امتیاز مثبت
۰
بورس به نقطه ۶ ماه قبل بازگشت
رضا امامی
دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۴۱
کد مطلب: 298373
 
شاخص کل بورس تهران دیروز یکباره فرو ریخت، اما این ریزش با روزها و ماههای دیگر فرق بسیار داشت .بازاری که به نظر می رسید هیچ بهانه ای برای ماندن پای سهام پیدا نکرده و کاسه صبرش لبریز شده است.
بورس به نقطه ۶ ماه قبل بازگشت
 
 بیش از 20 ماه است که رکود، گریبان‌گیر بازار سرمایه ایران شده است. رکودی که تاکنون هیچ کس از اهالی تالار شیشه‌ای بورس آن را تجربه نکرده و مشابه آن را دستکم پس از انقلاب اسلامی به یاد ندارد.

 
گرچه فراز و فرود قیمت سهام در بورس بسته به دوره‌های زمانی مختلف همیشه وجود داشته، اما فرو ریختن شاخص‌های این بازار پس از یک دوره رشد بی مهابا تا این حد نوبر است. گویی در بازار سهام این روزها گرد پوسیدگی پاشیده اند . از بین رفتن دارایی هایی که قرار بود به اسم سهام بهانه‌ای برای سرمایه گذاری مردم در شرکت های برگزیده وطنی و چرخاندن چرخ صنعت، اما گویا راه سرمایه‌گذاری از بازار سرمایه به شعبه‌های بانکی بر هر کوی و برزن سر خم کرده و پول بی زبان، در میان جذبه‌های پر زرق و برق بانکدارها راه خود را گم کرده است.

 
سرمایه هوشمند است، اما به همان اندازه ترسو. اگر اندکی احساس کند که خطر در کمین اوست برای مصون ماندن از کوچکترین گزند و آسیبی به بازاری امن تر می جهد و پناه می گیرد و جالب آنکه به راحتی به بازار قبلی باز نمی گردد.

 
دیروز یکشنبه بورس تهران در واپسین روزهای تابستان 94 به نقطه‌ای رسید که 6 ماه قبل یعنی در 26 اسفند ماه 93 در آن قرار داشت.

 
بورس هر آنچه که از خلسه مذاکرات هسته ای به دست آورده بود، امروز همه را پس داد و حالا از اینجا به بعد خود را آماده می کند که وزن خود را به اواخر شهریور ماه سال 92 بازگرداند. نقطه ای که شاخص کل بورس با جهش ممتد و بی مهابا، خود را برای فتح قله 90 هزار واحدی و فراتر از آن آماده می کرد، اما با در دست گیری فرمان اقتصاد از سوی تدبیر و امید به یکباره شاخص بورس از فراز قله 89 هزار واحدی در هفته دوم بهمن ماه 92 به نقطه حضیض در 20 ماه اخیر رسید.

 
ریزش معنی دار شاخص بورس با وجود همه تدبیر ها و امید ها اما تا به امروز همچنان ادامه بوده و معلوم نیست، نقطه پایانی آن کجاست. موجود زنده ای که این روزها با بروز واقعیت های اقتصاد ایران از تب بالای فضای کسب و کار در زیر سایه سنگین رکود فرسایشی خبر می دهد.

 
نگاهی به معاملات دیروز بازار سهام و بررسی علل ریزش یکباره شاخص ها با هیچ تحلیل و دیدگاه کارشناسی جور در نمی آید. حتی آنهایی که در تالار شیشه ای هنوز به تابلوی کم فروغ معاملات بورس با امید چشم دوخته اند، دلیل رفتار عجیب بازار زنده سهام را نمی‌دانند. دلیل آن هر چه که باشد، نمی تواند منکر تاثیر سیاست های ریاضتی متولیان اقتصادی کشور در کنترل تورم  اسمی باشد.

 
آویختن مدال تورم تک رقمی بر گردن دولت تدبیر و امید آن هم به قیمت رکود طاقت فرسا و لاغر شدن قدرت نقدینگی، این روزها به کابوس سرمایه گذار و تولید کننده تبدیل شده است. انبار کارخانجات مملو از کالا شده و دوره بازپرداخت مشتریان شرکت ها از هفته و ماه به فصل و سال رسیده است.

 
در زندان ها هم بررسی دلایل ازدیاد آمار جرایم مالی نشان می دهد، اغلب محکومیت ها این روزها ناشی از چک برگشتی کاسب ها و بازاریانی است که دخل شان با خرج شان نخوانده و کم آورده‌اند، به طوری که بندهای زندان اوین از ورشکستگان و بدهکاران مالی پر شده است.

