امتیاز مثبت
۰
در گفت وگو همشهری اقتصاد با دبیر اتحادیه کتابفروشان تهران بررسی شد:
دلایل رونق بازار کتاب های کمک آموزشی
دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۲۲
کد مطلب: 205168
 
بخش زیادی از این کتاب ها صرفا دانش آموزان را برای کنکور آماده می کنند بدون این که چیزی به دانش آنها اضافه کنند. امروزه اگر در حوزه صنعت کتاب های کنکور و کمک درسی ناهنجاری هایی هست، از برنامه های کلان آموزشی کشور نشات گرفته است.
دلایل رونق بازار کتاب های کمک آموزشی
 
همشهری اقتصاد-آزاده شمس: از سال هایی که مخاطب کتاب های کمک درسی و کنکوری بودم، سال ها گذشته است و نمی دانم آن روزها به این کتاب ها چه حسی داشتم. اما تصور الآن من از این کتاب ها مزاحم های بزرگ است. مزاحم هایی که دیگر تنها به کاغذ های تبلیغاتی بسنده نمی کنند و بزرگترین بیلبوردهای شهر را از آن خودشان کرده اند و دارند جای کتابفروشی های قدیمی خیابان انقلاب را می گیرند. 

زمانی انقلاب راسته کتاب بازها بود و آدم های کتابخوان با عینک های گردِ قاب مشکی را زیاد می شد آنجا دید که با یک بغل کتاب این طرف و آن طرف می روند. اما این روزها برای ورود به خیابان انقلاب باید از سد کسانی گذشت که برگه های تبلیغاتی کتاب و کلاس های آموزشی و دانشگاه های بدون کنکور را به زور به دستت می دهند. 

ویترین های شیشه ای هم که زمانی پر از کتاب های شعر و داستان بود، الان پر از کتاب هایی است که قرار است مانند اسفناج ملوان زبل باشند و به کنکوری ها قدرت پذیرفته شدن در دانشگاه بدهند. این مزاحم های بزرگ در نمایشگاه کتاب هم خوب خودشان را نشان می دهند. نمایشگاهی که زمانی محل آمد و شد اهل کتاب بود، در سال های اخیر محل معامله کتاب های کمک درسی است. 

به در نمایشگاه که می رسید، با خروج کتابخوان هایی مواجه می شوید که کتاب هایشان را در نایلون های تبلیغاتی نشرهای کمک آموزشی حمل می کنند. از در نمایشگاه که پا به داخل بگذارید، صدای رادیوی نمایشگاه را می توانید بشنوید که بانگ می زند: «شما که به پیشرفت فرزندتان می اندیشید»، «اگه خیلی گرم باشه، اگه خیلی سرد باشه...»، «کافی ست...»، «برای ثبت نام به ... مراجعه کنید». هرچه هم جلوتر بیایید، این صدا بلند و بلندتر می شود. صدایی که در تمام زمان حضور شما نام و شعار چند برند کتا ب های کمک آموزشی و کنکوری را بارها و بارها تکرار می کند. 

برندهایی که برای این تبلیغات هزینه های چندصد میلیونی پرداخت کرده اند و نمایشگاه کتاب را به چنگ آورده اند. البته همین کتاب ها توانسته اند یک تنه خاطره خوش ما را هم از نمایشگاه کتاب مخدوش کنند. این بازار آن قدر داغ شده است که دیگر کسی یادش نیست، قرار بود کتاب بخوانیم و به دانشگاه برویم تا چیزی بیاموزیم. قرار بود این کتاب ها به درک بهتر درس ها کمک کنند. نه این که علم را شبیه فست فود و غذای آماده کنیم و آن قدر کوچک و نازلش کنیم که بشود بسته بندی اش کرد و داد دست مشتری، که او هم با بسته بگذارد در مایکروفر مغزش و گرم کند و بخورد. 

البته دبیر اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران رونق این نشرها را مثبت می خواند و معتقد است که به فعال تر شدن نشر کشور می انجامد و تا زمانی که سیستم آموزشی ما همین منوال را دارد، بازار کتاب های کمک آموزشی هم داغ می ماند. 

