مالی كارگاه ها و سنتی بودن سیستم مدرن بازاریابی و فروش، از ویژگی های صنعت كفش كشور در حال حاضر است كه توان رقابت با نمونه های خارجی را كاهش داده و به حیات كج دار و مریز خود ادامه می دهد.