 
در این یادداشت مجالی برای پرداختن به ریشه های اجتماعی ناشی از پافشاری دولت بر سر اجرای سیاست های سفت و سخت انقباضی نیست، اما نگاهی به شرایط اقتصادی کنونی جامعه نشان می دهد که در صورت تداوم این رویه باید به زودی منتظر شنیدن صدای زنگ خطرهای پی در پی از دل اقتصاد سنتی محور ایران بود. آثار و تبعات تصمیم ها و رخداد های تاثیر گذار بر پیکره موجود زنده ای به نام اقتصاد همواره با یک فاز تاخیر زمانی خود را در واقعیت ها بروز می دهد و در این میان چالش بر سر به کارگیری اهرم های مختلف فقط زمان وقوع این آثار را به تعویق می اندازد.

 
به دور از واقعیت نیست که با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و اعلام سیاست های کلان اقتصادی، بر سر واقعیت های بازار ها و عدم دستکاری و یا بهره گیری از اهرم های مبتنی بر تصمیم های کوتاه مدت تا حدی پرهیز شد و بنابر این آنچه که در بازارها از جمله در بورس این روزها رخ می دهد، ناشی از بروز واقعیت هایی است که ناشی از تاثیر برخی تصمیم ها در گذشته بوده است.

 
از جمله اینکه تحریم های اقتصادی زمانی اعمال شد که ایران سرخوش از نفت 110 دلاری، غرق در درآمد های ارزی باد آورده بود و بنابراین تحریم ها برایش کاغذ پاره ای بیش نمود نمی کرد. از سوی دیگر با پهن شدن خوان گسترده بانک ها و موسسات اعتباری ، سرعت گردش پول آن قدر بالا رفت که محلی شد برای بروز و انتشار رانت و فساد های مالی که این روزها هر از چند گاهی با کشف شدنشان تیتر یک روزنامه ها می شود.

 
چنین واقعیت هایی قابل کتمان نیست، اما باید از مدیریت کلان اقتصادی کشور پرسید، چرا با وجود کانالیزه شدن نقدینگی و مهار کردن تورم 50 درصدی به حدود 12 درصد ، هنوز برای پویایی و تحرک بخش واقعی اقتصاد با ایجاد رونق در کسب و کار اتفاقی صورت نمی گیرد؟ آیا دولت به استقبال بیکاری گسترده و شورش‌های کارگری در آینده نزدیک می‌رود؟ و یا زنگ خطرها را شنیده و می خواهد سیاست های تکنیکال را به جای دستورهای سنتی جایگزین کند؟

 
بی شک فرو ریختن شاخص کل بورس در روز گذشته نشان دهنده رفتاری بود که از لبریز شدن کاسه صبر سهامداران و سرمایه گذاران و پیامد عدم تحقق وعده ها و امید‌های واهی متولیان بازار سرمایه حکایت داشت.

 
بازاری که طی دو سال اخیر همواره بر نقش سازنده آن و حمایت دولت از این بازار تاکید لفظی شده اما سیاست گذاری ها و تصمیم گیری‌های متولیان اجرایی و حتی قانون گذاری کشور در تعارض با حرف های گفته شده بوده است.

 
به طور حتم بورس بازاری پر ریسک و مبتنی بر تکنیک است و هر آنکه قصد سرمایه گذاری در چنین بازار مکاره‌ای را می‌کند، باید پای لرزش هم بنشیند. آنکه یخ می‌خرد باید آب شدنش سرمایه اش را هم به گردن بگیرد، پس انتظار برای اینکه دولت یا نهادی ضرر سهامدار را یدک بکشد، انتظاری متوهمانه است. اما اعتراض برای اینکه چرا سرمایه گذاری در چنین اقتصادی هنوز چارچوب و تضمین امنی برای سرمایه گذار ندارد، ادعای بجایی است. اینکه چرا سرمایه گذار نمی تواند برای دستکم دو سال آینده برنامه و نقشه دقیقی از چشم انداز ها داشته باشد و یا تداوم تصمیم گیری‌های ملوک الطوایفی در وزارتخانه های دولتی و یا حتی تعارض برخی رفتارهای منسوخ شده با فضای جدید اقتصادی کشور باعث شده تا تفکر سرمایه گذاری جای خود را به تنبلی و بازی با نرخ های بی حساب و کتاب سود بانکی بدهد.