در ادامه خبرنگار همشهری اقتصاد نظر محمود آموزگار درباره دلایل داغی بازار کتاب های آموزشی و تاثیر آنها بر چرخه نشر را جویا شده است.

آقای آموزگار، به نظر شما چه دلیلی باعث شده این قدر بازار کتاب های آموزشی داغ شود و بخش بزرگی از خرید فرهنگی خانواده ها را به خود اختصاص بدهد؟
به نظر من یکی از دلایل مهم این موضوع جمعیت جوان کشور است. به ویژه بعد از انقلاب، نسبت جمعیت جوان به کل جمعیت کشور اضافه شد و این جمعیت جوان برای دستیابی به آینده ای بهتر گرایش پیدا کرد به ادامه تحصیل و آموزش در مدارج عالی. موضوعی که اینجا اهمیت پیدا می کند، این است که شاید تحصیل تنها راهی بود که جوانان ما می توانستند برای بهبود آینده خود در پیش بگیرند. درست به همین دلیل، چون پدر و مادرها هم این راه را تنها راه سعادت فرزندان خود می دانستند، برای تامین ملزومات آنها حتی اگر لازم می شد از سایر هزینه های زندگی خود می کاستند تا بتوانند نیاز فرزندان شان را در این زمینه تامین کنند. 

در این شرایط، وقتی که کلید انحصاری موفقیت در تحصیلات و مهارت آموزی هم فقط ورود به دانشگاه ها دانسته می شود، طبیعی به نظر می رسد که تقاضای بالایی برای کلیدهای موفقیت در کنکور وجود داشته باشد که همین مساله بازار کتاب های کنکور و کلاس های کنکور و امثالهم را روزبه روز داغ تر کرده است. 

بسیار خب، شما وضعیت موجود را تشریح کردید. اما ریشه های این وضعیت چیست؟ چرا در کشورهای دیگر شاهد این حجم بالای گردش مالی در زمینه کتاب های کمک درسی نیستیم؟ ریشه های اقتصادی و اجتماعی بروز چنین پدیده ای در ایران چیست؟ و بالاخره این که استمرار روند انفجاری رشد گردش مالی در «صنعت کنکور»، چه تبعاتی به لحاظ اقتصادی و فرهنگی می تواند داشته باشد؟
برای پاسخ به سوال ها باید کار جدی تری انجام شود، خصوصا از نقطه نظر جامعه شناسی، تا ببینیم چرا این «گرایش به تحصیل» زمینه ساز «مدرک گرایی» شده است. وقتی به وضعیت امروز دانشگاه ها نگاه می کنیم و آن را با وضعیتی که همین دانشگاه ها در گذشته داشتند می سنجیم، شاهد افت محسوس در وضعیت آموزشی آنها هستیم و در مجموع تنها ویژگی ملموس در سیاستگذاری آموزشی موجود ما این است که این سیستم دنبال خروجی بیشتر در همه دوره ها از کاردانی تا دکتراست و آنچنان دغدغه ای در حوزه «کیفیت آموزش» ندارد. 

خود این موضوع، بر مبحث بازار وسیع انتشار کتاب های کمک درسی و کمک آموزشی اثر می گذارد؛ چراکه بخش زیادی از این کتاب ها صرفا دانش آموزان را برای کنکور آماده می کنند بدون این که چیزی به دانش آنها اضافه کنند.
از سوی دیگر، می توان گفت یک فاصله ای هم ایجاد شده است، ما در حوزه های بسیاری به نیروی توانمند و متبحر نیاز داریم، اما لازم نیست که این نیروها حتما در آموزش عالی تحصیل کرده باشند. برگزاری دوره های فنی در مدارس و جذب آنها در هنرستان ها می تواند آنها را برای اشتغال آماده کند و دانش آموزان را به عنوان کسانی که تجربه آموخته اند، به سوی بازار کار روانه کند. اما با این که در این زمینه تلاش شده، اما فقدان برنامه ریزی در آن سبب شده که بار چندانی را از دوش آموزش عالی برندارد. از سوی دیگر در سیستم آموزش عالی ما نسبت ها رعایت نمی شود؛ مثلا آیا ما می دانیم برای تامین نیرو در هر حوزه به چه تعداد فارغ التحصیل در سیستم آموزش عالی نیاز داریم؟ آیا به این اندیشیده شده است؟ 

