امتیاز مثبت
۰
محک انديشه‌هاي عدالت محور
دکتر حسین راغفر
دوشنبه ۶ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۴۶
کد مطلب: 5355
 
محک انديشه‌هاي عدالت محور
 
بدون ترديد يکي از ويژگي‌هاي آمارتيا کومار سن را بايد در کوشش‌هاي گسترده و مستمر او در نگارش طيف گسترده‌اي از نه تنها موضوعات تخصصي اقتصاد، بلکه تلاش‌هاي او در توجه به تعامل دائمي حوزه‌هاي مختلف علوم اجتماعي، فرهنگ، ادبيات و اخلاق با معيشت و حيات مادي انسان دانست.

سن در حوزه هاي تخصصي اقتصاد از نوآوران حوزه انتخاب اجتماعي است. دهه ۷۰ اوج بررسي مسئله انتخاب اجتماعي است و کتاب «انتخاب جمعي و رفاه اجتماعي» (۱۹۷۱) از جمله آثار او در اين زمينه است که مبنايي براي مطالعات بعدي سن و بسياري از شاگردان او در شکل دادن به بسياري از نتايج متعارف در نظريه انتخاب اجتماعي و اقتصاد رفاه شد.
نتايج مطالعات و تحقيقات انتخاب اجتماعي، او را به استفاده از علم آمار و ابزارهاي آماري براي ارزيابي پديده‌هاي متنوع اقتصادي و اجتماعي هدايت کرد. اندازه‌گيري نابرابري اقتصادي، قضاوت درباره فقر، ارزيابي طرح‌هاي اقتصادي، تحليل بيکاري، تحقيق در اصول آزادي و حقوق پيامدهاي آنها، ارزيابي نابرابري جنسيتي و مباحثي از اين قبيل حاصل اين تغيير جهت مطالعاتي سن در دهه ۷۰ است. علايق او به تدريج از پرداختن به مباحث صرفا نظري انتخاب اجتماعي به سمت مسائل عملي‌تر تغيير جهت داد. کتاب «در باب نابرابري اقتصادي» (۱۹۷۳) يکي از مراجع اصلي براي محققان حوزه‌هاي نابرابري و فقر شد که جهت مطالعاتي بسياري از پژوهشگران اين حوزه‌ها را مشخص کرد.

 او در اين کتاب ابعاد جديدي را به روي پژوهشگران اين حوزه از مطالعات اقتصادي گشود و آن را بر مباني نظري محکم‌تري استوار كرد. رويکرد اصل موضوعي از اين زمان به بعد است که وارد اين حوزه از مطالعات اقتصادي شد. آثار بعدي او درباره فقر و شاخص اندازه‌گيري فقر در سالهاي ۱۹۷۶و ۱۹۷۹ راهنماي اصلي و محرک اقتصاددانان و محققان بعدي براي وسعت بخشيدن به گستره ابعاد و روش‌هاي اندازه‌گيري فقر شد.

چارچوب بسط يافته نظريه انتخاب اجتماعي در طيفي از مسائل کاربردي براي ارزيابي فقر، نابرابري، در روشن ساختن ماهيت محروميت نسبي، در توسعه شاخص‌هاي درآمد ملي که با توزيع تعديل شده‌اند، در روشن ساختن هزينه‌هاي بيکاري، در تحليل نقض آزادي‌هاي شخصي و حقوق اساسي و در مشخص کردن نابرابري‌هاي جنسيتي و محروميت نسبي زنان متجلي شد. اغلب نتايج اين تحقيقات که در مجلات علمي در دهه‌هاي ۷۰ و اوايل ۸۰ چاپ شده بود در دو کتاب شامل مجموعه مقالات با عناوين «انتخاب، رفاه و اندازه‌گيري و منابع» در ۱۹۸۲ و «ارزش‌ها و توسعه» در ۱۹۸۴ گردآوري شدند.
نتايج تحقيقات او در زمينه نابرابري‌هاي جنسيتي ابتدا در سال۱۹۸۳ در مقاله‌اي با عنوان «زنان هندي: بهزيستي و بقا» منتشر شد که صورت بسط يافته آن با تاکيد بر مقايسه‌هاي بين‌المللي در کتاب «کالاها و توانايي‌ها» در ۱۹۸۵ و نيز در قالب يک نظريه عمومي نابرابري جنسيتي در کتابي با عنوان «جنسيت و تعارض مبتني بر همکاري» در سال۱۹۹۰ منتشر شد. 

از ميانه دهه ۷۰ سن مطالعه علت‌ها و پيشگيري از قحطي را آغاز کرد؛ حاصل اين کار کتاب «فقر و قحطي‌ها» در سال۱۹۸۱ شد. تلاش او در اين اثر اين بود که قحطي‌ها را به‌مثابه مسائل گسترده‌تر اقتصادي در نظر بگيرد - و به اين منظور توجه خود را معطوف اين مسئله کرد که چگونه مردم غذا مي‌خرند، يا در غير اين صورت، يعني ناتواني از خريد غذا، مشمول استحقاق دريافت آن مي‌شوند – و نه اينکه قحطي را صرفا برحسب تصوير خامي از عرضه کل غذا در کل اقتصاد ببيند.