 
بانک هایی که از ترس خروج سرمایه ها از بانک ها و بیرون زدن دمل ورشکستگی از صورت های مالی بزک کرده و مملو از حساب های دریافتنی غیر قابل وصول از محل سود های کاغذی به دنبال جذب پول های مردم برای پوشاندن زخم های چرکین مالی خود هستند. در بازاری که با احتساب صرف ریسک و نرخ تورم باید سرمایه گذاری بالاتر از 30 درصد بازدهی توجیه داشته باشد و از طرفی در شرایطی که نرخ بازده تولید در فضای کنونی کسب و کار با حاشیه سود 15 درصدی هم محقق نمی شود، بانک ها چگونه می‌توانند سودهایی با نرخ ترجیحی و یا 28 و 30 درصدی را به سپرده گذاران بدهند؟

 
آیا می توان تصور کرد که بانک ها از طریق جابجایی دارایی ها در صورت های مالی و شناسایی سود حسابداری موهوم  به استقبال ترکیدن حباب در آینده ای نزدیک می روند؟ حبابی که ظاهرا این بار قرار است در شبکه بانکی بترکد؟

 
این رخدادها را می توان جملگی از رفتار معنی دار بورس فهمید. بازار زنده ای که بازتاب دهنده تصمیم ها و واقعیات تاثیر گذار بر اقتصاد و به تبع آن بر معیشت مردم است.

 
اتفاق دیروز نشان داد که بازار سهام نه از بابت توافق برجام هسته ای و نه از بابت سقوط بازارهای جهانی و نه حتی از ژست های سیاسی داخلی و خارجی دچار ریزش نماگرهای خود شده است، بلکه دیگر از توهم جهش در آینده ای که قرار است به زودی فرا برسد، خسته شده و با انباشته شدن نا امیدی ها در نقطه ای از زمان به حضیض رسیده است.

 
همه می دانیم که آب در 100 درجه به نقطه جوش می‌رسد. جهش چگالی آب در این نقطه به گونه ای است که به یکباره با رسیدن به نقطه اشباع تبدیل به بخار می‌شود. اگر تصور کنیم که عموم سهامداران از اسفند ماه پارسال تا به امروز به پای وعده های متولیان و تصمیم گیران کشور صبر کرده‌اند، تا دستکم روزنه امیدی در بازار سهام برایشان پدیدار شود، با لبریز شدن کاسه صبرشان به نقطه ای از ناامیدی رسیده اند و منقلب شدن آن به یکباره و خود جوش به بروز رفتاری مخالف با جهت بازار سهام جهش می‌کند.

 
بنابراین با انباشته شدن متغیرهای کمی در یک نقطه می‌توان گفت: هم اکنون بازار دچار تغییرات کیفی در رفتار خود شده است.

 
بازاری که به شدت با کمبود حجم و ارزش معاملات مواجه شده و در برابر گردش پول در بانک ها و سایر بازارهای سرمایه گذاری چندان به چشم دولتی ها نمی‌آید.

 
هم اکنون سطح عمومی قیمت سهام در بورس سر به اصلاح قیمتی برای دستیابی به نسبت پی بر ای تحلیلی واقعی تری گذاشته و به نظر می رسد با تداوم خبر های نا امید کننده در پایان عملکرد نیمه نخست امسال شرکت ها، شاخص بورس خود را برای تحمل جهش های منفی بیشتری آماده کند.

 
اتفاقی که برای مانع شدن از آن کاری از دست هیچ کس بر نمی آید و فقط سهامدار می تواند با صرف نظر از انگیزه فروش سهام و به تعویق انداختن آن به زمان دیگری مانع از تداوم بحران سقوط شاخص شود.

 
 در این میان متولیان بازار سرمایه تنها در یک صورت می توانند به سرپا نگه داشتن چنین بازاری که اغلب غیرحرفه ای ها و فروشندگان هیجانی سهام آنرا ترک کرده‌اند، کمک کند و آن هم راه اندازی هر چه سریع تر ابزار های متنوع معاملاتی پوشش ریسک از معاملات اختیار معامله و اختیار فروش گرفته تا سهام خزانه است تا مانع از بیرون راندن اندک سرمایه های باقیمانده در بازار سرمایه شوند. بازاری که باید برای توسعه و افزایش نقش پر رنگ آن در اقتصاد کشور هر روز با فرهنگ سازی، تمرین سهامداری کرد.