وقتی همه جامعه به سمت «تحصیل دانشگاهی» می رود، برای اشتغال آنها نیز برنامه ریزی شده است؟ مثلا میزان فارغ التحصیلان بیکار ما در حوزه پزشکی عمومی این قدر زیاد می شود که اگرچه این قشر نخبه هستند و تلاش بسیار زیادی را برای ورود به دانشکده پزشکی متحمل شده اند، اما چون نمی توانند همه از سد آزمون دستیاری بگذرند، یا بیکار هستند یا برای گذران زندگی به مشاغل دیگری روی می آورند. 

درواقع به طور خلاصه شما ریشه «ناهنجاری در بازار کتاب های کمک درسی و کنکور» را در «ناهنجاری های سیاستگذاری کلان آموزشی» می دانید، درست است؟
بله، همه این مواردی که عرض کردم، حکایت از ناهنجاری هایی دارند که به دلیل این ناهنجاری ها و در شرایطی که بدون در نظر گرفتن نیازهای کشور همه به سوی تحصیلات کشیده می شوند، این بازار کاذب هم در حوزه نشر ایجاد می شود، کنکور تضمینی و انواع و اقسام کلاس ها و کتاب ها در این حوزه دیده می شود که قرار است به شما برای گذشتن از این سد کمک کند و توجهی ندارد که بعد از تحصیلات چه چیزی منتظر شماست. 

به این موضوع فکری نشده و همین باعث شده که این ناهنجاری به حوزه نشر هم تسری پیدا کند. رویکردی اینچنین در کشور در مورد تحصیلات عالیه باب شده و قاعدتا بخشی از ملزومات این جریان معیوب نیز انتشار کتاب های مربوطه است. نشر این قبیل کتاب ها هم تا این شرایط وجود دارد به این شکل بی قاعده ادامه خواهد یافت. 


جناب آقای آموزگار، همان طور که می دانید، متاسفانه سهم کتاب های کمک درسی و کتاب های کنکور از کل بازار کتاب کشور رو به افزایش است.به نظر شما آیا دولت جدید برای اصلاح این روند می تواند کاری انجام بدهد؟
اگر واقعا بخواهیم این روند اصلاح شود، در مرحله اول لازم است که نیازهای جامعه در حوزه های مختلف سنجیده شود و این مساله به برنامه ریزی دقیق و همکاری چندین وزارتخانه نیاز دارد. مطالعه جامعی باید در این زمینه انجام شود که ما چه میزان نیروی متخصص نیاز داریم و این درخواست به آموزش عالی منتقل شود تا میان خروجی دانشگاه ها با مشاغل ممکن هماهنگی ایجاد شود. 

اما از نقطه نظر شکلی، از نظر ما در اتحادیه، رونق حوزه نشر حتی در حوزه نشر کتاب های کمک آموزشی، اقتصاد نشر را به حرکت فعال تری وا می دارد و مورد استقبال ماست، صرف نظر از این که چه محتوایی ارائه می کنند. اما وقتی موضوع در ذات خود نابهنجار است، نمی توان انتظار داشت که سیستم آموزشی و توزیع کتاب و نشر دقیق و کارآمدی پیرامون آن شکل بگیرد. کتاب های درسی و کمک درسی مظروفی است که با شکل ظرف خود، یعنی سیستم آموزشی کشور تطبیق یافته است. 

خلاصه این که اگر در حوزه صنعت کتاب های کنکور و کمک درسی ناهنجاری هایی هست، از برنامه های کلان آموزشی کشور نشات گرفته و اگر می خواهیم در این زمینه بهبودی ایجاد شود قاعدتا باید برنامه های آموزشی را متناسب با نیاز های کشور تغییر دهیم. باید برنامه محوری را سرلوحه کار خود قرار بدهیم.