طي اين مطالعات سن هر چه بيشتر با سرشت مزيت فردي برحسب آزادي‌هاي ذاتي و اساسي که افراد مختلف برخوردارند- به شکل توانايي دستيابي به موقعيت‌ها و توانايي انجام کارهاي ارزشمند - آشنا شد. سن که به‌شدت متاثر از اثر برجسته جان رالز بهنام «نظريه‌اي در باب عدالت» (۱۹۷۱) بود، تلاش‌هاي علمي خود در باب عدالت اجتماعي را مبتني بر آزادي‌ها و توانايي‌هاي فردي با هدف بسط آراي رالز قرار داد و کوشيد اين کار را با استفاده گسترده‌تر از اطلاعات موجود به انجام برساند. حيات فکري سن عمدتا متاثر از معاضدت‌هاي علمي «کِنِت اَرو» در حوزه انتخاب اجتماعي و «جان رالز» در حوزه عدالت اجتماعي بوده است. 

تحقيقات سن تا اواسط دهه ۸۰ زمينه‌هاي درک بهتري از مفاهيمي همچون انصاف، آزادي و برابري را در او پديد آورد که حاصل اين مطالعات به مقاله «برابري در چه چيزي؟» انجاميد که بعدها در کتاب «سطح زندگي» (۱۹۸۹) اين انديشه مورد نقد و بررسي جمعي از انديشمندان برجسته حوزه‌هاي اقتصادي فلسفي قرار گرفت؛ رويکردي که حاصل اين مطالعه بود مزيت فردي را نه صرفا در وفور يا مطلوبيت، بلکه اساسا بر حسب نوع زندگي‌هايي که مردم تلاش مي‌کنند داشته باشند و آزادي‌اي که بايد نوع زندگي‌اي که براي انتخاب آن دليل دارند را شامل باشد منعکس کند. انديشه اساسي در اينجا آن است که به توانايي‌هاي عملي و بالفعل افراد توجه کنيم؛ اينکه مردم چه مي‌توانند انجام دهند و در نهايت وضع آنها به کجا منتهي مي‌شود. اين توانايي‌ها هم به مشخصات جسماني و ذهني ما مرتبط مي‌شوند و هم به فرصت‌ها و نفوذهاي اجتماعي بنابراين مي‌توانند به‌عنوان مبنايي براي ارزيابي مزيت‌هاي اجتماعي و کارايي و عدالت سياست‌هاي اجتماعي مورد قضاوت قرار گيرند.

آبشخور اصلي مفهوم توانايي‌ها يا قابليت‌ها انديشه‌هاي ارسطو بود که مارتا نازبام که متخصص فلسفه کلاسيک است آن را به سن معرفي کرد. حاصل همکاري‌هاي علمي سن و نازبام چند اثر از جمله مجموعه‌اي از مقالات بود که توسط آنها و جمعي از فلاسفه و اقتصاددانان تحت عنوان کيفيت زندگي (۱۹۹۳) منتشر شد.

در سال‌هاي بين ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۱ دلمشغولي سن تحليل پيامدهاي کلي اين چشمانداز مبتني بر توانايي و قابليت بر اقتصاد رفاه و فلسفه سياسي بود که حاصل آن کتاب «وارسي دوباره نابرابري» در سال۱۹۹۲ شد. طي اين دوره سن به مسائل جديدتري پرداخت که از جمله مي‌توان به مشخصات عقلانيت، مطالبات عينيت و رابطه بين امور واقع و ارزشها اشاره کرد.
 
کتاب «توسعه به‌مثابه آزادي» (۱۹۹۸) که مقارن با سال دريافت جايزه نوبل اقتصاد توسط سن شد مجموعه‌اي از همه آراي او طي سال‌هاي گذشته بود که با استقبال گسترده‌اي مواجه شد و شايد يکي از دلايل اين استقبال را بتوان در بيان ساده تحقيقات تخصصي سال‌هاي گذشته او در اين کتاب دانست. از اين سال به بعد سن به استحکام و بسط انديشه آزادي‌ها در مفهوم توانايي يا قابليت پرداخت که حاصل آن کتاب‌هاي متعدد ديگري از جمله عقلانيت و آزادي (۲۰۰۴)، هندي جدلي: نوشتاري در باب تاريخ، فرهنگ و هويت هندي (۲۰۰۶)، هويت و خشونت: توهم سرنوشت (۲۰۰۷)، اشتغال، فن‌آوري و توسعه (۲۰۰۸) است.

منبع: همشهری اقتصاد شماره 5